تبليغاتX
حسین مختار زیبائی HOSSEIN MOKHTAR ZEBAEI
 
سیاسی
 
  درخواست اقدام عاجل از شورای امنیت سازمان ملل متحد و جامعه بشری

این متن به زبان اصلی انگلیسی به شورای سازمان ملل متحد، سازمانها و ادارات تابعه دولت ایالات متحده و سازمانهای حقوق بشری جهانی و مطبوعات بین المللی ارسال گردیده است

 

حسین مختار زیبائی

یكشنبه هفدهم آگوست دوهزاروهشت میلادی

بر اساس گزارشات دریافتی از منابع موثق

 

اخیرا مغزهای كج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریكائی اسلامی حاكم بر ایران، و دولت آمریكا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریكائی در حال كار بر پروژ ه ای هستند كه چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی  كشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی كنند

 

این جنایتكاران همچنین در حال كار بر پروژه آدمربائی و كشتن آمریكائیهائی هستند كه تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میكنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و كشتار آمریكائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریكا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریكائی حاكم بر ایران را فراهم كنند

 

 بر اساس خبر منتشره توسط ایرنا خبر گزاری رسمی جمهوری دستنشانده اسلامی حاكم بر ایران، رئیس جمهور الجزایر آقای عبدالعزیز بوتفلیقه در راس یك هیئت عالی رتبه اقتصادی و سیاسی روز دهم آگوست دوهزاروهشت میلادی به تهران وارد شد لینك به خبر ورود ایشان به تهران ضمیمه است

 

بر اساس گزارشات رسیده از منابع موثق، جلسات جاری مابین هیئت الجزایر و سران جنایتكار جمهوری اسلامی دستنشانده حاكم بر ایران بویژه رهبری این رژیم، در خصوص روابط آینده رژیمهای جمهوری اسلامی دستنشانده و آمریكا و  بازگشائی سفارت آمریكا در تهران میباشد

بازگشائی سفارت آمریكا در تهران بر اساس ایران یك تصمیم جدید كه لینك به آن ضمیمه است صورت خواهد گرفت

 

ایران یك تصمیم جدید در واقع مدرك غیر قابل انكاری استكه همكاری سرویسهای مخفی و امنیتی ایران و آمریكا را اثبات میكند

 

ایران یک تصمیم جدید  سیاست باصطلاح جدید ایالات متحده در قبال ایران میباشد که توسط سناتور جان کیل، سناتور جوزف لیبرمن ، سناتور جورج پی شولتز،و آقای آر جمیس ولسی مدیر سابق سیا در صحنه و تعدادی بسیاری دیگر پشت صحنه مثل سناتور ریموند تنتر، ریچارد پرل و بسیاری دیگر که همگی آنها از افسران سابق سیا، پنتاگون، و مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده هستند اتخاذ شده و اینان در کمیته سیاستگذاری ایران وابسته به کمیته تشخیص خطر موجود و حاضر که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی یعنی ان جی او میباشد فعالند

 

اگر چه ایران یك تصمیم جدید در دسامبر سال دوهزاروچهار میلادی عمومی گردید، و تمامی سیاستها در ارتباط با ایران بر اساس ایران یک تصمیم جدید هستند که ظاهرا کمیته سیاست گذاری ایران مسئول اجرای آنهاست. کمیته سیاستگذاری ایران در فوریه دوهزاروپنج میلادی پایه گذاری شده است، ولی تحقیقات و مطالعات ثابت میکنند که ایران یک تصمیم جدید از دهه هشتاد میلادی آغاز گشته است و تداوم عملیات آژاکس هزارونهصد وپنجاه وسه میلادی سی آی ای میباشد. بر اساس همین تحقیقات و مطالعات سرهنگ  ایالات متحده اولیور نورث در ایران بوده تا بر اساس ایران یک تصمیم جدید به رژیم ایران در دستیابی به تکنولژی هسته ای کمک کند.کمیته سیاستگذاری ایران مجموعه ای از سیاستمداران و افسران سابق کاخ سفید، وزارتخارجه، پنتاگون، سرویسهای امنیتی شامل سی آی ای و ارتش آمریکا میباشد.علاوه بر نخبگان فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا و جهان، از دیگر اعضاء کمیته سیاستگذاری ایران میتوان به آر بروس مک کولم، ژنرال دو ستاره بازنشته توماس مک اینرنی از نیروی هوائی آمریکا، کاپیتان بازنشسته چارلز تی چوک از نیروی دریائی آمریکا، ژنرال دو ستاره بازنشسته ادوارد  روونی از نیروی هوائی آمریکا، و ژنرال بازنشسته چهارستاره پاول ای والری از ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا اشاره کرد

 

طی سی سال گذشته سیاستسازان و دولتهای آمریكائی و سیا با ایجاد و تعمیق و گسترش توهم مخالفت و جنگ با جمهوری اسلامی، تلاش كرده اند تا تمایل خود به حفظ جمهوری اسلامی در ایران را با ایران یك تصمیم جدید را مخفی نگه دارند. ایران یك تصمیم جدید در امتداد عملیات آژاكس سیا در دهه پنجاه میلادی میباشد. دولتها و سیاستسازان آمریكائی به جمهوری اسلامی بعنوان یك شیعه اتمی برای پیروزی در برخورد تمدنها نیاز دارند تا با پیروزی در برخورد تمدنها پروژه جهانی سازی سرمایه را تكمیل كنند

 

مادامیكه بازگشائی سفارت آمریكا در تهران بر اساس ایران یك تصمیم جدید میباشد، اما هر دو رژیمهای ایران و آمریكا باید تعهدات قانونی خود در قرارداد الجزایر را مد نظر قرار دهند

 

قرارداد الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارو نهصد و هشتاد ویک میلادی، برای اولین بار توسط دولت الجزایر عمومی شد، قراردادی است فی مابین دولتهای ایالات متحده و ایران برای حل مناقشه گروگانگیری که با گروگانگیری شهروندان آمریکائی در سفارت آمریکا در تهران آغاز گردید، که با این قرارداد شهروندان آمریکائی آزاد گردیدند

 

برخی از مفاد این معاهده
ایران متعهد به آزادسازی بلادرنگ گروگان‌های آمریکایی می‌شود
آمریکا تعهد می کند که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد 
هر دو کشور تعهد می کنند که به دعوای قضیی مابین , در ارتباط با ادعای دادگاه ایران – آمریکا پایان دهند .
آمریکا می بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین , مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد شد 
قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت خواهد شد
واررن کریستوفر معاون امور خارجه نماینده دولت آمریکا در امضاء این قرار داد میباشد

 

در اینجا باید توجه داشت كه یكی از دلائلی كه دادگاههای آمریكا شكایات ایرانیان بازمانده از شكنجه و جنایات رژیم ایران رد میكند نیز به بند اول قرارداد الجزایر باز میگردد كه آمریكا تعهد كرده تا در خصوص مسائل داخلی ایران دخالت نكند


در پنجم آگوست دوهزاروهشت میلادی طی مقاله ای تحت عنوان قرار داد الجزایرسر آغاز جنایت علیه بشریت توسط آمریکا و ایران، افشاء كردم كه بحران گروگانگیری چیزی نبود جز یك بازی انحرافی در جهت مخفی كردن روابط پنهان رژیمهای ایران و آمریكا از هزارونهصد و هفادوهشت میلادی تاكنون،ضمنا در همان مقاله نوشتم كه بطور خلاصه معنا و ترجمان قرارداد الجزایر این استکه

هر چقدر میتوانید بکشید و نابود کنید، ما شما را هر اندازه که بخواهید حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد
لینك به آن مقاله نیز ضمیمه است

 

  بنابراین برای نهادینه كردن پایه های قانونی بازگشائی سفارت آمریكا در تهران، كه باید بر اساس تعهدات قانونی رژیمهای ایران و آمریكا مندرج در قرار داد الجزایر باشد، رئیس جمهور الجزایر در تهران استكه در خصوص مسائل مرتبط با قرار داد الجزایر و چگونگی اجرای تعهدات طرفین در بازگشائی سفارت آمریكا در تهران با مقامات رسمی جمهوری اسلامی دستنشانده مذاكره و گفتگو كند

 

در شانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی طی یك مقاله تحت عنوان اقدام فوری كه لینك به آن هم ضمیمه است، افشاء كردم كه

 

از سوم  تا سیزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی تعداد بسیاری جلسه بمدت دهها ساعت بین هیئت ایرانی و دولت آمریکائی در سوئیس بطور کاملا مخفیانه برگزار گردیده است. سرپرست هیئت ایرانی معاونت سابق امنیتی وزارتخارجه رژیم ایران آقای علاالدین بروجردی که در حال حاضر رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وزارتخارجه جمهوری اسلامی میباشد بوده است. محور عمده این جلسات دستگیری و تحویل هفتصدوپنجاه تن از مخالفان جمهوری اسلامی از آمریکا به ایران، و همچنین حدود یکهزارو پانصد تن از مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان بویژه اروپا که مهوری اسلامی خواستار دستگیری و تحویل آنها به ایران میباشد. روزنامه نگاران، نویسندگان، فعالین حقوق بشری و زنان، عکاسان، آزادیخواهان، و زندانیان سابق سیاسی ایران در بین این لیست دوهزارودویست و پنجاه نفره هستند که ستاد مشترک  نیروهای مخصوص عملیات ویژه آمریکا مطالعه بر چگونگی اجراء این طرح گسترده در آمریکا، اروپا و جهان را آغاز نموده است. این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار بود با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در آمریکا، اروپا، ایران و سراسر جهان بقتل برسند

 

و حالابعد از گذشت یكماه از نامه هشدار آمیز من در تاریخ شانزدهم جولای

 

اخیرا مغزهای كج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریكائی اسلامی حاكم بر ایران، و دولت آمریكا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریكائی در حال كار بر پروژ ه ای هستند كه چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی كشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی كنند

 

این جنایتكاران همچنین در حال كار بر پروژه آدمربائی و كشتن آمریكائیهائی هستند كه تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میكنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و كشتار آمریكائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریكا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریكائی حاكم بر ایران را فراهم كنند

 

همانطور كه در مقاله شانزدهم جولای افشاء كرده ام، این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد كه قرار است در ایالات متحده، سراسر جهان بویژه در اروپا توسط جوخه های مرگ جمهوری اسلامی دستنشانده حاكم بر ایران با چراغ سبز سیاستسازان آمریكائی بقتل برسند

 

در اینجا بدینوسیله من تقاضای توجه ویژه و اقدام عاجل از سوی سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل متحد،كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری جهانی همچون عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر، ملت آمریكا و جامعه جهانی به اطلاعات افشاء شده در بالا را دارم

 

آگاهی مسئولیت آور است. بنا بر این با توجه به آگاهیتان نسبت به توطئه های جاری علیه ملتهای ایران و آمریكا و دیگر ملل جهان توسط رژیمهای آمریكا و ایران، مسئولیت دارید تا اقدامات مورد نیاز را جهت توقف این توطئه ها انجام دهید

 

با احترام

حسین مختار زیبائی
شهروند ایالات متحده آمریكا
پناهنده برسمیت شناخته شده كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
زندانی سابق سیاسی و بازمانده ازقتل عام زندانیان سیاسی و قربانی شكنجه هنوز تحت مداوای پزشكی
رژیم جنایتكار ایران در سال هزارونهصد و هشتادو یك میلادی پدرم آقای علی مختار زیبائی كه افسر نیروی هوائی بود را در سن چهل سالگی شان كشت

 با توجه به افشاگریهائی كه میكنم، و همچنین چون یك حقیقت نویس هستم،ا نام من در لیست سیاه دولت آمریكا قرار دارد
نام من در شرائطی در لیست سیاه دولت آمریكا قرار دارد كه من یك شهروند ایالات متحده آمریكا هستم

 

لینك به خبر سفر رئیس جمهور الجزایر به ایران

http://www2.irna.ir/en/news/view/line-203/0808104740155340.htm

لینك به ایران یك تصمیم جدید

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37

لینك به قرارداد الجزایر سر آغاز جنایات ضد بشری آمریكا و ایران

http://lvnv.blogfa.com/post-21.aspx

لینك به اقدام فوری

http://lvnv.blogfa.com/post-22.aspx

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:34  توسط حسین مختار زیبائی 

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/

هشدار فوری هشدار فوری هشدار فوری

ترجمه شده از متن اصلی سایت انگلیسی نویسنده که به زبان انگلیسی، فارسی، عربی و اسپانیائی به تمامی نهادهای دولتی و سازمانهای غیر دولتی و مطبوعات بین المللی ارسال گردیده است

حسین مختار زیبائی

پانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی

به
 عفو بین الملل، کمیسوین حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری کشورهای جهان، بعلاوه ملتهای آمریکا اعم از فعالین حقوق بشر، صلح، زنان و روزنامه نگاران و نویسندگان آمریکائی و سراسر جهان، اما نه سازمانهای آمریکائی غیر دولتی سی آی ای معروف به ان جی او

موضوع
تعدادی از روزنامه نگاران، نویسندگان، معلمین ایرانی در زندانهای ایران محکوم به اعدام شده و تعدادی دیگر نیز بزودی محکوم به اعدام خواهند شد

معلمین و فعالین حقوق بشری کرد ایرانی آقایان فرزاد کمانگر و انور حسین پور محکوم به اعدام شده اند
قبل از آقایان نامبرده در بالا معلمین، روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشری دیگر کرد ایرانی نیز همچون آقایان عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار هم به اعدام محکوم گردیده اند

از ماه ژوئن سال جاری میلادی تا به امروز تعداد بیشتری دانشجو، نویسنده، روزنامه نگار، فعال حقوق بشری و حقوق زنان توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف ایران دستگیر گردیده اند از جمله آقایان و خانم، افشین شمس قهفرخی کاریکاتوریست ایرانی در اصفهان، هانا عبدی دانشجو نویسنده و فعال حقوق زنان کردستان سنندج ایران، صدیق مینائی روزنامه نگار کرد ایرانی در سنندج ایران که به پنج سال محکوم شده، سجاد ربیعی دانشجو مشهد ایران، محمد میزبان دانشجو مشهد ایران
توحید دولتشناس دانشجو مشهد ایران، محمد زراعتی دانشجو مشهد ایران، فرزاد حسن زاده دانشجو مشهد ایران، مهدی خدائی دانشجو تهران ایران، اصغر اکبرزاده دانشجو اردبیل ایران، حسین حسینی دانشجو اردبیل ایران

اگر چه افراد نامبرده در زیر قبلا دستگیر و آزاد شده اند ولی با توجه به شرائط جدید امکان دستگیری مجدد آنها توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی بشدت وجود دارد، زیرا رژیم ضد بشری حاکم بر ایران در حال توطئه چینی برای دستگیری همگی دانشجویان، معلمین، روزنامه نگاران، فعالین حقوق بشری و حقوق زنان که ظرف پنج سال گذشته تاکنون دستگیر و آزاد گردیده اند میباشد

برخی از آنها عبارتند از آقایان و خانمها، انوشه آذرفر دانشجو تهران ایران، محمد پور عبدالله دانشجو تهران ایران، نسیم سلطان بیگی دانشجو تهران ایران، بیژن صباغ دانشجو تهران ایران

آقای عابد توانچه همچنان زندانی میباشد برای هشت ماه
آقای منصور اسانلو همچنان در زندان میباشد

بر اساس  اطلاعیه خبرنگاران بدون مرز در دوم جولای دوهزاروهشت میلادی مجلس رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی حاکم بر ایران طرح جدید برای کشتار نویسندگان ایرانی بتصویب رسانیده است
لایحه طرح تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی جامعه در مجلس رژیم مورد بررسی قرار گرفت
لینک به خبرنگاران بدون مرز ضمیمه میباشد

با توجه به لایحه مصوبه مشروحه در بالا توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، و موافقتنامه کاملا سری بین دولت و سیاستسازان آمریکائی و رژیم ایران و اخبار رسیده از داخل ایران رژیم ایران در حال بررسی طرح دستگیری مجدد نویسندگان، دانشجویان، معلمین،فعالین حقوق بشری و زنان که ظرف پنج سال گذشته تاکنون دستگیر و آزاد شده اند میباشد، براساس اخبار جسته و گریخته از داخل ایران، رژیم ضد بشری دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران در حال سازماندهی یک قتل عام شبیه به قتل عام زندانیان سیاسی در هزارونهصدوهشتادوهشت میلادی میباشد

همانطور که در نامه سر گشاده به آقای سیمور هرش در هشتم جولای دوهزاروهشت میلادی نوشتم

اگر چه عملیات مرگبار دفاعی و عملیات شکار اهداف ارزشمند هر دو بخشهای مختلفی از یک سیاست و یا عملیات مشترک هستند، اما همانطور که نوشتم عملیات مرگبار دفاعی مختص از بین بردن از بخش از افسران و فرماندهان رده بالای ارتش و سرویسهای امنیتی رژیم ایران میباشد، در حالیکه عملیات شکار اهداف ارزشمند مختص از بین بردن نیروهای رده پائین امنیتی و همچنین حقیقت نویسان، حقیقت گویان و حقیقت جویان، ایرانی که به جزئیات روابط پنهان بین دولتهای آمریکائی، سیا و سیاستسازان آمریکائی با رژیم ایران دسترسی داشته و یا دارند میباشد، کوتاه خن اینکه عملیاتهای مرگبار دفاعی و شکار اهداف ارزشمند هر دو برای نابودی آنهائیست که به جزئیات روابط بین دولتها و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم ایران دسترسی داشته و دارند، زیرا طبق سیاست پشت پرده این عملیاتها  این افراد باید همگی نابود شوند

شما باید توجه داشته باشید که عملیاتهای ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه هنوز ادامه دارد و تمام نشده، من در نامه خود به کاخ سفید بوش تحت عنوان آقای بوش کافیه دیگه بسه، توضیح داده ام که عملیات جوخه های مرگ جمهوری اسلامی با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی برای کشتن حقیقت جویان و حقیقت نویسان ایرانی آغاز گشته و طی این عملیاتهای بسیاری از حقیقت نویسان ایرانی در داخل ایران و خارج از کشور و ایالات متحده کشته خواهند شد این در ادامه عملیات شکار اهداف ارزشمند میباشد. اخیرا نیز مجلس رژیم ایران قانون اعدام حقیت نویسان ایرانی را تحت عنوان کسانیکه سلامت روانی جامعه را بخطر میاندازند چهارروز پیش از این تصویب کرد که  در این خصوص به بیانیه خبرنگاران بدون مرز که لینک آن ضمیمه میباشد توجه کنید
لینک نامه من به آقای هرش ضمیمه میباشد

در دوم جولای دوهزاروهشت میلادی آقای عبدالله شهبازی از یک سوءقصد جان سالم بدربرد
آقای شهبازی یک تاریخ نگار ایرانی که قبلا در سیستمهای جمهوری اسلامی مشغول بوده به اسرار و اسناد بسیاری از جرائم رژیم ضد بشری دستنشانده ایران در خصوص قتل عام زندانیان سیاسی، قتلهای زنجیره ای همچون داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر، پوینده و مختاری، و قتل زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادائی و همچنین  قتلهای ماموران وزارت اطلاعات رژیم ایران  دسترسی دارد که جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران تلاش میکند با قتل او این اسرار را نیز از بین ببرد

طبق اخبار منتشره توسط خبرگزاریهای جهانی، اخیرا یکی از فرماندهان نیروی دریائی سپاه پاسداران سرهنگ ابولقاسم آمانگاه در تاریخ اول جولای دوهزاروهشت میلادی از یک سوءقصد جان سالم بدر برد، او همان فرماندهی میباشد که در روز جمعه بیست و سوم مارچ دوهزاروهفت میلادی پانزده سرباز نیروی دریائی انگلیسی را دستگیر کرد، طبق شرائط موجود و بر اساس تحلیلگران اطلاعاتی و امنیتی انقلابیون ایرانی، سوء قصد بجان او چیزی جز یک هشدار به او که در خصوص جزئیاتی که بدانها دسترسی داشته نمیباشد، زیرا این احتمال وجود داشت که سرهنگ آمانگاه ای اطلاعات را در اختیار افکار عمومی قرار دهد بنابراین تصمیم گرفتند تا با این وسیله به او هشدار بدهند که دهانش را بسته نگهدارد، در اینجا من فرصت را مغتنم شمرده و به دولتهای ایران، آمریکا و انگلیس رسما اعلام میکنم که جزئیات پشت پرده دستگیری پانزده ملوان انگلیسی قبلا از طریق اطلاعات انقلابیون ایرانی بدست ما در خارج رسیده است، بنا براین کشتن سرهنگ آمادگاه کمکی به دولتهای ایران، انگلیس و آمریکا نخواهد کرد

در نهم جولای دوهزاروهشت میلادی رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی تعداد ده موشک را آزمایش کرد که به خروج توتال نفتی فرانسه از منابع گاز ایران و ورود گاز پروم روسیه به این مراکز گردید ولی باید توجه داشت که گاز پروم روسیه از شرکای هالیبورتون آمریکائی و بریتیش پترولیوم انگلیس میباشد و حضور گاز پروم روسیه فقط پوششی میباشد برای مخفی کردن آمریکائیها و انگلیسیها در منابع گاز و نفت ایران. لینک به خروج توتال فرانسه از مناطق گاز ایران توسط سی ان ان ضمیمه میباشد

در همان حال بنا به خبر رادیو صدای آمریکا رایس وزیر خارجه ایالات متحده پشت درهای بسته با وزیر خارجه چک ملاقات و در خصوص استقرار موشکهای تدافعی آمریکا به بهانه آزمایش موشکی ایران مذاکره کرد لینک به خبر صدای آمریکا در اینخصوص ضمیمه میباشد

دستیابی جمهوری اسلامی به این تسلیحات و تکنولژی فرسوده این امکان را برای ایالات متحده فراهم آورده استکه به این بهانه سایتهاو پایگاههای موشکهای  تدافعی خود را در سراسر جهان بویژه در اروپا مستقر سازد. از هزارو نهصد وهفتادو هشت میلادی تا کنون نه تنها جمهوری اسلامی ایران به سلاحهای طبقه بندی شده سری ارتش و نیروی هوائی آمریکا دسترسی کامل داشته است، بلکه بخوبی اثبات شده که کارخانجات تسلیحات نظامی ارتش و نیروی هوائی ایالات متحده به کشورهای ثالث منتقل شده و تولیدات این کارخانجات از کشورهای ثالث به رژیمهائیکه توسط دولت آمریکا تحریم شده اند سرازیر میگرددند
لینک نامه من به رئیس جمهور بوش ضمیمه است

حال ببینیم موشکهای جمهوری اسلامی از کجا میایند؟ این موشکها ساخت چین بوده با رنگهای متفاوت از نوع چینی، سکوهای پرتاب موشک نیز چینی میباشند با رنگهای متفاوت از نوع چینی، و باید توجه داشته باشیم که صنایع نظامی چین متکی به سرمایه گذاریهای آمریکائی و دلارهای سرمایه داران و دولت آمریکا میباشد

سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی که رژیم دستنشانده ایران آنها را آزمایش کرد ساخت ایالات متحده آمریکا میباشد و همانهائی هستند که من در سخنرانی خود در بیست وچهارم اکتبر دوهزاروسه میلادی در دانشگاه جرج واشنگتن در واشنگتن دی سی طی کنفرانس عفو بین الملل در یادمان سالروز قتل عام زندانیان سیاسی ایران در پیامی به رئیس جمهور بوش از او خواستم که آنهائی را که سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی را به ایران فروخته اند را به مردم معرفی کند.
لینک به سخنرانی من ضمیمه است

اما نه تنها بوش مسئولان فروش سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی به ایران را معرفی نکرد بلکه در دوران ریاست جمهوری او صادرات ایالات متحده به ایران ده برابر شد.
لینک به خبر واشنگتن تایمز در این خصوص ضمیمه است

پس شعار محور شرارت چه شد؟ هیچ چون شعار محور شرارت بوش پیشنهادی بود توسط سیاستسازان آمریکائی و سی آی ای در راستای به انحراف کشانیدن افراد نادان و ناآگاه در خصوص روابط پنهانی دولتهای و سیاستسازان آمریکائی با رژیم دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران

در طول سی سال گذشته دولتها و سیاستسازان آمریکائی همیشه با ایجاد توهم دشمنی و جنگ علیه ایران تمایل باطنی خود به حفظ محتوی جمهوری اسلامی با ایجاد تغییرات صوری در آن بابهرهجوئی از ایران یک تصمیم جدید  را مخفی نگهداشته اند. ایران یک تصمیم جدید سیاستی متخذه توسط سی آی ای میباشد که در واقع تداوم عملیات آژاکس در هزارونهصدوپنجاه و سه میلادی میباشد

مردم ایران هیچ مشکلی با ملتهای آمریکا ندارند، علاوه اینکه مردم ایران میدانند که ملتهای آمریکا قربانیان تروریسم حکومتی ضد بشری هستند که بر آنها حکومت میکند و زندگی آنها را تحت الشعاع خود قرار داده است. در عین حال ملت ایران بخوبی میداند که رژیم ضد بشری تروریسم حکومتی دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران و قاتل عزیزان آنها نتیجه سیاست خارجی ایالات متحده از هزارونهصدو پنجاه سه تاکنون میباشد

اگر چه ملت ایران هیچ دشمنی با ملت آمریکا ندارد اما در عین حال آندسته از سازمانهای باصطلاح غیر دولتی وابسته به سی آی ای را که سیاستهای دولتها، سیاستسازان آمریکائی و سی آی ای را به اجرا میگذارند و با فرستادن هیئتهای باصطلاح صلح طلب به ایران با قاتلان ملت ایران دست میدهند را افشاء خواهند کرد و پته شان را روی آب خواهند انداخت، در طول سی سال گذشته هیچیک از این سازمانهای باصطلاح حقوق بشری و صلح طلب حتی یک اعلامیه در محکومیت جنایات رژیم ایران علیه ملت مظلوم و در بند ایران صادر نکرده اند. مردم ایران اینگونه سازمانهای غیر دولتی موصوم به ان جی او ها را ان جی او های سی آی ای مینامند

از سوم  تا سیزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی تعداد بسیاری جلسه بمدت دهها ساعت بین هیئت ایرانی و دولت آمریکائی در سوئیس بطور کاملا مخفیانه برگزار گردیده است. سرپرست هیئت ایرانی معاونت سابق امنیتی وزارتخارجه رژیم ایران آقای علاالدین بروجردی که در حال حاضر رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وزارتخارجه جمهوری اسلامی میباشد بوده است. محور عمده این جلسات دستگیری و تحویل هفتصدوپنجاه تن از مخالفان جمهوری اسلامی از آمریکا به ایران، و همچنین حدود یکهزارو پانصد تن از مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان بویژه اروپا که جمهوری اسلامی خواستار دستگیری و تحویل آنها به ایران میباشد. روزنامه نگاران، نویسندگان، فعالین حقوق بشری و زنان، عکاسان، آزادیخواهان، و زندانیان سابق سیاسی ایران در بین این لیست دوهزارودویست و پنجاه نفره هستند که ستاد مشترک  نیروهای مخصوص عملیات ویژه آمریکا مطالعه بر چگونگی اجراء این طرح گستده در آمریکا، اروپا و جهان را آغاز نموده است. این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار بود با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در آمریکا، اروپا، ایران و سراسر جهان بقتل برسند

بدنبال جلسات دولتهای ایران و آمریکا در سوئیس، دولت آلمان از هیئت امنیتی رژیم ایران دعوت بعمل آورده تا در این خصوص مذاکرات لازم را انجام دهند، سرپرستی هیئت ایرانی در سفر به آلمان را آقای عباس مهتدی معاونت امنیتی وزارت کشور رژیم به عهده دارد، و این جلسات امنیتی بین رژیم ایران و دولت آلمان که با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در جریان است از روز پانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی آغاز گشته است

دولتها و سیاستسازان آمریکائی به رژیم دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران بعنوان ژندارم منطقه نیازمند هستند تا با یک شیعه اتمی  پیروزی در برخورد تمدنها که لازمه جهانی سازی میباشد را تضمین کنند. در سالهای دهه هشتاد میلادی در طول عملیات ایران کنترا دولتهای آمریکائی کمک به دستیابی رژیم ایران به تکنولژی و سلاحها و کلاهکهای هسته ای را آغاز کردند. ایران کنترا که در سال هزارونهصد هشتادوشش میلادی توسط سید مهدی هاشمی افشاء شد، نتیجه دکتری ریگان بود٫ ایران کنترا در هزارونهصد هشتادوهشت میلادی به قتل عام سیهزار زندانی سیاسی ایران انجامید
سید مهدی هاشمی و افراد گروه او در هزارونهصد هشتادو هفت میلادی توسط رژیم ایران اعدام شدند

ایران یک تصمیم جدید  سیاست باصطلاح جدید ایالات متحده در قبال ایران میباشد که توسط سناتور جان کیل، سناتور جوزف لیبرمن ، سناتور جورج پی شولتز،و آقای آر جمیس ولسی مدیر سابق سیا در صحنه و تعدادی بسیاری دیگر پشت صحنه مثل سناتور ریموند تنتر، ریچارد پرل و بسیاری دیگر که همگی آنها از افسران سابق سیا، پنتاگون، و مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده هستند اتخاذ شده و اینان در کمیته سیاستگذاری ایران وابسته به کمیته تشخیص خطر موجود و حاضر که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی یعنی ان جی او میباشد فعالند

تمامی سیاستها در ارتباط با ایران بر اساس ایران یک تصمیم جدید هستند که ظاهرا کمیته سیاست گذاری ایران مسئول اجرای آنهاست. کمیته سیاستگذاری ایران در فوریه دوهزاروپنج میلادی پایه گذاری شده است، ولی تحقیقات و مطالعات ثابت میکنند که ایران یک تصمیم جدید از دهه هشتاد میلادی آغاز گشته است و تداوم عملیات آژاکس هزارونهصد وپنجاه وسه میلادی سی آی ای میباشد. بر اساس همین تحقیقات و مطالعات سرهنگ  ایالات متحده اولیور نورث در ایران بوده تا بر اساس ایران یک تصمیم جدید به رژیم ایران در دستیابی به تکنولژی هسته ای کمک کند.کمیته سیاستگذاری ایران مجموعه ای از سیاستمداران و افسران سابق کاخ سفید، وزارتخارجه، پنتاگون، سرویسهای امنیتی شامل سی آی ای و ارتش آمریکا میباشد.علاوه بر نخبگان فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا و جهان، از دیگر اعضاء کمیته سیاستگذاری ایران میتوان به آر بروس مک کولم، ژنرال دو ستاره بازنشته توماس مک اینرنی از نیروی هوائی آمریکا، کاپیتان بازنشسته چارلز تی چوک از نیروی دریائی آمریکا، ژنرال دو ستاره بازنشسته ادوارد  روونی از نیروی هوائی آمریکا، و ژنرال بازنشسته چهارستاره پاول ای والری از ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا اشاره کرد

سازمانهای به اصطلاح غیر دولتی سی آی ای با فرستادن اعضاء خود به ایران تحت پوشش هیئتهای باصطلاح صلح طلب و ملاقات و دست دادن با قاتلان ملت مظلوم ایران در واقع ایران یک تصمیم جدید سی آی ای را به اجرا گذاشته اند

امید است که سازمانها، فعالین حقوق بشری و زنان، فعالین صلح واقعی آمریکائی کمیته ستاستگذاری ایران را تحت فشار قرار دهند تا دست از حمایتهای رژیم ایران برداشته و با اینکار خود ملت ایران را در دستیابی به آزادی و دمکراسی واقعی در کشور خود بطور مستقل و بدون دخالت بیگانگان یاری کنند

امید است عفو بین الملل و دیگر سازمانهای حقوق بشری جهانی با اتخاذ تصمیمات جدیتر خود رژیم ضد بشری تروریسم حکومتی جمهوری دستنشانده آمریکائی اسلامی حاکم بر ایران را از ارتکاب جنایات بیشتر علیه ملت ایران باز دارند

اگر چه نام من در لیست آن دسته از حقیقت نویسان ایرانی میباشد که باید در ایالات متحده با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی بقل برسد میباشد، ولی جالب اینکه اسم من در لیست آندسته از کسانیکه آنها را از دولت آمریکا خواسته اند هم هست، بلاخره من نفهمیدم که میخواهند من را در ایالات متدحده بکشند یا به ایران تسلیمم کنند تا همکاران ایرانیشان بکشند

اما از سه هفته پیش سرویسهای امنیتی آمریکا با ایجاد مشکلات برای مسکن من تلاش میکنند من را از نوشتن حقایق باز دارند، ولی فرقی نمیکند، من تازه زنده هستم همین است که هست، پس بگرد تا بگردیم

لینک به اخطار خبرنگاران بدون مرز

http://www.rsf.org/print.php3?id_article=27759

لینک به نامه من به آقای سیمور هرش

http://lvnv.blogfa.com/8704.aspx

لینک خبر خروج توتال از حوزههای گاز ایران 

 http://www.cnn.com/2008/WORLD/meast/07/10/iran.total.ap/index.html?section=cnn_latest

لینک به صدای آمریکا در ارتباط با ملاقات رایس و وزیر خارجه چک

http://www.voanews.com/english/2008-07-07-voa17.cfm

لینک به نامه من به بوش

http://lvnv.blogfa.com/8703.aspx

لینک به سخنرانی من در دوهزاروسه میلادی 

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/3  

لینک به واشنگتن تایمز در ارتباط ده برابر شدن صادرات به ایران در دوران بوش

http://washingtontimes.com/news/2008/jul/09/us-exports-to-iran-grew-tenfold-under-bush/

لینک به سایت کمیته سیاستگذاری ایران

http://iranpolicy.org/ 

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:26  توسط حسین مختار زیبائی 

قرار داد الجزایرسر آغاز جنایت علیه بشریت توسط آمریکا و ایران

 

ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده

حسین مختار زیبائی

پنجم آگوست دوهزار وهشت میلادی

بر اساس مدارک مستند تاریخی، در اثر عملیات آژاکس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سی آی ای در هزارونهصد و پنجاه و سه میلادی علیه دکتر محمد مصدق نخست وزیر فقید ایران، و بر اساس نتیجه کنفرانس گوادالپ در هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، با کمک سی آی ای، خمینی توانست جمهوری اسلامی در ایران را بنیانگذاری کرده و خیمه شب بازی گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران را آغاز کند، پروژ ای که درنهایت به شکست دمکراتها و پیروزی جمهوریخواهان توسط رونالد ریگان در انتخابات ریاست جمهوری انجامید. 

خیمه شب بازی گروگانگیری پوششی بود برای مخفی نگهداشتن روابط پنهان دولتها و سیاستسازان آمریکائی با جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران، و جمهوری اسلامی وابسته حاکم بر ایران بر اساس اسناد و مدارک غیر قابل انکار تاریخی ظرف سی سال گذشته همیشه به پیشرفته ترین سلاحهای نظامی آمریکائی دسترسی کامل داشته است، بعلاوه اینکه، سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی و آمریکا همیشه در حال تبادل اطلاعاتی بوده اند. در خصوص همکاریهای اطلاعاتی سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی و آمریکابه ایران یک تصمیم جدید مراجعه کنید که لینک آن ضمیمه میباشد

بر اساس مدارک تاریخی، شکی برای ملت ایران باقی نمانده که جمهوری  اسلامی دستنشانده که بر کشور آنها حاکم است و عزیزان آنها را بقتل میرساند همیشه از حمایت کامل دولتها و سیاستسازان آمریکائی بر خوردار بوده

یکی از این اسناد بسیار مهم تاریخی، قرارداد الجزایر میباشد که متن آن از نظر ملت ایران، چراغ سبز دولتهاو سیاستسازان آمریکائی به جمهوری  اسلامی دستنشانده که تا آنجا که میتواند و میخواهد دستش برای جنایات علیه ملت ایران و کشتار آنها و نابودی کامل ایران زمین باز است، در آنجا که این قرارداد تاکید میکند که ایالات متحده بهیچ عنوان در مسائل داخلی ایران دخالت نخواهد کرد

 بطور خلاصه معنا و ترجمان قرارداد الجزایر این استکه

هر چقدر میتوانید بکشید و نابود کنید، ما شما را هر اندازه که بخواهید حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد

 بر اساس قرارداد الجزایر و تجربه سی ساله گذشته خود، ملت ایران قویا به این اعتقاد استکه خود و عزیزانش قربانیان سیاستهای ضد بشری دولتها و سیاستسازان آمریکا در ارتباط با ایران و ایرانیان میباشند، مضافابر اینکه، ایران و ایرانیان، قربانیان سودهای کلان باد آورده، شرکتهای نفتی آمریکائی که ظرف سی سال گذشته بطور مخفیانه درحوزههای منابع نفتی و گاز ایران فعال بوده اند و همچنین قربانیان شرکتها و کارخانجات صنایع نظامی آمریکائی که همیشه پیشرفته ترین سلاحهای نظامی را در اختیار جمهوری اسلامی دستنشانده تقدیم کرده اند

ظرف سی سال گذشته، با ایجاد و گسترش و تعمیق توهم جنگ علیه ایران، و همچنین دامن زدن به توهم تعویض و سرنگونی رژیم در ایران، سیاستسازان و دولتهای آمریکائی، تمایل خود به حفظ جمهوری اسلامی دستنشانده در ایران را کتمان کرده اند

چند ماهی بعد از قرارداد الجزایر بود که جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران، کشتار جمعی مدون و سیستماتیک ایرانیان را آغاز کرد که تا کنون نیز ادامه دارد

علی رغم ظواهر قضایا و بازیهای عوامفریبانه جهت به انحراف کشانیدن نادانان، مدارک و تجربیات سی ساله گذشته کاملا اثبات میکند که دولتها وسیاستسازان آمریکائی، همیشه به مفاد قرارداد الجزایر احترام گذاشته اند

فعالیتهای هالیبورتون در ایران
تقدیم قطعات اف چهارده، اف چهار، اف پنج، سی یکصد وسی، سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی سیستمهای رادار هاوک، هلیکوپتر های بل دویست و چهارده، جت رنجر، صنایع و تکنولژی اتمی،و اخیرا تقدیم ای اف شانزده نیروی هوائی آمریکا که توسط صنایع نظامی چین، روسیه، مالزی، اندونزی، و تایوان تحت نام جی ده و بیشمار امکانات دیگر که ظرف سی سال گذشته که تحت قراردادهای نظامی شاه سابق ایران با دولتهای آمریکائی از دهه پنجاه میلادی در اختیار جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران قرار گرفته است 

 
 قرارداد الجزایر

قرارداد الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارو نهصد و هشتاد ویک میلادی، برای اولین بار توسط دولت الجزایر عمومی شد، قراردادی است فی مابین دولتهای ایالات متحده و ایران برای حل مناقشه گروگانگیری که با گروگانگیری شهروندان آمریکائی در سفارت آمریکا در تهران آغاز گردید، که با این قرارداد شهروندان آمریکائی آزاد گردیدند

برخی از مفاد این معاهده
ایران متعهد به آزادسازی بلادرنگ گروگان‌های آمریکایی می‌شود
آمریکا تعهد می کند که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد 
هر دو کشور تعهد می کنند که به دعوای قضایی مابین , در ارتباط با ادعای دادگاه ایران – آمریکا پایان دهند .
آمریکا می بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین , مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد شد 
قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت خواهد شد
واررن کریستوفر معاون امور خارجه نماینده دولت آمریکا در امضاء این قرار داد میباشد

لینک به متن اصلی قرارداد الجزایر

http://en.wikipedia.org/wiki/Algiers_Accords

لینک به ایران یک تصمیم جدید

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:31  توسط حسین مختار زیبائی 
پاسخ به نظر خواهی گزارشگران

حسین مختار زیبائی
بیستم جولای دوهزاروهشت میلادی

با تشكر اززحمات بی شائبه شبانه روزی مسئولان سایت وزین گزارشگران و فرصتی كه بمن داده اید تا پاسخگوی دو سئوال اساسی و كلیدی شما در خصوص مسائل جاری ایران بویژه احكام اعدام فعالین كرد باشم

چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در شرائطی كه افكار عمومی ووجدانهای بیدار در سطح بین المللی نقد عملكردهای ضد بشری جمهوری اسلامی را سالهاست در پیش گرفته اند كدامند

شما با یك سئوال بظاهر ساده، در واقع امر، از مخاطبین خود خواسته اید تا اجمالا تاریخ، سابقه قضادر ایران جمهوری اسلامی، تاریخچه مقاومت ملت ایران و كردستان و الی آخر، از ب بسم الله تا نون والظالین را برایتان بنویسند

اگرچه باتوجه به عمق حساسیت و اهمیت سئوالات مطرح شده، این نوشته به درازا میكشد ولی تلاش میكنم ضمن پاسخ به سئوالات مطرح شده، ثابت گردد چگونه مشتی دستنشانده، منافق، ملحد، یاغی و محارب از خدا بیخبر با سوءاستفاده و تفسیر به رای احكام و شریعت مقدس اسلام ملتی را در بند كرده و كشوری را به ورطه كامل نابودی كشند

امیدوارم كه در داخل ایران، حداقل تعدادی ولو محدود به این سری سئوالات و پاسخهای ارائه شده دسترسی داشته باشند، زیرا همانطور كه میدانیم، كارگران، معلمین، كارمندان، ودانشجویانی كه به نان شب خود محتاج مانده اند، مسلما به كامپیوتر مشكلتر از نان شب دسترسی خواهند داشت، بویژه كه جمهوری اسلامی و حامیان جهانخوار آن همه تلاش خود را برای قطع ارتباط داخل و خارج كشور بكار بسته اند، از جمله قطع برق سراسری و خاموشیهای كاذب تهران و دیگر شهرهای ایران

ولی از شما و خوانندگان گرامی استدعا دارم  یاری كنند تا این متن با توجه به حساسیتهای حقوقی قضائی كه تا حدودی برا ساس شریعت اسلامی، تنظیم شده در اختیار خانوادههای معظم شهیده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب و همچنین شهیده بانو زهرا كاظمی خبر نگار ایرانی كانادائی، كه هر دو در اثر شكنجه های ناجوانمردانه آدمكشان رژیم ضد جمهور و ضد اسلامی حاكم بر ایران جان باختند، برسد، ضمنا علاوه بر خانوادههای معظم بانوان مذكوره، در اختیار  وكلای محترم دعاوی ایشان بویژه سركار خانم شیرین عبادی، قرار گیرد، زیرا باتوجه به مطالب عنوان شده میتوان با بهرهجوئی از احكام مذكور در این متن پروندههای بانوان زهرا كاظمی، و زهرا بنی یعقوب را مجددا بازگشائی، از قاضی فعلی پرونده بدلیل عدم اشراف در تشخیص نقض صریح احكام اسلامی رد صلاحیت كرده و پروندهها به مقامات بالاتر قضائی رژیم جمهوری اسلامی ارجاع گردند، و منع پیگرد متهمین پروندها كن لم یكن گردد و این جانیان از خدا بیخبر به مجازات برسند. ضمنا انتظار دارم كه به حساسیت پرونده بانوان یاد شده و پیروزی آنها كاملا واقف باشید، زیرا پیروزی در پرونده بانوان یاد شده در بالا اثبات خواهد كرد كه همگی بانوان ایرانی كه از ابتداء حكومت ننگین باصطلاح جمهوری اسلامی در ایران به اشكال مختلف بقتل رسیده اند، بی گناه بوده و طبق احكام واقعی و شریعت مقدس اسلامی، تمامی افراد اعم از بازجویان، بازپرسان، قضات و مجریان احكام قتلها باید به سزای اعمال ننگین ضد اسلامی خود برسند 
 
اجازه میخواهم قبل از پرداختن به سئوالات مطروحه به چند نكته اشاره كنم تابدینوسیله درك مطلب پاسخهایم آسانتر گردد. بهمین منظور با یك پیشگفتارنه چندان كوتاه آغاز میكنم تا به اصل سئوالات، پاسخ اجمالا درخور توجه داده باشم

پیشگفتار

همانطور كه میدانیم، باتوجه به نزدیكی تعاریف واژههای سیاسی بیكدیگر، همچون اكثر موارد ما دچار سردرگمیهای تعریف موقعیت خود دروقایع جاری در ایران هستیم، بعبارت دیگر تصویر درستی از خود در كنار و یا حاشیه مبارزات ملت ایران نداریم. این از آنجا ناشی میشود كه ما هنوز تعریف و یا تصویر درستی از خود به خودمان ارائه نكرده ایم، یا نمیتوانیم و یا نمیخواهیم، ما ضمن اینكه خود را نیروی سرنگونی طلب میدانیم در عین حال خود را اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران نیزمیخوانیم. عدم اشراف كامل ما به تعاریف وهمچنین عدم تشخیص بموقع  مااز مرزبندیهای كتمان ناپذیربسیار نزدیك تعاریف واژگان سیاسی، عامل اصلی این سردرگمیهاست.حال تصور كنید كه بر فرض محال به این نتیجه فرضی برسیم كه   ما اپوزیسیون جمهوری اسلامی حاكم بر ایران هستیم. همه ما بخوبی واقف هستیم كه حتی اگر بر اپوزیسیون بودن خود نیز اصرار ورزیم، از منظر جمهوری اسلامی حاكم بر ایران، بر اساس تجربیات موجود حكم ما اعدام و یا شكلی از اشكال حذف فیزیكی میباشد، و دقیقا به همین علت هم است كه ما این رژیم را ضد بشر مینامیم.از آغازین روزهای حاكمیت خود بر ایران، حتی پیش از رفراندوم دوازدهم فروردین هزاروسیصد وپنجاه و هشت خورشیدی همان رفراندوم كذائی آری یا نه به جمهوری اسلامی رژیم جمهوری اسلامی، با زبان سرخ و داغ سرب مذاب با همه برخورد كرد، از این سری برخوردها اعدامهای ناجوانمردانه بظاهر سلطنت طلبان، و نیروهای باصطلاح ساواك میتوان نام برد، كه در ادامه به سركوبهای وحشیانه گنبد، قتل عامهای كردستان، و در نهایت به نسل كشیهای ایرانیان با اعدامهای دهه شصت خورشیدی انجامید كه هنوز هم بلاانقطاع ادامه دارد.در بسیار موارد نیز شواهد كتمان ناپذیر موجود اثبات میكند كه رژیم حتی نیروهای خودی اش را هم كه میرفتند تا به یك اپوزیسیون واقعی تبدیل شوند راهم تاب تحمل نیآورد،  پس میبینیم كه طبق شواهد موجود و تجریبات مبرهن تاریخی، رژیم هر تنابنده ای را نه اپوزیسیون بلكه دشمن خود میداند. همه آنهائیكه تجربیات زندانهای سیاسی اواخر دهه پنجاه به بعد بویژه دهه شصت خورشیدی را دارند، بخوبی میدانند كه مسئولان زندانها بلا استثناء همیشه از اصطلاح یا با ما هستید یا بر ما بوضوح استفاده میجستند، یعنی اینكه راه سومی كه همان اپوزیسیون بودن باشد موجود نبود، نتیجتا حتی آنها كه امروزه با شخصیت سازیهای رژیم به خارج اعزام میشوند كه نقش اپوزیسیون رژیم را بازی كنند، در واقع همانها هستند كه دانسته یا ندانسته، خواسته یا نا خواسته، با رژیمند، زیرا اگر نبودند اصولا فرصت نمی یافتند كه بتوانند اپوزیسیون باشند، كه این در معنا بخشی از همان پروژه صدور انقلاب به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران میباشد، لطفا به تاكید بر بخشی از پروژه صدور انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران توجه فرمائید.

جالب اینجاست كه عدم اشراف ما به تعاریف واژگان سیاسی و همچنین تعاریف قضائی این واژگان، به جمهوری اسلامی این فرصت را داد تاهمه كشتارهای دهه شصت خورشیدی در زندانها را با بهرهجوئی از واژه هائی همچون متهم و اتهام انجام دهد، حتی آنها كه جان سالم از زندانهای رژیم بدر بردند، در ورقه آزادی خود با سئوال مبنی بر نوع اتهام مواجه میشدند، نه نوع جرم. همانطور كه میدانیم، اتهام در واقع تهمت و افتراعی میباشد كه هنوز محرز نشده، و متهم شخص حقیقی میباشد كه مورد اتهام، تهمت و افتراء قرار گرفته كه چون هنوزاتهام او محرز نشده فعلا متهم است، و اگر اتهام بر شخص مذكورو مذكوره وارد و یا محرز گردد در آنصورت مجرم و یا مجرمه است كه در قضاء این شخص حقیقی یعنی متهم یا متهمه پس از محرز شدن اتهام وارده، به شخصیت حقوقی مجرم یا مجرمه تبدیل میگردد. مسلما همه ما هم میدانیم كه حقوق و تعهدات قضائی شخصیت حقیقی بسیار متفاوت از حقوق و تعهدات یك شخصیت حقوقی میباشد كه متاسفانه با عدم اشراف  ویابی تفاوتی عمدی زندانیان و خانوادههای آنان به این مقوله، و عدم دسترسی به وكیل در زندانهای جمهوری اسلامی در آن سالیان، بهترین امكان سوءاستفاده جمهوری اسلامی از این مسئله را فراهم كرد كه عزیزان ملت ایران را تنها بصرف اتهام و با نام متهم و متهمه بكشد یعنی علاوه بر اینكه حقوق انسانی آنها را لگد مال كرد، حقوق ایشان را كه بنا به شخصیت حقوقی مجرمیت بدیشان تعلق میگرفت را هم نادیده گرفت..  برخی را هم كه نكشت تا آخرین لحظه های حضور در زندان، به صرف متهم و متهمه بودن نگاهداشت و بدینوسیله تمامی حقوقی  را كه بواسطه شخصیت حقوقی مجرمیت زندانیان بدانها تعلق میگرفت را عمدا با برنامه ریزی قبلی  و وارونه نمائیها انكار و پایمال كرد. باز هم تاكید میكنم كه عدم اشراف كامل و یا جدی نگرفتن این حقوق از سوی قربانیان،زندانیان و خانواده آنها در شرائطی كه دسترسی به وكیل نیز غیر ممكن بود مضافا بر بی تفاوتی جامعه، بهترین بستر سوء استفاده توسط جمهوری اسلامی در ارتكاب به جنایاتش را فراهم آورد. كه هنوز هم ادامه دارد٫ یعنی یك جنایت كاملا آگاهانه، مدون وسیستماتیك

كسانیكه از دانشكدههای زبان فارسی در زمان جمهوری اسلامی فارغ التحصیل شده اند و یا آنها كه در اثر تحصیل در دانشكدههای حقوق قضائی جمهوری اسلامی مجبور بوده اند برخی دروس را در حوزههای علمیه گرفته، و یا بطور بسیار نادر، حضور مدرسین حوزههای علمیه را در كلاسهای درس خود شاهد باشند، بخوبی میدانند كه توجه به  مبحث یاد شده در بالا نه تنها درتغییر شرائط زندانها و بعضا احكام میتواند تا حدی ولو بسیار ناچیز موثر باشد بلكه اشراف كامل به آنها میتواند جمهوری اسلامی را با چالشهای بسیار تكاندهنده مواجه كند. اما لطفا توجه داشته باشیم كه، صرفا چالشهای تكاندهنده، نه سرنگون ساز

اصولا علاوه بر قضات دادگاههای مختلف مدنی، جزائی، تعزیرات حكومتی و ویژه روحانیت،جمهوری اسلامی دارای یكدسته از قضات بسیار ویژه است، بنام قضات دادگاههای انقلاب، كه این دسته از قضات دارای مطالعات بسیار متفاوت از دیگر انواع قضات در جمهوری اسلامی میباشند، و حتی طول مدت دوره تحصیلی آنان نیز بسیار متفاوت از دیگران میباشد. مانند خلخالی، قدوسی،موسوی تبریزی، موسوی اردبیلی،صانعی، گیلانی،نیری، رئیسی، رازینی، شاهرودی وغیره. آیا تصور میكنید كه اینان بیكباره بعد از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران سر از بته در آوردند؟خیر! مسلما اینان در طول سالیان قبل از بقدرت رسیدن مشغول تحصیل علوم و حقوق بودند تا بعد از بقدرت رسیدن براحتی آب خوردن طوریكه بلحاظ حقوقی حتی یك مو هم لای درز كارشان نرود با توجه به آشنائیشاب به اصل احكام اسلامی و با وارونه نمائیهای ماهرانه، عزیزان ملت ایران را بخاك و خون بكشند، تا حدیكه حتی مشكل بتوان جرائم ضد بشری ایشان را حتی در محاكم داخلی كه كاملا با سیستم قضاوت آنها آشنا هستند مطرح كرد، در محافل و محاكم قضائی غیر ایرانی كه با سیستم قضائی ایشان اصولا كمترین آشنائی را هم ندارند حتی مشكل بتوان حرفی از جنایات ایشان بمیان آورد. عجله نكنید، دو مورد مثال زنده یكی خارجی و دیگری داخلی كه بزودی در زیر آورده خواهد شد این ادعا را اثبات خواهد كرد

آیا میدانستید كه ما میتوانیم بگوئیم قوانین جمهوری اسلامی را نمیپسندیم، نمیخواهیم، از نظر ما مشروعیت ندارد، و حتی بگوئیم كه جمهوری اسلامی قوانینش را بگذارد در كوزه آبش را بخورد كه البته هر یك از اینها بحثهای ویژه خود را داراست. ولی درد آور اینجاست كه نمیتوانیم بگوئیم كه جمهوری اسلامی عزیزان ما را بی قانون كشت. زیرا طبق تعاریف پذیرفته شده عرف جهانی درست یا غلط، ما بخواهیم یا نخواهیم، تعریف عدالت، اجرای قانون بطور یكسان در حق همه شهروندان یك كشور میباشد
از سوی دیگر نیز همین عرف به درست یا به غلط پذیرفته شده، تاكید میكند كه شهروندان هر كشوری موظف به احترام به قوانین كشور خود كه توسط قوه مقننه به قوه قضائیه و از قوه قضائیه به قوه مجریه ابلاغ میگردد هستند. به همین خشكی

در بالا گفتیم كه قضات دادگاههای انقلاب جمهوری اسلامی از قبل آماده میشدند برای جنایات علیه ملت ایران طبق قوانین خودشان، ولی آیا تصور میكنید كه جمهوری اسلامی بدون آتیه نگری فكری برای آینده دادگاههای انقلاب خود نكرده است؟ اگر چنین تصوری داریم كاملا در اشتباه هستیم، زیرا جمهوری اسلامی به اندازه طول مدت سی سال زمان داشته است تا نه تنها سری جدید قضات دادگاههای خود را وارد عرصه قضاوت كند، بلكه حتی مدرسین خود را نیز تربیت كرده تا سیستم باز تولیدش دچار وقفه نگردد
بهمین دلیل هم هست كه من چپ وراست دول غربی بویژه سیاستسازان آمریكائی را شریك جرم جنایات جمهوری اسلامی علیه ملت ایران مینامم زیرا اگرنبود كودتای بست و هشت مرداد سال سی و دو خورشیدی، محتملا ما امروزه مجبور به تحمل پدیده شوم دادگاههای باصطلاح انقلاب  نبودیم، البته تضمینی هم وجود نداشت كه دچار معظلاتی همچون دادگاههای نظامی مانند دادستانی ارتش دوران شاهنشاهی نمیشدیم. این خود نیز فقط یك اشاره بود و بس و جای خود را برای بحث دارد

  همانطور كه میدانیم،همیشه، شناخت، اصل اول میباشد. اگر شناخت لازمه نسبت به یك پدیده موجود نباشد هر گونه اقدام برله ویا علیه آن پدیده اگر خوش شانس باشیم، و اقدام ما به ضد خود تبدیل نشود، با شكست كامل مواجه میشود.در بالا اشاره به دو مثال داخلی و خارجی كردم، كه اولی یك تجربه ایرانی خارجی بوده و میرود تا ادعای من در خصوص اینكه ما حتی مشكل بتوانیم در محافل و محاكم قضائی و حتی حقوق بشری خارجی كه باسیستم قضائی جمهوری اسلامی آشنائی لازمه را ندارند، حرفی از نوع جنایات جمهوری اسلامی حاكم بر ایران بمیان آوریم، ثابت كند

سه سال پیش بود كه از اروپا ایمیلی دریافت كردم و بعد یك تلفن، كه شخصی میگفت آقای زیبائی چرا بیكار نشسته اید كه عنقریب استكه یك جوان ایرانی را بجرم شرب خمر اعدام كنند. بلافاصله پس از دریافت خبر محكومیت آن جوان به اعدام در اثر شرب خمر مصرف نوشیدنیهای الكلی، باروابطم دركمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین با روابطم درعفو بین الملل تماس گرفته و مسئله را گزارش كردم. یكی دوروز پس از آن نیز ترتیب ملاقات دوستان آن جوان ایرانی را كه از اروپا تماس گرفته بودند با برخی از اعضاء عفو بین الملل دادم، آنها به ملاقات مسئولان عفو بین الملل رفته و مداركی را هم كه گویای حكم اعدام آن جوان ایرانی بود را به مسئولان عفو بین الملل ارائه كردند.پس از آن ملاقات روابط من از عفو بین الملل و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تماس گرفته و گفتند كه برای ایشان غیر قابل قبول استكه فردی در هر كجای جهان كه باشد صرف مصرف الكل به اعدام محكوم شود. زیرا در هیچ كجای جهان صرف نوشیدن الكل و حتی مستی. دلیل بر بازداشت فرد نمیباشد، مگر اینكه فرد در حال مستی، مرتكب یك عمل جنحه شده باشد كه در آنصورت نیز بجز مورد ارتكاب به قتل، نمیتوان حكم اعدام صادر كرد، و ارتكاب به عمل جنحه نیز در حالت مستی حتی اگر ارتكاب بقتل باشد، ارتكاب به قتل غیر عمد است چون در حالت مستی واقع شده پس در اینمورد نیز دست قاضی برای عدم صدور حكم اعدام باز است، ولی چطور میشود كه اینفرد مست بوده، دستگیر شده،و به اعدام محكوم شده است؟ این باورش بسیار مشكل است، بهرحال اگر شما تائید میكنید ما موضعگیری خواهیم كرد. ولی پس از آن نیاز به مدارك بیشتر جهت تماس با مقامات قضائی جمهوری اسلامی داریم. البته بلافاصله هم اعلام  و هم موضعگیری كردند
 
من كه میدانستم روابط من در كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و همچنین عفو بین الملل مشكلشان عدم شناخت لازمه از سیستم قضائی جمهوری اسلامی میباشد، بتكاپو افتاده و با تماس با جامعه مسلمانان اروپا، آمریكا كانادا، استرالیا، و همچنین روابطم در الازهر مصر، ایشان را نسبت به تاثیر منفی اجرای این حكم، ولو بر اساس شریعت مقدس اسلامی هم صادر شده و تشخیص قاضی هم صحت داشته باشد را متذكر شدم. به ایشان یادآور شدم كه تاثیر منفی اجرای این حكم در شرائط حاضر جهانی جز تخریب كامل اذهان عمومی ملتهای جهان در خصوص اسلام و شریعت اسلامی نتیجه دیگری نخواهد داشت، و اضافه كردم كه این شما و این جمهوری اسلامی حاكم بر ایران و این حكم اعدام یك جوان ایرانی شراب خوارو این اسلام و شریعت مقدس اسلام، هر گلی بزنید بسر شریعت مقدس اسلامی زده اید

در تماس تلفنی كه چند روز پس از آن با دیوان عالی كشور رژیم داشتم، معلومم شد كه مسلمانان كشور های یاد شده بویژه الازهر، با تماسهای مكرر خود مسئولان جمهوری اسلامی را كلافه كرده اند

در عین حال كه پیگیر تاثیر گذاری واكنش مسلمانان جهان بر مسئولان قضائی رژیم بودم، تلاش میكردم تا اطلاعات بیشتری از پرونده جوان ایرانی محكوم به اعدام بدست آورم، ضمنا یك آموزش هر چند مقطعی از نحوه قضاوت در سیستم قضائی جمهوری اسلامی را در اختیار سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی قرار دهم.

طبق شریعت اسلامی،فردی كه برای باراول بدلیل مصرف الكل دستگیر شود به شلاق، بار دوم به شلاق و زندان، بار سوم علاوه بر شلاق و زندان دست قاضی باز است تا او را بعنوان مفسد فی الارض به اعدام محكوم نماید. تاكید میكنم كه صدور حكم اعدام توسط قاضی در صورتی میسر میباشد كه قاضی بدرستی مقوله مفسد فی الارض را در خصوص فرد خاطی كه از سلامت كامل جسمی، عقلی وفكری برخوردار باشد تشخیص دهد

در خصوص پرونده جوان  ایرانی علی رغم اینكه ایشان سه بار دستگیر و محكوم شده بود، ولی در اثر تحقیقات انجام شده دریافتم كه نه تنها ایشان از سلامت كامل عقلی برخوردار نمیباشد، بلكه درمرتبه اول دستگیری نیزعلی رغم اینكه ایشان مصرف الكل را انكار كرده ولی قاضی پرونده صرف شهادت شهود علیه ایشان حكم به تعزیر یعنی شلاق را صادر و اجرا كرده است

در حالیكه حكم شرع بظاهر است وشهادت شهود میتوانسته تلقینی باشد، كه در آنصورت حكم مرتبه اول دستگیری جوان ایرانی نقض صریح شریعت مقدس اسلامی بوده و نتیجتا مرتبه سوم دستگیری و محكومیت ایشان نه بار سوم بلكه باردوم محسوب میگشت، و طبق احكام شرعی قاضی حق صدور حكم اعدام در مرتبه دوم را نداشته است، بویژه كه حكم اعدام در اثر تشخیص مفسد فی الارض  بودن فرد  محكوم  نافذ نبوده زیرا جوان  ایرانی از سلامت كامل عقلانی برخوردار نبود، پس بخودی خود احكام شلاق و زندان هم اینجا مصداق نداشته و جوان  ایرانی میبایست بجای تحمل زندان به مراكز درمانی اعزام و تحت مداوای پزشكی قرار میگرفت

با توجه به مجموعه بالا، و توجیه قضائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی، و فشار جامعه مسلمانان اروپا و امریكا، كانادا و استرالیا و همچنین برخی از علماء الازهر، و بحثهای مستقیم تلفنی من با مراجع قضائی رژیم در دایوان عالی كشور و استدلال در خصوص شبه آمیز بودن محكومیت در مرتبه اول دستگیری، شبه آمیز بودن شهادت شهود در مرتبه اول دستگیری، كه میتوانسته بنا بهر دلیلی تلقینی بوده باشد،و همچنین مشكوك بودن سلامت عقلانی، در نهایت جوان ایرانی پس از حدود دو ماه از زندان آزاد و به آغوش خانواده بازگشت

و اما مورد داخلی

عدم اشراف كامل وكیل محترم خانواده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب كه در بازداشتگاهی در همدان بقتل رسید، به موازین و احكام اسلامی، توانست این امكان را به متهمین پرونده و همچنین قاضی ناعادل بدهد كه قرار عدم پیگرد قانونی را صادر نماید

در حالیكه اگر سر كار خانم شیرین عبادی به موازین شرعی كاملا اشراف داشتند، میتوانستند از قاضی نا عادل پرونده مذكور خلع ید كرده و در مرجعی بالاتر پرونده را به پیروزی برسانند.

بطور اجمال، شاه كلید این پرونده در آنجا بوده كه اصولا چرا مسئولان بازداشتگاه در شهر همدان، یك بانوی ولو متهمه را در مكانی نگهدار میكرده اند كه فاقد باز جو، بازپرس و نگهبان نسوان بوده است. طبق موازین اسلامی و احكام شرعی اصولا نگهداری بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آن بازداشتگاه نقض صریح موازین شرعی بوده است، و بهمین جهت ولو اینكه بر فرض محال مرگ بانو دكتر زهرا بنی یعقوب خودكشی بوده باشد، باز هم این اقدام بخود كشی میتوانسته از ترس مورد تعرض قرار گرفتن نامحرمانی كه ایشان را احاطه كرده بودندصورت گرفته، نتیجتا مسئولیت  خود كشی ایشان هم با مسئولان بازداشتگاه مذكور بوده و آنان باید طبق موازین شرعی، بدلیل نقض صریح احكام اسلامی در خصوص بازداشت یك زن مسلمه در محل احاطه شده توسط نامحرمان، و همچنین زیر پا گذاشتن قوانین و شرع مقدس اسلام محاكمه، محكوم و حكم صادره بلادرنگ در خصوص افراد خاطی كه شامل همه مسئولان آن بازداشتگاه در طول مدت بازداشت بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آنمحل حضور داشته اند اجرا گردد

طبق احكام شریعت مقدس اسلامی بدون شك احكام این خاطیان سنگسار میباشد. زیرا انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه، و حتی غیر مسلمان، كه منجر به قتل او گردد، ولو این قتل فرضا خود كشی هم باشد، بمثابه تجاوز به عنف این زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان است كه در آنصورت حكم صادره در خصوص همه مسئولان این جنایت چیزی جز سنگسار نیست

حتی اگر مسئله بانو دكتر زهرا بنی یعقوب به مرگ ایشان هم منجر نمیشد، باز هم خاطیان پرونده محكوم به سنگسار بودند، زیرا باز با تاكید میگویم كه انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان و نگهداری او در محلی كه فاقد نگهبانان نسوان بوده،  مصداق تجاوز جمعی به عنف میباشد

در اینجا از نحوه برخورد مولا علی )ع( در به سفر فرستادن عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام بهره میگیرم كه مولا علی )ع( ایشان را در معیت سواران زن با پوشش مردان به سفر روانه كردند، زیرا از یك طرف ایشان نمیتوانستند یك زن مسلمه را ولو اینكه در توطئه منافقان و محاربان شركت جسته بوده، در جمع مردان نامحرم به سفر روانه كنند، واز سوی دیگر برای حفظ سلامت  وامنیت كاروان از شر راهزنان احتمالی مجبور بودند زنان همراه ایشان را به لباس مردان ملبس كنند

پس میبینیم كه طبق شرع مقدس اسلام نمیتوان یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان را در جمع مردان نا محرم زندانی كرد، اگر چنین شود به مثابه انكار عمدی حقوق شرعی زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان بوده و تجاوز به عنف محسوب میگردد ولو اینكه عملا تجاوز جنسی صورت نپذیرفته باشد. پس حكم صادره سنگسار است. از این جهت اصرار میكنم زیرا مسئولان بازداشتگاه بانو دكتر زهرا بنی یعقوب عالم به احكام شریعت اسلامی بوده و عمدا و عملا این احكام و حقوق یك زن مسلمه را انكار كرده اند، پس جرم ایشان محرز است

همین مسئله در خصوص پرونده بانو زهرا كاظمی خبرنگار ایرانی كانادائی نافذ است، و همچنین در خصوص تمامی بانوانیكه در طول سی سال حكومت منافقان محارب با خدا و پیغمبر بر ایران قربانی رژیم ضد اسلامی شده اند

خب در كشوری كه مسئولان آن با علم بر احكام اسلامی، عمدا شریعت مقدس اسلامی را با وارونه نمائی و تفسیر به رای عملا انكار میكنند، كه به مثابه نفاق و محاربه عامدانه با خدا و پیامبر میباشد، ملت راهی جز جهاد ندارند، زیرا جهاد تنها راه حفاظت در برابر اینچنین حكومت ضد خدا و ضد اسلام و ضد پیامبر میباشد، در اینجاست كه علما وظیفه دارند كه برای حفظ كیان اسلام، حكم جهاد را صادر كنند، لطفا توجه داشته باشید كه جهاد اصولا دفاع مقدس میباشد نه حمله و یا جنگ مقدس. هیچكدام از نبردهای پیامبر گرامی اسلام حمله نبودند، بلكه دفاع از خود و كیان اسلام بود. پیامبر گرامی اسلام ده جنگ داشتند، كه اصلطاحا به آنها جنگ میگوئیم ولی در واقع معروف به غزوات پیامبر هستند و همه آنها در دفاع از خود مسلمانان و دفاع از كیان اسلامی بوده است، یعنی جهاد

پس تا به اینجا تا حدود زیادی اشراف داریم كه چگونه منافقان و محاربان، ملحدان و از خدا بیخبران، با سوء استفاده از عدم آشنائی مردم عامه نسبت به احكام و شریعت واقعی مقدس اسلام، امیال و نقشه های ضد اسلامی و انسانی خود را در قالب یك جمهوری اسلامی به مرحله اجراء گذاشته اند

همچنین میدانیم كه عدم آشنائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی به تاریخ و احكام و شریعت واقعی اسلامی ، آنها را از درك حقیقت آنچه كه در ایران میگذرد بازداشته است، تا حدیكه حتی مشكل بتوان برخی از احكام صادره توسط قضات رژیم را با آنها مطرح كرد، كه در این ارتباط به حكم اعدام جوان كرد ایرانی اشاره میكنم. نتیجتا این سازمانها صرفا به انتقاد از احكام صادره توسط رژیم بسنده میكنند، كه این انتقادات هم فاقد ضمانت اجرائی لازمه است، و این مهم نیز ازدید ناكسان حاكم بر ایران پوشیده نیست  

در پیشگفتار بالا شما پاسخ به دو سئوال خود را دارید. ولی حالا اجازه دهید تا به سئوال اصلی بپردازم

چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد

ما نمیتوانیم و نباید كه  پتانسیلهای جهادی و یا جنگ انقلابی موجود در كردستان را نادیده بگیریم

در اینجا من با یك سئوال پاسخ شما را میدهم، و آن اینكه چرا نه صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در كردستان

مگر نه اینست كه جامعه امروز در حال انفجار بوده و همانطور كه در بالا نیز اشاره كردم موقع اعلام جهاد توسط علما رسیده است، تا كیان اسلام و ایران را از شر حاكمان ضد خدا و پیامبر برهاند
مگر نه اینكه بعد از گنبد، كردستان پهناورترین عرصه جنگ انقلابی و یا همان جهاد علیه حاكمان ضد خدا وپیامبر بود
مگر نه اینكه هنوز هم از خون مجاهدان واقعی و پیشمرگان كرد در دشتهای پهناورو كوههای سر به فلك كشیده كردستان قهرمان، آلاله میروید
مگر نه اینكه جوانان كرد ایرانی علی رغم همه تلاشهای رژیم ضد بشری حاكم بر ایران در ابتلاء این جوانان به الكل و مواد مخدر، در هوائی استنشاق میكنند كه از عطر دل انگیز بوی خون بنا حق ریخته شده مجاهدان واقعی  و پیشمرگان قهرمان كرد انباشته شده است
مگر نه اینكه اگر روزی مجددا جهادی صورت پذیرد اینبار نیز این كردستان قهرمان ایران استكه پایگاه اصلی جنگ انقلابی ملت ایران علیه حاكمان ضد بشر ایران خواهد بود
پس رژیم مجبور بود كه دور جدید سركوبهای خود را با صدور احكام وحشت اعدام برای فعالین قهرمان كرد آغاز كند و همانطور كه شاهد بودیم پس از صدور احكام اعدام فعالین كرد بود كه رژیم ابتدا اقدام به انحلال اتحادیه نویسندگان كرد، و سپس قانون صدور حكم اعدام برای نویسندگان تحت پوشش مخلان امنیت روانی جامعه را بتصویب رسانید
و باید توجه داشت كه، همانطور كه قبلا هم در نامه هایم به مردم و مقامات آمریكائی و اروپائی نوشته ام این دور جدید ترور و وحشت توسط رژیم با چراغ سبز اربابان آمریكائی رژیم صورت میگیرد

باتوجه به اینكه طی هفته های اخیر برای مردم ایران تردیدی باقی نمانده كه رژیم ضد بشری، ضد جمهوری و ضد اسلامی حاكم بر ایران، نتیجه تصمیمات متخذه در كنفرانس گوادالپ و دستنشانده امپریالیسم آمریكا میباشد، رژیمی كه سی سال تمام بهترین فرزندان و عزیزان ما ایرانیان را تحت نام مبارزه با آمریكا و یا تحت نام جاسوسان آمریكائی كشت، حالا در كمال وقاحت بر سر میز مذاكرات علنی با آمریكا مینشیند، مسلم استكه از خشم بازماندگان آنانی كه طی سی سال اخیر تحت نام مبارزه با آمریكا به كشتن داده بهراس افتاده و این امكان را كه مجددا كردستان ایران تبدیل به یك رزمگاه این بار بسیار مهلكتر از قبل گردد را بدهد، و دقیقا به دلیل همین هراس استكه دور جدید سركوبها را باید از كردستان آغاز میكرد

رژیم دستنشانده آمریكائی ضد بشری حاكم بر ایران، و حامیان امپریالیست آن بویژه آمریكای جهانخوار با ایجاد و دامن زدن به توهم جنگ با آمریكا، ظرف سی سال گذشته همه جنایاتش علیه بشریت را توجیه كرده و حال نیز با ظاهر عوامفریب حفظ ایران و ایرنیان با علنی كردن روابط پنهان خود با امپریالیسم آمریكا تلاش در حفظ جانیان خدمتگذارش از خشم ملت ایران را دارد
 
ما نمیتوانم منكر شویم كه روی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی بطور خیلی محدود میشود حساب باز كرد، ضمنا باید كه آنها را هم با سیستم قضائی رژیم، احكام شرع، و همچنین مغایرت كامل احكام صادره دادگاههای رژیم با حقایق احكام اسلامی آشنا كنیم، كه این نیز مستلزم وقت و بودجه هنگفت است، در حالیكه ملت ایران در شرائط اضطرار میباشد 

روی دولتهای خارجی هم نمیتوانیم حساب باز كنیم، زیرا آنان جز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند و حتی به ملتهای خود نیز رحم نمیكنند،. بنابراین یك راه بیشتر موجود نیست و آن آغاز جهاد، یا همان دفاع مقدس از كیان اسلام و ایران، یا همان جنگ انقلابی بطور گسترده كه كردستان ایران میتواند پایگاه اصلی آن باشد. فقط بدینوسیله استكه میتوان احكام ضد بشری رژیم حاكم بر ایران علیه ملت مظلوم خود را متوقف كنیم

چگونه میتوان سدی مستحكم در برابر اجرا این احكام قرون وسطائی ایجاد نمود؟ پیشنهاد شما چیست


میتوانیم و باید كه با بهره جوئی از قانون خلقها، عدالت رابا جهاد و دفاع از خود برقرارو با گسترش تفكر جهادی، و جنگ انقلابی در میان ملت، هم رژیم و هم جامعه جهانی را غافلگیر نموده و حق دفاع مقدس از خود، و كیان ایران واسلام را به آنها تحمیل كنیم

البته در این میان، باید كار فرهنگی گسترده ای نیز روی ملتهای دیگر را آغاز كرده و آنها را مطلع كنیم كه ما راهی جز دفاع از خود نداریم

و باید توجه داشته باشیم كه اینبار ما تنها نیستیم زیرا همانها كه تا كنون به تصور ضد آمریكائی بودن رژیم ما را تنها گذاشته بودند نیز با ما خواهند بود، بخصوص بازماندگان قربانیان رژیم، چه آنهائی كه رژیم در جبهه های جنگ به كشتن داد، و چه آنها كه تحت نام جاسوسان آمریكائی در زندانها كشت

این را هم ناگفته نگذارم كه جهاد و دفاع مقدس از خود صرفا برای مسلمانان نیست، بلكه جهاد و دفاع از خود حق هر موجود زند ه ای میباشد، با رژیم ضد بشری ایران راهی جز از پاسخهای آتشین باقی نمانده است. رفراندوم و نافرمانی مدنی هم در برابر گلوله كشك سائیدن است، گلوله پاسخ گلوله است و بس
این یعنی عین قانون خلقها، یعنی عدالت

بقول صمد بهرنگی كه میگفت، همه اش كه نباید فكر كرد، راه كه بیافتیم ترسمان میریزد

در زیردو لینك موجود است، اولی  به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی، و دومی به تصاویری از رزمندگان پیشمرگه كرد، كه تصور میكنم روئیت آنها  بسیار سودمند و تاحدی درك مطلب را آسانتر خواهد كرد

لینك به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی

http://uk.youtube.com/watch?v=buTlBLGdUfo&feature=related

لینك به تصاویر پیشمرگان كرد

 

http://uk.youtube.com/watch?v=wycb8jgxKTQ&feature=related
با احترام
حسین مختار زیبائی

 

  نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:5  توسط حسین مختار زیبائی 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM