سیاسی |
بطور خلاصه
بر اساس بند اول اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، قدرت اجرائی باید در ید ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا باشد
بنابراصل بالا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، بعنوان رئیس دولت، ریاست بخش اجرائی حكومت ایالات متحده آمریكا را عهده دار است، او نه قانون گذار است و نه سیاستساز
بر اساس بند دوم اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، سمت فرماندهی كل قوای نظامی اعم از ارتش و نیروی دریائی ایالات متحده، و همچنین، نظامیان و شبه نظامیان را در ایالتهای مختلف را بر عهده دارد
بر اساس پاراگراف دهم از بند هشتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اختیار اعلام جنگ، اهداء نامه های عفو و بخشودگی، و تصمیمگیری در خصوص سرزمینهای اشغال شده در جنگ توسط قوای مسلح ایالات متحده بعهده كنگره ایالات متحده آمریكا میباشد
با توجه بر اصل بالا یعنی اصل هشتم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اگرچه ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا فرماده كل قوای مسلح ارتش ایالات متحده آمریكاست، ولی همچنان اختیار اعلام جنگ در ید كنگره ایالات متحده است، و ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا فاقد اختیار در اعلام جنگ است.برای مثال عملی بیشتر در این خصوص لطفا به پاورقی شماره یك مراجعه كنید
بر اساس بند هفتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اختیار تصویب لوایح پیشنهادی و آماده سازی تبدیل آنها به قانون، بعهده مجلس نمایندگان ایالات متحده است، ولی مجلس سنای ایالات متحده میتواند نظرات خود را به لوایح تصویب شده اعلام وبصورت تبصره و یا متمم اضافه نموده و و آن را به تصویب نهائی كنگره آمریكا برساند. شمارههای كلاسه بندی مصوبات در سنای آمریكا میتواند با شمارههای كلاسه بندی همان مصوبات در مجلس نمایندگان متفاوت باشد. هر لایحه پس از تصویب نهائی مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریكا، باید بصورت مصوبه در اختیار رئیس جمهور ایالات متحده قرار گیرد تا با امضاء او به قانون تبدیل گردد.اگر ریاست جمور با این مصوبه موافق بود میتواند با امضاء آن مصوبه آنرا به قانون تبدیل كند و اگر موافق نیست باید آنرا به همراه دلیل مخالفت خود به مجلس نمایندگان ایالات متحده بازگرداند. مجلس نمایندگان ایالات متحده باید مخالفت و دلیل مخالفت ریاست جمهور با مصوبه مذكور را درجریده رسمی خود بطور مشروح و علنی بچاپ رسانیده و در معرض دسترس عموم قرار دهد ضمن اینكه باید در حد امكان تغییرات لازمه را در مصوبه مذكور ایجاد نمایند. چنانچه مصوبه كنگره با عدم موافقت ریاست جمهور مواجه نشد،باید با امضاء او به قانون تبدیل گردد. عدم موافقت ریاست جمهور با مصوبات كنگره باید ظرف مدت زمان قانونی ده روز باستثناء روزهای یكشنبه كه جزوء این ده روز محسوب نمیگردد، رسما به كنگره آمریكا اعلام گردد. بعد از ایجاد تعییرات مورد نظر در حد امكان، آن مصوبه مجددا به ریاست جمهور تقدیم و با امضاء او به قانون تبدیل خواهد شد
هر گونه دستور، مصوبه، و یا رای، باید به تائید ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا برسد، و اگر در نهایت او تائید نكرد، باید با موافقت دوسوم آراء موافق مجلس نمایندگان و سنای آمریكا و براساس مقتضیات مصوبات، به تصویب رسیده و به قانون تبدیل گردد
با توجه به اصل هفتم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، مشروحه در بالا، حتی حدود اختیارات ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا كه مبتنی بر قانون اساسی ایالات متحده میباشد، تابع تصمیمات نهائی نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده است، بر اساس نص صریح قانون اساسی ایالات متحده آمریكا. برای روشن شدن بیشتر این مورد به مثال شماره دو در پاورقی همین مقاله توجه فرمائید
اوباما یا مك كین، چه فرقی میكند
بطور اجمال، بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریكا
بند اول اصل اول، كنگره آمریكا، قوه مقننه حكومت ایالات متحده آمریكا میباشد
بند اول اصل دوم، ریاست جمهوری ایالات متحده آمریكا، بعنوان رئیس دولت مسئول قوه مجریه حكومت ایالات متحده آمریكاست
بند اول اصل سوم، دیوان عالی كشور، قوه قضائیه ایالت متحده امریكاست
پس سیاستسازان آمریكائی چه كسانی هستند و اصولا كجا هستند
اوباما یا مك كین، چه فرقی میكند
پاورقیها
مثال جهت نشان دادن اینكه بوش در حمله به عراق مستقل عمل نكرد بلكه با قدرتی كه كنگره آمریكا به او تنفیذ كرد به عراق لشكر كشی كرد، و اصولا ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا اختیار اعلام جنگ ندارد بلكه بعنوان فرمانده كل قوای مسلح آمریكا، باید اعلام جنگ از كنگره را دریافت و به پنتاگون ایالات متحده دستور حمله را صادر كند
پاورقی اول، بر اساس خبر سی ان ان به تاریخ پجنشنبه دهم اكتبر دوهزارودو میلادی دویست و نودوشش نماینده كنگره آمریكا با رای مثبت خود در برابر یكصدوسی وسه رای مخالف، موافقت خود با حمله نظامی بوش به عراق را رسما اعلام كرده و به رئیس جمهور بوش اختیار حمله نظامی به عراق را تنفیذ كردند
http://archives.cnn.com/2002/ALLPOLITICS/10/10/iraq.us
مثالها جهت نشان دادن اینكه اصولا حدود اختیارات قانونی ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، تابع تصمیمات نهائی متخذه توسط نمایندگان مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریكاست
پاورقی دوم، قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی كشورهای خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، قانونی استكه در بیست و پنجم اكتبر هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی توسط كنگره ایالات متحده بتصویب رسید و با امضاء رئیس جمهور وقت به قانون مبدل گشت. طبق اینقانون سرویسهای ضد جاسوسی ایالات متحده آمریكا، اختیار دارند تا با اتخاذ اقدامات لازمه شامل، كارگذاری میكروفن، و دیگر ابزارهای لازمه در محل اقامت ماموران خارجی، و حتی كنترل و شنود شهروندان ایالت متحده آمریكا، و یا افراد مقیم ایالات متحده
http://en.wikipedia.org/wiki/Foreign_Intelligence_Surveillance_Act
قانون مهین پرستی، معروف به پاتریوت آكت، مصوبه كنگره ایالات متحده آمریكاست، كه توسط امضاء رئیس جمهور بوش در بیست وششم اكتبر دوهزارویك میلادی مبدل به قانون گشت. كه در واقع به سرویسهای امنیتی ایالات متحده آمریكا اختیار ترجمه و تعریف تروریسم را میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/USA_PATRIOT_Act
شنود غیر قانونی شهروندان آمریكائی توسط دولت بوش، كه برای اولین بار توسط نیویورك تایمز در دسامبر دوهزاروپنج میلادی عمومی شد، كه توضیح میداد چگونه اداره امنیت ملی آمریكا تحت مسئولیت دولت بوش از دوهزارودو میلادی بطور غیر قانونی تمامی مكالمات شهروندان آمریكائی را شنود میكرده است، قانونی است كه از ژوئن دوهزار میلادی بطور قانون ابلاغ گشته بوده است، در حالیكه مخالفان این قانون معتقدند این قانون ضد اصل آزادیهای اجتماعی و فردی مندرج در قانون اساسی ایالات متحده آمریكاست
متمم قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، كه در دهم جولای دوهزاروهشت میلادی به تصویب كنگره ایالات متحده آمریكا رسید، به قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی وسعت عمل بیشتری میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/FISA_Amendments_Act_of_2008
با توجه به مجموعه بالا و اینكه رئیس جمهور ایالات متحده آمریكا در هیچیك از اختیارات قانونی خود نیز قادر به عملكرد مستقل نمیباشد
اوبایا مك كین، چه فرقی میكند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|