سیاسی |
حسین مختار زیبائی
بیستم جولای دوهزاروهشت میلادی
با تشكر اززحمات بی شائبه شبانه روزی مسئولان سایت وزین گزارشگران و فرصتی كه بمن داده اید تا پاسخگوی دو سئوال اساسی و كلیدی شما در خصوص مسائل جاری ایران بویژه احكام اعدام فعالین كرد باشم
چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در شرائطی كه افكار عمومی ووجدانهای بیدار در سطح بین المللی نقد عملكردهای ضد بشری جمهوری اسلامی را سالهاست در پیش گرفته اند كدامند
شما با یك سئوال بظاهر ساده، در واقع امر، از مخاطبین خود خواسته اید تا اجمالا تاریخ، سابقه قضادر ایران جمهوری اسلامی، تاریخچه مقاومت ملت ایران و كردستان و الی آخر، از ب بسم الله تا نون والظالین را برایتان بنویسند
اگرچه باتوجه به عمق حساسیت و اهمیت سئوالات مطرح شده، این نوشته به درازا میكشد ولی تلاش میكنم ضمن پاسخ به سئوالات مطرح شده، ثابت گردد چگونه مشتی دستنشانده، منافق، ملحد، یاغی و محارب از خدا بیخبر با سوءاستفاده و تفسیر به رای احكام و شریعت مقدس اسلام ملتی را در بند كرده و كشوری را به ورطه كامل نابودی كشند
امیدوارم كه در داخل ایران، حداقل تعدادی ولو محدود به این سری سئوالات و پاسخهای ارائه شده دسترسی داشته باشند، زیرا همانطور كه میدانیم، كارگران، معلمین، كارمندان، ودانشجویانی كه به نان شب خود محتاج مانده اند، مسلما به كامپیوتر مشكلتر از نان شب دسترسی خواهند داشت، بویژه كه جمهوری اسلامی و حامیان جهانخوار آن همه تلاش خود را برای قطع ارتباط داخل و خارج كشور بكار بسته اند، از جمله قطع برق سراسری و خاموشیهای كاذب تهران و دیگر شهرهای ایران
ولی از شما و خوانندگان گرامی استدعا دارم یاری كنند تا این متن با توجه به حساسیتهای حقوقی قضائی كه تا حدودی برا ساس شریعت اسلامی، تنظیم شده در اختیار خانوادههای معظم شهیده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب و همچنین شهیده بانو زهرا كاظمی خبر نگار ایرانی كانادائی، كه هر دو در اثر شكنجه های ناجوانمردانه آدمكشان رژیم ضد جمهور و ضد اسلامی حاكم بر ایران جان باختند، برسد، ضمنا علاوه بر خانوادههای معظم بانوان مذكوره، در اختیار وكلای محترم دعاوی ایشان بویژه سركار خانم شیرین عبادی، قرار گیرد، زیرا باتوجه به مطالب عنوان شده میتوان با بهرهجوئی از احكام مذكور در این متن پروندههای بانوان زهرا كاظمی، و زهرا بنی یعقوب را مجددا بازگشائی، از قاضی فعلی پرونده بدلیل عدم اشراف در تشخیص نقض صریح احكام اسلامی رد صلاحیت كرده و پروندهها به مقامات بالاتر قضائی رژیم جمهوری اسلامی ارجاع گردند، و منع پیگرد متهمین پروندها كن لم یكن گردد و این جانیان از خدا بیخبر به مجازات برسند. ضمنا انتظار دارم كه به حساسیت پرونده بانوان یاد شده و پیروزی آنها كاملا واقف باشید، زیرا پیروزی در پرونده بانوان یاد شده در بالا اثبات خواهد كرد كه همگی بانوان ایرانی كه از ابتداء حكومت ننگین باصطلاح جمهوری اسلامی در ایران به اشكال مختلف بقتل رسیده اند، بی گناه بوده و طبق احكام واقعی و شریعت مقدس اسلامی، تمامی افراد اعم از بازجویان، بازپرسان، قضات و مجریان احكام قتلها باید به سزای اعمال ننگین ضد اسلامی خود برسند
اجازه میخواهم قبل از پرداختن به سئوالات مطروحه به چند نكته اشاره كنم تابدینوسیله درك مطلب پاسخهایم آسانتر گردد. بهمین منظور با یك پیشگفتارنه چندان كوتاه آغاز میكنم تا به اصل سئوالات، پاسخ اجمالا درخور توجه داده باشم
پیشگفتار
همانطور كه میدانیم، باتوجه به نزدیكی تعاریف واژههای سیاسی بیكدیگر، همچون اكثر موارد ما دچار سردرگمیهای تعریف موقعیت خود دروقایع جاری در ایران هستیم، بعبارت دیگر تصویر درستی از خود در كنار و یا حاشیه مبارزات ملت ایران نداریم. این از آنجا ناشی میشود كه ما هنوز تعریف و یا تصویر درستی از خود به خودمان ارائه نكرده ایم، یا نمیتوانیم و یا نمیخواهیم، ما ضمن اینكه خود را نیروی سرنگونی طلب میدانیم در عین حال خود را اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران نیزمیخوانیم. عدم اشراف كامل ما به تعاریف وهمچنین عدم تشخیص بموقع مااز مرزبندیهای كتمان ناپذیربسیار نزدیك تعاریف واژگان سیاسی، عامل اصلی این سردرگمیهاست.حال تصور كنید كه بر فرض محال به این نتیجه فرضی برسیم كه ما اپوزیسیون جمهوری اسلامی حاكم بر ایران هستیم. همه ما بخوبی واقف هستیم كه حتی اگر بر اپوزیسیون بودن خود نیز اصرار ورزیم، از منظر جمهوری اسلامی حاكم بر ایران، بر اساس تجربیات موجود حكم ما اعدام و یا شكلی از اشكال حذف فیزیكی میباشد، و دقیقا به همین علت هم است كه ما این رژیم را ضد بشر مینامیم.از آغازین روزهای حاكمیت خود بر ایران، حتی پیش از رفراندوم دوازدهم فروردین هزاروسیصد وپنجاه و هشت خورشیدی همان رفراندوم كذائی آری یا نه به جمهوری اسلامی رژیم جمهوری اسلامی، با زبان سرخ و داغ سرب مذاب با همه برخورد كرد، از این سری برخوردها اعدامهای ناجوانمردانه بظاهر سلطنت طلبان، و نیروهای باصطلاح ساواك میتوان نام برد، كه در ادامه به سركوبهای وحشیانه گنبد، قتل عامهای كردستان، و در نهایت به نسل كشیهای ایرانیان با اعدامهای دهه شصت خورشیدی انجامید كه هنوز هم بلاانقطاع ادامه دارد.در بسیار موارد نیز شواهد كتمان ناپذیر موجود اثبات میكند كه رژیم حتی نیروهای خودی اش را هم كه میرفتند تا به یك اپوزیسیون واقعی تبدیل شوند راهم تاب تحمل نیآورد، پس میبینیم كه طبق شواهد موجود و تجریبات مبرهن تاریخی، رژیم هر تنابنده ای را نه اپوزیسیون بلكه دشمن خود میداند. همه آنهائیكه تجربیات زندانهای سیاسی اواخر دهه پنجاه به بعد بویژه دهه شصت خورشیدی را دارند، بخوبی میدانند كه مسئولان زندانها بلا استثناء همیشه از اصطلاح یا با ما هستید یا بر ما بوضوح استفاده میجستند، یعنی اینكه راه سومی كه همان اپوزیسیون بودن باشد موجود نبود، نتیجتا حتی آنها كه امروزه با شخصیت سازیهای رژیم به خارج اعزام میشوند كه نقش اپوزیسیون رژیم را بازی كنند، در واقع همانها هستند كه دانسته یا ندانسته، خواسته یا نا خواسته، با رژیمند، زیرا اگر نبودند اصولا فرصت نمی یافتند كه بتوانند اپوزیسیون باشند، كه این در معنا بخشی از همان پروژه صدور انقلاب به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران میباشد، لطفا به تاكید بر بخشی از پروژه صدور انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران توجه فرمائید.
جالب اینجاست كه عدم اشراف ما به تعاریف واژگان سیاسی و همچنین تعاریف قضائی این واژگان، به جمهوری اسلامی این فرصت را داد تاهمه كشتارهای دهه شصت خورشیدی در زندانها را با بهرهجوئی از واژه هائی همچون متهم و اتهام انجام دهد، حتی آنها كه جان سالم از زندانهای رژیم بدر بردند، در ورقه آزادی خود با سئوال مبنی بر نوع اتهام مواجه میشدند، نه نوع جرم. همانطور كه میدانیم، اتهام در واقع تهمت و افتراعی میباشد كه هنوز محرز نشده، و متهم شخص حقیقی میباشد كه مورد اتهام، تهمت و افتراء قرار گرفته كه چون هنوزاتهام او محرز نشده فعلا متهم است، و اگر اتهام بر شخص مذكورو مذكوره وارد و یا محرز گردد در آنصورت مجرم و یا مجرمه است كه در قضاء این شخص حقیقی یعنی متهم یا متهمه پس از محرز شدن اتهام وارده، به شخصیت حقوقی مجرم یا مجرمه تبدیل میگردد. مسلما همه ما هم میدانیم كه حقوق و تعهدات قضائی شخصیت حقیقی بسیار متفاوت از حقوق و تعهدات یك شخصیت حقوقی میباشد كه متاسفانه با عدم اشراف ویابی تفاوتی عمدی زندانیان و خانوادههای آنان به این مقوله، و عدم دسترسی به وكیل در زندانهای جمهوری اسلامی در آن سالیان، بهترین امكان سوءاستفاده جمهوری اسلامی از این مسئله را فراهم كرد كه عزیزان ملت ایران را تنها بصرف اتهام و با نام متهم و متهمه بكشد یعنی علاوه بر اینكه حقوق انسانی آنها را لگد مال كرد، حقوق ایشان را كه بنا به شخصیت حقوقی مجرمیت بدیشان تعلق میگرفت را هم نادیده گرفت.. برخی را هم كه نكشت تا آخرین لحظه های حضور در زندان، به صرف متهم و متهمه بودن نگاهداشت و بدینوسیله تمامی حقوقی را كه بواسطه شخصیت حقوقی مجرمیت زندانیان بدانها تعلق میگرفت را عمدا با برنامه ریزی قبلی و وارونه نمائیها انكار و پایمال كرد. باز هم تاكید میكنم كه عدم اشراف كامل و یا جدی نگرفتن این حقوق از سوی قربانیان،زندانیان و خانواده آنها در شرائطی كه دسترسی به وكیل نیز غیر ممكن بود مضافا بر بی تفاوتی جامعه، بهترین بستر سوء استفاده توسط جمهوری اسلامی در ارتكاب به جنایاتش را فراهم آورد. كه هنوز هم ادامه دارد٫ یعنی یك جنایت كاملا آگاهانه، مدون وسیستماتیك
كسانیكه از دانشكدههای زبان فارسی در زمان جمهوری اسلامی فارغ التحصیل شده اند و یا آنها كه در اثر تحصیل در دانشكدههای حقوق قضائی جمهوری اسلامی مجبور بوده اند برخی دروس را در حوزههای علمیه گرفته، و یا بطور بسیار نادر، حضور مدرسین حوزههای علمیه را در كلاسهای درس خود شاهد باشند، بخوبی میدانند كه توجه به مبحث یاد شده در بالا نه تنها درتغییر شرائط زندانها و بعضا احكام میتواند تا حدی ولو بسیار ناچیز موثر باشد بلكه اشراف كامل به آنها میتواند جمهوری اسلامی را با چالشهای بسیار تكاندهنده مواجه كند. اما لطفا توجه داشته باشیم كه، صرفا چالشهای تكاندهنده، نه سرنگون ساز
اصولا علاوه بر قضات دادگاههای مختلف مدنی، جزائی، تعزیرات حكومتی و ویژه روحانیت،جمهوری اسلامی دارای یكدسته از قضات بسیار ویژه است، بنام قضات دادگاههای انقلاب، كه این دسته از قضات دارای مطالعات بسیار متفاوت از دیگر انواع قضات در جمهوری اسلامی میباشند، و حتی طول مدت دوره تحصیلی آنان نیز بسیار متفاوت از دیگران میباشد. مانند خلخالی، قدوسی،موسوی تبریزی، موسوی اردبیلی،صانعی، گیلانی،نیری، رئیسی، رازینی، شاهرودی وغیره. آیا تصور میكنید كه اینان بیكباره بعد از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران سر از بته در آوردند؟خیر! مسلما اینان در طول سالیان قبل از بقدرت رسیدن مشغول تحصیل علوم و حقوق بودند تا بعد از بقدرت رسیدن براحتی آب خوردن طوریكه بلحاظ حقوقی حتی یك مو هم لای درز كارشان نرود با توجه به آشنائیشاب به اصل احكام اسلامی و با وارونه نمائیهای ماهرانه، عزیزان ملت ایران را بخاك و خون بكشند، تا حدیكه حتی مشكل بتوان جرائم ضد بشری ایشان را حتی در محاكم داخلی كه كاملا با سیستم قضاوت آنها آشنا هستند مطرح كرد، در محافل و محاكم قضائی غیر ایرانی كه با سیستم قضائی ایشان اصولا كمترین آشنائی را هم ندارند حتی مشكل بتوان حرفی از جنایات ایشان بمیان آورد. عجله نكنید، دو مورد مثال زنده یكی خارجی و دیگری داخلی كه بزودی در زیر آورده خواهد شد این ادعا را اثبات خواهد كرد
آیا میدانستید كه ما میتوانیم بگوئیم قوانین جمهوری اسلامی را نمیپسندیم، نمیخواهیم، از نظر ما مشروعیت ندارد، و حتی بگوئیم كه جمهوری اسلامی قوانینش را بگذارد در كوزه آبش را بخورد كه البته هر یك از اینها بحثهای ویژه خود را داراست. ولی درد آور اینجاست كه نمیتوانیم بگوئیم كه جمهوری اسلامی عزیزان ما را بی قانون كشت. زیرا طبق تعاریف پذیرفته شده عرف جهانی درست یا غلط، ما بخواهیم یا نخواهیم، تعریف عدالت، اجرای قانون بطور یكسان در حق همه شهروندان یك كشور میباشد
از سوی دیگر نیز همین عرف به درست یا به غلط پذیرفته شده، تاكید میكند كه شهروندان هر كشوری موظف به احترام به قوانین كشور خود كه توسط قوه مقننه به قوه قضائیه و از قوه قضائیه به قوه مجریه ابلاغ میگردد هستند. به همین خشكی
در بالا گفتیم كه قضات دادگاههای انقلاب جمهوری اسلامی از قبل آماده میشدند برای جنایات علیه ملت ایران طبق قوانین خودشان، ولی آیا تصور میكنید كه جمهوری اسلامی بدون آتیه نگری فكری برای آینده دادگاههای انقلاب خود نكرده است؟ اگر چنین تصوری داریم كاملا در اشتباه هستیم، زیرا جمهوری اسلامی به اندازه طول مدت سی سال زمان داشته است تا نه تنها سری جدید قضات دادگاههای خود را وارد عرصه قضاوت كند، بلكه حتی مدرسین خود را نیز تربیت كرده تا سیستم باز تولیدش دچار وقفه نگردد
بهمین دلیل هم هست كه من چپ وراست دول غربی بویژه سیاستسازان آمریكائی را شریك جرم جنایات جمهوری اسلامی علیه ملت ایران مینامم زیرا اگرنبود كودتای بست و هشت مرداد سال سی و دو خورشیدی، محتملا ما امروزه مجبور به تحمل پدیده شوم دادگاههای باصطلاح انقلاب نبودیم، البته تضمینی هم وجود نداشت كه دچار معظلاتی همچون دادگاههای نظامی مانند دادستانی ارتش دوران شاهنشاهی نمیشدیم. این خود نیز فقط یك اشاره بود و بس و جای خود را برای بحث دارد
همانطور كه میدانیم،همیشه، شناخت، اصل اول میباشد. اگر شناخت لازمه نسبت به یك پدیده موجود نباشد هر گونه اقدام برله ویا علیه آن پدیده اگر خوش شانس باشیم، و اقدام ما به ضد خود تبدیل نشود، با شكست كامل مواجه میشود.در بالا اشاره به دو مثال داخلی و خارجی كردم، كه اولی یك تجربه ایرانی خارجی بوده و میرود تا ادعای من در خصوص اینكه ما حتی مشكل بتوانیم در محافل و محاكم قضائی و حتی حقوق بشری خارجی كه باسیستم قضائی جمهوری اسلامی آشنائی لازمه را ندارند، حرفی از نوع جنایات جمهوری اسلامی حاكم بر ایران بمیان آوریم، ثابت كند
سه سال پیش بود كه از اروپا ایمیلی دریافت كردم و بعد یك تلفن، كه شخصی میگفت آقای زیبائی چرا بیكار نشسته اید كه عنقریب استكه یك جوان ایرانی را بجرم شرب خمر اعدام كنند. بلافاصله پس از دریافت خبر محكومیت آن جوان به اعدام در اثر شرب خمر مصرف نوشیدنیهای الكلی، باروابطم دركمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین با روابطم درعفو بین الملل تماس گرفته و مسئله را گزارش كردم. یكی دوروز پس از آن نیز ترتیب ملاقات دوستان آن جوان ایرانی را كه از اروپا تماس گرفته بودند با برخی از اعضاء عفو بین الملل دادم، آنها به ملاقات مسئولان عفو بین الملل رفته و مداركی را هم كه گویای حكم اعدام آن جوان ایرانی بود را به مسئولان عفو بین الملل ارائه كردند.پس از آن ملاقات روابط من از عفو بین الملل و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تماس گرفته و گفتند كه برای ایشان غیر قابل قبول استكه فردی در هر كجای جهان كه باشد صرف مصرف الكل به اعدام محكوم شود. زیرا در هیچ كجای جهان صرف نوشیدن الكل و حتی مستی. دلیل بر بازداشت فرد نمیباشد، مگر اینكه فرد در حال مستی، مرتكب یك عمل جنحه شده باشد كه در آنصورت نیز بجز مورد ارتكاب به قتل، نمیتوان حكم اعدام صادر كرد، و ارتكاب به عمل جنحه نیز در حالت مستی حتی اگر ارتكاب بقتل باشد، ارتكاب به قتل غیر عمد است چون در حالت مستی واقع شده پس در اینمورد نیز دست قاضی برای عدم صدور حكم اعدام باز است، ولی چطور میشود كه اینفرد مست بوده، دستگیر شده،و به اعدام محكوم شده است؟ این باورش بسیار مشكل است، بهرحال اگر شما تائید میكنید ما موضعگیری خواهیم كرد. ولی پس از آن نیاز به مدارك بیشتر جهت تماس با مقامات قضائی جمهوری اسلامی داریم. البته بلافاصله هم اعلام و هم موضعگیری كردند
من كه میدانستم روابط من در كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و همچنین عفو بین الملل مشكلشان عدم شناخت لازمه از سیستم قضائی جمهوری اسلامی میباشد، بتكاپو افتاده و با تماس با جامعه مسلمانان اروپا، آمریكا كانادا، استرالیا، و همچنین روابطم در الازهر مصر، ایشان را نسبت به تاثیر منفی اجرای این حكم، ولو بر اساس شریعت مقدس اسلامی هم صادر شده و تشخیص قاضی هم صحت داشته باشد را متذكر شدم. به ایشان یادآور شدم كه تاثیر منفی اجرای این حكم در شرائط حاضر جهانی جز تخریب كامل اذهان عمومی ملتهای جهان در خصوص اسلام و شریعت اسلامی نتیجه دیگری نخواهد داشت، و اضافه كردم كه این شما و این جمهوری اسلامی حاكم بر ایران و این حكم اعدام یك جوان ایرانی شراب خوارو این اسلام و شریعت مقدس اسلام، هر گلی بزنید بسر شریعت مقدس اسلامی زده اید
در تماس تلفنی كه چند روز پس از آن با دیوان عالی كشور رژیم داشتم، معلومم شد كه مسلمانان كشور های یاد شده بویژه الازهر، با تماسهای مكرر خود مسئولان جمهوری اسلامی را كلافه كرده اند
در عین حال كه پیگیر تاثیر گذاری واكنش مسلمانان جهان بر مسئولان قضائی رژیم بودم، تلاش میكردم تا اطلاعات بیشتری از پرونده جوان ایرانی محكوم به اعدام بدست آورم، ضمنا یك آموزش هر چند مقطعی از نحوه قضاوت در سیستم قضائی جمهوری اسلامی را در اختیار سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی قرار دهم.
طبق شریعت اسلامی،فردی كه برای باراول بدلیل مصرف الكل دستگیر شود به شلاق، بار دوم به شلاق و زندان، بار سوم علاوه بر شلاق و زندان دست قاضی باز است تا او را بعنوان مفسد فی الارض به اعدام محكوم نماید. تاكید میكنم كه صدور حكم اعدام توسط قاضی در صورتی میسر میباشد كه قاضی بدرستی مقوله مفسد فی الارض را در خصوص فرد خاطی كه از سلامت كامل جسمی، عقلی وفكری برخوردار باشد تشخیص دهد
در خصوص پرونده جوان ایرانی علی رغم اینكه ایشان سه بار دستگیر و محكوم شده بود، ولی در اثر تحقیقات انجام شده دریافتم كه نه تنها ایشان از سلامت كامل عقلی برخوردار نمیباشد، بلكه درمرتبه اول دستگیری نیزعلی رغم اینكه ایشان مصرف الكل را انكار كرده ولی قاضی پرونده صرف شهادت شهود علیه ایشان حكم به تعزیر یعنی شلاق را صادر و اجرا كرده است
در حالیكه حكم شرع بظاهر است وشهادت شهود میتوانسته تلقینی باشد، كه در آنصورت حكم مرتبه اول دستگیری جوان ایرانی نقض صریح شریعت مقدس اسلامی بوده و نتیجتا مرتبه سوم دستگیری و محكومیت ایشان نه بار سوم بلكه باردوم محسوب میگشت، و طبق احكام شرعی قاضی حق صدور حكم اعدام در مرتبه دوم را نداشته است، بویژه كه حكم اعدام در اثر تشخیص مفسد فی الارض بودن فرد محكوم نافذ نبوده زیرا جوان ایرانی از سلامت كامل عقلانی برخوردار نبود، پس بخودی خود احكام شلاق و زندان هم اینجا مصداق نداشته و جوان ایرانی میبایست بجای تحمل زندان به مراكز درمانی اعزام و تحت مداوای پزشكی قرار میگرفت
با توجه به مجموعه بالا، و توجیه قضائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی، و فشار جامعه مسلمانان اروپا و امریكا، كانادا و استرالیا و همچنین برخی از علماء الازهر، و بحثهای مستقیم تلفنی من با مراجع قضائی رژیم در دایوان عالی كشور و استدلال در خصوص شبه آمیز بودن محكومیت در مرتبه اول دستگیری، شبه آمیز بودن شهادت شهود در مرتبه اول دستگیری، كه میتوانسته بنا بهر دلیلی تلقینی بوده باشد،و همچنین مشكوك بودن سلامت عقلانی، در نهایت جوان ایرانی پس از حدود دو ماه از زندان آزاد و به آغوش خانواده بازگشت
و اما مورد داخلی
عدم اشراف كامل وكیل محترم خانواده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب كه در بازداشتگاهی در همدان بقتل رسید، به موازین و احكام اسلامی، توانست این امكان را به متهمین پرونده و همچنین قاضی ناعادل بدهد كه قرار عدم پیگرد قانونی را صادر نماید
در حالیكه اگر سر كار خانم شیرین عبادی به موازین شرعی كاملا اشراف داشتند، میتوانستند از قاضی نا عادل پرونده مذكور خلع ید كرده و در مرجعی بالاتر پرونده را به پیروزی برسانند.
بطور اجمال، شاه كلید این پرونده در آنجا بوده كه اصولا چرا مسئولان بازداشتگاه در شهر همدان، یك بانوی ولو متهمه را در مكانی نگهدار میكرده اند كه فاقد باز جو، بازپرس و نگهبان نسوان بوده است. طبق موازین اسلامی و احكام شرعی اصولا نگهداری بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آن بازداشتگاه نقض صریح موازین شرعی بوده است، و بهمین جهت ولو اینكه بر فرض محال مرگ بانو دكتر زهرا بنی یعقوب خودكشی بوده باشد، باز هم این اقدام بخود كشی میتوانسته از ترس مورد تعرض قرار گرفتن نامحرمانی كه ایشان را احاطه كرده بودندصورت گرفته، نتیجتا مسئولیت خود كشی ایشان هم با مسئولان بازداشتگاه مذكور بوده و آنان باید طبق موازین شرعی، بدلیل نقض صریح احكام اسلامی در خصوص بازداشت یك زن مسلمه در محل احاطه شده توسط نامحرمان، و همچنین زیر پا گذاشتن قوانین و شرع مقدس اسلام محاكمه، محكوم و حكم صادره بلادرنگ در خصوص افراد خاطی كه شامل همه مسئولان آن بازداشتگاه در طول مدت بازداشت بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آنمحل حضور داشته اند اجرا گردد
طبق احكام شریعت مقدس اسلامی بدون شك احكام این خاطیان سنگسار میباشد. زیرا انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه، و حتی غیر مسلمان، كه منجر به قتل او گردد، ولو این قتل فرضا خود كشی هم باشد، بمثابه تجاوز به عنف این زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان است كه در آنصورت حكم صادره در خصوص همه مسئولان این جنایت چیزی جز سنگسار نیست
حتی اگر مسئله بانو دكتر زهرا بنی یعقوب به مرگ ایشان هم منجر نمیشد، باز هم خاطیان پرونده محكوم به سنگسار بودند، زیرا باز با تاكید میگویم كه انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان و نگهداری او در محلی كه فاقد نگهبانان نسوان بوده، مصداق تجاوز جمعی به عنف میباشد
در اینجا از نحوه برخورد مولا علی )ع( در به سفر فرستادن عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام بهره میگیرم كه مولا علی )ع( ایشان را در معیت سواران زن با پوشش مردان به سفر روانه كردند، زیرا از یك طرف ایشان نمیتوانستند یك زن مسلمه را ولو اینكه در توطئه منافقان و محاربان شركت جسته بوده، در جمع مردان نامحرم به سفر روانه كنند، واز سوی دیگر برای حفظ سلامت وامنیت كاروان از شر راهزنان احتمالی مجبور بودند زنان همراه ایشان را به لباس مردان ملبس كنند
پس میبینیم كه طبق شرع مقدس اسلام نمیتوان یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان را در جمع مردان نا محرم زندانی كرد، اگر چنین شود به مثابه انكار عمدی حقوق شرعی زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان بوده و تجاوز به عنف محسوب میگردد ولو اینكه عملا تجاوز جنسی صورت نپذیرفته باشد. پس حكم صادره سنگسار است. از این جهت اصرار میكنم زیرا مسئولان بازداشتگاه بانو دكتر زهرا بنی یعقوب عالم به احكام شریعت اسلامی بوده و عمدا و عملا این احكام و حقوق یك زن مسلمه را انكار كرده اند، پس جرم ایشان محرز است
همین مسئله در خصوص پرونده بانو زهرا كاظمی خبرنگار ایرانی كانادائی نافذ است، و همچنین در خصوص تمامی بانوانیكه در طول سی سال حكومت منافقان محارب با خدا و پیغمبر بر ایران قربانی رژیم ضد اسلامی شده اند
خب در كشوری كه مسئولان آن با علم بر احكام اسلامی، عمدا شریعت مقدس اسلامی را با وارونه نمائی و تفسیر به رای عملا انكار میكنند، كه به مثابه نفاق و محاربه عامدانه با خدا و پیامبر میباشد، ملت راهی جز جهاد ندارند، زیرا جهاد تنها راه حفاظت در برابر اینچنین حكومت ضد خدا و ضد اسلام و ضد پیامبر میباشد، در اینجاست كه علما وظیفه دارند كه برای حفظ كیان اسلام، حكم جهاد را صادر كنند، لطفا توجه داشته باشید كه جهاد اصولا دفاع مقدس میباشد نه حمله و یا جنگ مقدس. هیچكدام از نبردهای پیامبر گرامی اسلام حمله نبودند، بلكه دفاع از خود و كیان اسلام بود. پیامبر گرامی اسلام ده جنگ داشتند، كه اصلطاحا به آنها جنگ میگوئیم ولی در واقع معروف به غزوات پیامبر هستند و همه آنها در دفاع از خود مسلمانان و دفاع از كیان اسلامی بوده است، یعنی جهاد
پس تا به اینجا تا حدود زیادی اشراف داریم كه چگونه منافقان و محاربان، ملحدان و از خدا بیخبران، با سوء استفاده از عدم آشنائی مردم عامه نسبت به احكام و شریعت واقعی مقدس اسلام، امیال و نقشه های ضد اسلامی و انسانی خود را در قالب یك جمهوری اسلامی به مرحله اجراء گذاشته اند
همچنین میدانیم كه عدم آشنائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی به تاریخ و احكام و شریعت واقعی اسلامی ، آنها را از درك حقیقت آنچه كه در ایران میگذرد بازداشته است، تا حدیكه حتی مشكل بتوان برخی از احكام صادره توسط قضات رژیم را با آنها مطرح كرد، كه در این ارتباط به حكم اعدام جوان كرد ایرانی اشاره میكنم. نتیجتا این سازمانها صرفا به انتقاد از احكام صادره توسط رژیم بسنده میكنند، كه این انتقادات هم فاقد ضمانت اجرائی لازمه است، و این مهم نیز ازدید ناكسان حاكم بر ایران پوشیده نیست
در پیشگفتار بالا شما پاسخ به دو سئوال خود را دارید. ولی حالا اجازه دهید تا به سئوال اصلی بپردازم
چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد
ما نمیتوانیم و نباید كه پتانسیلهای جهادی و یا جنگ انقلابی موجود در كردستان را نادیده بگیریم
در اینجا من با یك سئوال پاسخ شما را میدهم، و آن اینكه چرا نه صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در كردستان
مگر نه اینست كه جامعه امروز در حال انفجار بوده و همانطور كه در بالا نیز اشاره كردم موقع اعلام جهاد توسط علما رسیده است، تا كیان اسلام و ایران را از شر حاكمان ضد خدا و پیامبر برهاند
مگر نه اینكه بعد از گنبد، كردستان پهناورترین عرصه جنگ انقلابی و یا همان جهاد علیه حاكمان ضد خدا وپیامبر بود
مگر نه اینكه هنوز هم از خون مجاهدان واقعی و پیشمرگان كرد در دشتهای پهناورو كوههای سر به فلك كشیده كردستان قهرمان، آلاله میروید
مگر نه اینكه جوانان كرد ایرانی علی رغم همه تلاشهای رژیم ضد بشری حاكم بر ایران در ابتلاء این جوانان به الكل و مواد مخدر، در هوائی استنشاق میكنند كه از عطر دل انگیز بوی خون بنا حق ریخته شده مجاهدان واقعی و پیشمرگان قهرمان كرد انباشته شده است
مگر نه اینكه اگر روزی مجددا جهادی صورت پذیرد اینبار نیز این كردستان قهرمان ایران استكه پایگاه اصلی جنگ انقلابی ملت ایران علیه حاكمان ضد بشر ایران خواهد بود
پس رژیم مجبور بود كه دور جدید سركوبهای خود را با صدور احكام وحشت اعدام برای فعالین قهرمان كرد آغاز كند و همانطور كه شاهد بودیم پس از صدور احكام اعدام فعالین كرد بود كه رژیم ابتدا اقدام به انحلال اتحادیه نویسندگان كرد، و سپس قانون صدور حكم اعدام برای نویسندگان تحت پوشش مخلان امنیت روانی جامعه را بتصویب رسانید
و باید توجه داشت كه، همانطور كه قبلا هم در نامه هایم به مردم و مقامات آمریكائی و اروپائی نوشته ام این دور جدید ترور و وحشت توسط رژیم با چراغ سبز اربابان آمریكائی رژیم صورت میگیرد
باتوجه به اینكه طی هفته های اخیر برای مردم ایران تردیدی باقی نمانده كه رژیم ضد بشری، ضد جمهوری و ضد اسلامی حاكم بر ایران، نتیجه تصمیمات متخذه در كنفرانس گوادالپ و دستنشانده امپریالیسم آمریكا میباشد، رژیمی كه سی سال تمام بهترین فرزندان و عزیزان ما ایرانیان را تحت نام مبارزه با آمریكا و یا تحت نام جاسوسان آمریكائی كشت، حالا در كمال وقاحت بر سر میز مذاكرات علنی با آمریكا مینشیند، مسلم استكه از خشم بازماندگان آنانی كه طی سی سال اخیر تحت نام مبارزه با آمریكا به كشتن داده بهراس افتاده و این امكان را كه مجددا كردستان ایران تبدیل به یك رزمگاه این بار بسیار مهلكتر از قبل گردد را بدهد، و دقیقا به دلیل همین هراس استكه دور جدید سركوبها را باید از كردستان آغاز میكرد
رژیم دستنشانده آمریكائی ضد بشری حاكم بر ایران، و حامیان امپریالیست آن بویژه آمریكای جهانخوار با ایجاد و دامن زدن به توهم جنگ با آمریكا، ظرف سی سال گذشته همه جنایاتش علیه بشریت را توجیه كرده و حال نیز با ظاهر عوامفریب حفظ ایران و ایرنیان با علنی كردن روابط پنهان خود با امپریالیسم آمریكا تلاش در حفظ جانیان خدمتگذارش از خشم ملت ایران را دارد
ما نمیتوانم منكر شویم كه روی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی بطور خیلی محدود میشود حساب باز كرد، ضمنا باید كه آنها را هم با سیستم قضائی رژیم، احكام شرع، و همچنین مغایرت كامل احكام صادره دادگاههای رژیم با حقایق احكام اسلامی آشنا كنیم، كه این نیز مستلزم وقت و بودجه هنگفت است، در حالیكه ملت ایران در شرائط اضطرار میباشد
روی دولتهای خارجی هم نمیتوانیم حساب باز كنیم، زیرا آنان جز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند و حتی به ملتهای خود نیز رحم نمیكنند،. بنابراین یك راه بیشتر موجود نیست و آن آغاز جهاد، یا همان دفاع مقدس از كیان اسلام و ایران، یا همان جنگ انقلابی بطور گسترده كه كردستان ایران میتواند پایگاه اصلی آن باشد. فقط بدینوسیله استكه میتوان احكام ضد بشری رژیم حاكم بر ایران علیه ملت مظلوم خود را متوقف كنیم
چگونه میتوان سدی مستحكم در برابر اجرا این احكام قرون وسطائی ایجاد نمود؟ پیشنهاد شما چیست
میتوانیم و باید كه با بهره جوئی از قانون خلقها، عدالت رابا جهاد و دفاع از خود برقرارو با گسترش تفكر جهادی، و جنگ انقلابی در میان ملت، هم رژیم و هم جامعه جهانی را غافلگیر نموده و حق دفاع مقدس از خود، و كیان ایران واسلام را به آنها تحمیل كنیم
البته در این میان، باید كار فرهنگی گسترده ای نیز روی ملتهای دیگر را آغاز كرده و آنها را مطلع كنیم كه ما راهی جز دفاع از خود نداریم
و باید توجه داشته باشیم كه اینبار ما تنها نیستیم زیرا همانها كه تا كنون به تصور ضد آمریكائی بودن رژیم ما را تنها گذاشته بودند نیز با ما خواهند بود، بخصوص بازماندگان قربانیان رژیم، چه آنهائی كه رژیم در جبهه های جنگ به كشتن داد، و چه آنها كه تحت نام جاسوسان آمریكائی در زندانها كشت
این را هم ناگفته نگذارم كه جهاد و دفاع مقدس از خود صرفا برای مسلمانان نیست، بلكه جهاد و دفاع از خود حق هر موجود زند ه ای میباشد، با رژیم ضد بشری ایران راهی جز از پاسخهای آتشین باقی نمانده است. رفراندوم و نافرمانی مدنی هم در برابر گلوله كشك سائیدن است، گلوله پاسخ گلوله است و بس
این یعنی عین قانون خلقها، یعنی عدالت
بقول صمد بهرنگی كه میگفت، همه اش كه نباید فكر كرد، راه كه بیافتیم ترسمان میریزد
در زیردو لینك موجود است، اولی به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی، و دومی به تصاویری از رزمندگان پیشمرگه كرد، كه تصور میكنم روئیت آنها بسیار سودمند و تاحدی درك مطلب را آسانتر خواهد كرد
لینك به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی
http://uk.youtube.com/watch?v=buTlBLGdUfo&feature=related
لینك به تصاویر پیشمرگان كرد
http://uk.youtube.com/watch?v=wycb8jgxKTQ&feature=related
با احترام
حسین مختار زیبائی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|