تبليغاتX
حسین مختار زیبائی HOSSEIN MOKHTAR ZEBAEI
 
سیاسی
 
هالوین، جمهوریخواهان و دمكراتها

 

Trick or Treat by Mokhtar © 2004-2008

 

كاریكاتور هالوین و انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، كار نویسنده بوده و دارای كپی رایت میباشد

ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده

حسین مختار زیبائی

اول اكتبر دوهزاروهشت میلادی

اگر چه من نمیدانم چقدر شكلات توسط جمهوریخواهان و دمكراتها صرف جمع آوری رای برای كاندیداهایشان در طول هالوین شده است، كه البته زیاد هم مهم نیست، اما علاوه بر دیگر سیاستها، لیست زیر الویتهای دولتهای بعدی ایالات متحده در طول هشت سال آینده خواهد بود

سیاست خارجی
تقویت موقعیت در عراق
تقویت موقعیت در افغانستان
تقویت موقعیت در ازبكستان
تقویت موقعیت ایران در عراق و افغانستان
حمایت و تقویت موقعیت ایران در خاورمیانه
اتخاذ سیاستهای لازمه پیروزی در برخورد تمدنها
برداشتن قدمهای نهائی در تكمیل جهانی سازی

سیاست داخلی

اجرای قانون كمیسیون نظامی مصوبه دوهزار و شش میلادی
اجرای قانون مقابله با رادیكالیزم و تروریسم خانگی مصوبه دوهزار وهفت میلادی
تصویب قوانین جدید اقتصادی برای تغییرو هماهنگی نحوه زندگی آمریكائیان با متدهای جدید اقتصادی جهانی سازی
آماده سازی آمریكائیان و جهانیان برای مواجه با تغییرات جغرافیائی آینده ایالات متحده

اگر چه باگفتن اینكه
 من متوجه شده ام که در الگوئی که از ساختار اساسی که چگونگی کارکرد دنيا را تعيين ميکند داشته ام خطائی وجود دارد. دقيقا به همين دليل بسيار حيرت کردم، چرا که من چهل سال يا بيشتر بود که با شواهد بسياری قانع شده بودم که آن ايدئولوژی کار ميکرد، آنهم با موفقيت زياد، معمار سرمایه داری آمریكا، رئيس سابق بانک مرکزی يا "ذخيره فدرال" ايالات متحده، آلن گرينسپن، تلاش كرد تا تاثیر طبیعی جهانی سازی بر اقتصاد آمریكا را پنهان كند، اما بخوبی روشن استكه ایفای نقش حكومت ایالات متحده در بانكها وبویژه در وال استریت معنایش سوسیالیزم نیست

خیلیها باور دارند كه این نشان یك بحران هژمونیك در اقتصاد ایالات متحده است كه میرود در نهایت كار امپریالیسم آمریكا را یكسره كرده و به جهان تك قطبی پایان دهد، در حالیكه، كاملا واضح استكه، آنچه كه ما شاهدش هستیم، گذر به محتوی پیچیدهتر تغییرات بزرگ سیاسی و اقتصادی بر پایه جهانی سازی در راستای تكمیل پروژه تنها ابر قدرت جهان و یا ابر قدرت تنهای جهان است

تغییراتیكه نه تنها باعث جغرافیای  كاملا جدید برای ایالات متحده در آینده خواهد شد، بلكه جهانی كاملا متفاوت از گذشته را رقم خواهد زد

هالوین شما مبارك

توضیحات برای فارسی زبانان در خصوص


قانون كمیسیون نظامی مصوبه دوهزاروشش میلای، معروف به قانون شكنجه میباشد كه با مخالفت شدید سازمانهای حقوق بشری آمریكائی و جهانی قرار گرفت، كه به سرویسهای امنیتی و ارتش آمریكا اجازه بازداشت بدون توضیح و حتی شكنجه جهت كسب اطلاعات را تمام و كمال اعطاء میكند، این قانون بیشتر حقوق افراد مقیم ایالات متحده آمریكا را مستقیما نشانه گیری میكند، و تخمین زده میشود كه در صورت اجرای این قانون نه تنها بسیاری با شكنجه های طاقتفرسا حتی در داخل ایالات متحده مواجه خواهند شد بلكه بسیاری از آنانی كه موفق بدریافت شهروندی ایالات متحده آمریكا نشده اند با خطر دیپورتهای گسترده مواجه میشوند. تاكنون تلاشهای سازمانهای حقوق بشری آمریكائی و جهانی جهت لغو این قانون بجائی نرسیده است. نویسنده بعنوان مخالف سر سخت این قانون و یك بازمانده و قربانی شكنجه از ایران، علیه این قانون هم در سخنرانی خود در برابر كاخ سفید و هم در كنگره آمریكا در ماه ژوئن دوهزاروهفت میلادی موضعگیری كرده ام. ولی معتقدم كه این مخالفتها همچنان ناتوان خواهند بود و این قانون بزودی به اجرا گذاشته خواهد شد

قانون مقابله با رادیكالیزم و تروریسم خانگی مصوبه دوهزار وهفت میلادی، قانون مبارزه با تحركات رادیكال سازمانها و گروههای سیاسی در داخل ایالات متحده است كه با بهرهجوئی از قانون میهن پرستی كه به سرویسهای امنیتی ایالات متحده اجازه تعریف و  تفسیر تروریسم را میدهد، علیه شهروندان آمریكائی و اعمال انقلاب گونه آنها، توسط كنگره آمریكا تصویب شده است ولی همچنان در سنای آمریكا بدلیل مخالفتهای شدید مخالفان سیاسی دولت آمریكا زمین گیر شده است. نویسنده خود در یكی از جلسات تنی چند از نمایندگان سنای آمریكا در خصوص سوء استفادههائیكه مراجع امنیتی دولت ایالات متحده میتوانند از این حتی در اعدام مخالفان سیاسی دولتهای آمریكائی و حكومت آمریكا، بعمل آورند بعنوان یك شهروند ایالات متحده آمریكا و  یكفرد با تجربه از قانون مشابه در ایران سخنرانی كرده و پاسخ كتبی نماینده اكثریت سنای آمریكا، سناتور هری رید، را نیز دریافت كردم كه ایشان قول داده كه با كمك تمامی همكاران خود، از تصویب این قانون بشكلی كه در كنگره بتصویب رسیده است جلوگیری كند. ولی نویسنده معتقد هستم كه این قانون ولو با تغییرات وعده داده شده هم اگر به تصویب سنای آمریكا برسد، باز هم بسیاری از شهروندان آمریكائی مخالف حكومت ایالات متحده را به زندانهای مخفی در ایالات متحده فرستاده و بسیاری را نیز به كام مرگ خواهد كشاند

با احترام

حسین مختار زیبائی  

 

  نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 22:26  توسط حسین مختار زیبائی 
اوباما یا مك كین چه فرقی میكند
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
 
حسین مختار زیبائی
دوشنبه بیستم اكتبر دوهزاروهشت میلادی

بطور خلاصه
بر اساس بند اول اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، قدرت اجرائی باید در ید ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا باشد

بنابراصل بالا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، بعنوان رئیس  دولت،  ریاست بخش اجرائی حكومت ایالات متحده آمریكا را عهده دار است، او نه قانون گذار است و نه سیاستساز

بر اساس بند دوم اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، سمت فرماندهی كل قوای نظامی اعم از ارتش و نیروی دریائی ایالات متحده، و همچنین، نظامیان و شبه نظامیان را در ایالتهای مختلف را بر عهده دارد

بر اساس پاراگراف دهم از بند هشتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اختیار اعلام جنگ، اهداء نامه های عفو و بخشودگی، و تصمیمگیری در خصوص سرزمینهای اشغال شده در جنگ توسط قوای مسلح ایالات متحده بعهده كنگره ایالات متحده آمریكا میباشد

با توجه بر اصل بالا یعنی اصل هشتم قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اگرچه ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا فرماده كل قوای مسلح ارتش ایالات متحده آمریكاست، ولی همچنان اختیار اعلام جنگ در ید كنگره ایالات متحده است، و ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا فاقد اختیار در اعلام جنگ است.برای مثال عملی بیشتر در این خصوص لطفا به پاورقی شماره یك مراجعه كنید

بر اساس بند هفتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اختیار تصویب لوایح پیشنهادی و آماده سازی تبدیل آنها به قانون، بعهده مجلس نمایندگان ایالات متحده است، ولی مجلس سنای ایالات متحده میتواند نظرات خود را به لوایح تصویب شده اعلام وبصورت تبصره و یا متمم اضافه نموده  و و آن را به تصویب نهائی كنگره آمریكا برساند. شمارههای كلاسه بندی مصوبات در سنای آمریكا میتواند با شمارههای كلاسه بندی همان مصوبات در مجلس نمایندگان متفاوت باشد. هر لایحه پس از تصویب نهائی مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریكا، باید  بصورت مصوبه در اختیار رئیس جمهور ایالات متحده قرار گیرد تا با امضاء او به قانون تبدیل گردد.اگر ریاست جمور با این مصوبه موافق بود میتواند با امضاء آن مصوبه آنرا به قانون تبدیل كند و اگر موافق نیست باید آنرا به همراه دلیل مخالفت خود به مجلس نمایندگان ایالات متحده بازگرداند. مجلس نمایندگان ایالات متحده باید مخالفت و دلیل مخالفت ریاست جمهور با مصوبه مذكور را درجریده رسمی خود بطور مشروح و علنی بچاپ رسانیده و در معرض دسترس عموم قرار دهد ضمن اینكه باید در حد امكان تغییرات لازمه را در مصوبه مذكور ایجاد نمایند. چنانچه مصوبه كنگره با عدم موافقت ریاست جمهور مواجه نشد،باید با امضاء او به قانون تبدیل گردد. عدم موافقت ریاست جمهور با مصوبات كنگره باید ظرف مدت زمان قانونی ده روز باستثناء روزهای یكشنبه كه جزوء این ده روز محسوب نمیگردد، رسما به كنگره آمریكا اعلام گردد. بعد از ایجاد تعییرات مورد نظر در حد امكان، آن مصوبه مجددا به ریاست جمهور تقدیم و با امضاء او به قانون تبدیل خواهد شد

هر گونه دستور، مصوبه، و یا رای، باید به تائید ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا برسد، و اگر در نهایت او تائید نكرد، باید با موافقت دوسوم آراء موافق مجلس نمایندگان و سنای آمریكا و براساس مقتضیات مصوبات، به تصویب رسیده و به  قانون تبدیل گردد

با توجه به اصل هفتم  قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، مشروحه در بالا، حتی  حدود اختیارات ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا كه مبتنی بر قانون اساسی ایالات متحده میباشد، تابع تصمیمات  نهائی نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده است، بر اساس نص صریح قانون اساسی ایالات متحده آمریكا. برای روشن شدن بیشتر این مورد به مثال شماره دو در پاورقی همین مقاله توجه فرمائید

اوباما یا مك كین، چه فرقی میكند

بطور اجمال، بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریكا
بند اول اصل اول، كنگره آمریكا،  قوه مقننه حكومت ایالات متحده آمریكا میباشد
بند اول اصل دوم، ریاست جمهوری ایالات متحده آمریكا، بعنوان رئیس دولت مسئول قوه مجریه حكومت ایالات متحده آمریكاست
بند اول اصل سوم، دیوان عالی كشور، قوه قضائیه ایالت متحده امریكاست

پس سیاستسازان آمریكائی چه كسانی هستند و اصولا كجا هستند

اوباما یا مك كین، چه فرقی میكند

پاورقیها

مثال جهت نشان دادن اینكه بوش در حمله به عراق مستقل عمل نكرد بلكه با قدرتی كه كنگره آمریكا به او تنفیذ كرد به عراق لشكر كشی كرد، و اصولا ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا اختیار اعلام جنگ ندارد بلكه بعنوان فرمانده كل قوای مسلح آمریكا، باید اعلام جنگ از كنگره را دریافت و به پنتاگون ایالات متحده دستور حمله را صادر كند

پاورقی اول، بر اساس خبر سی ان ان به تاریخ پجنشنبه دهم اكتبر دوهزارودو میلادی دویست و نودوشش نماینده كنگره آمریكا با رای مثبت خود در برابر یكصدوسی وسه رای مخالف، موافقت خود با حمله نظامی بوش به عراق را رسما اعلام كرده و به رئیس جمهور بوش اختیار حمله نظامی به عراق را تنفیذ كردند
http://archives.cnn.com/2002/ALLPOLITICS/10/10/iraq.us 

مثالها جهت نشان دادن اینكه اصولا  حدود اختیارات  قانونی ریاست جمهور ایالات متحده آمریكا، تابع تصمیمات  نهائی متخذه توسط نمایندگان مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریكاست

پاورقی دوم، قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی كشورهای خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، قانونی استكه در بیست و پنجم اكتبر هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی توسط كنگره ایالات متحده بتصویب رسید و با امضاء رئیس جمهور وقت به قانون مبدل گشت. طبق اینقانون سرویسهای ضد جاسوسی ایالات متحده آمریكا، اختیار دارند تا با اتخاذ اقدامات لازمه شامل، كارگذاری میكروفن، و دیگر ابزارهای لازمه در محل اقامت ماموران خارجی، و حتی كنترل و شنود شهروندان ایالت متحده آمریكا، و یا افراد مقیم ایالات متحده
http://en.wikipedia.org/wiki/Foreign_Intelligence_Surveillance_Act

قانون مهین پرستی، معروف به پاتریوت آكت، مصوبه كنگره ایالات متحده آمریكاست، كه توسط امضاء رئیس جمهور بوش  در بیست وششم اكتبر دوهزارویك میلادی مبدل به قانون گشت. كه در واقع به سرویسهای امنیتی ایالات متحده آمریكا اختیار ترجمه و تعریف تروریسم را میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/USA_PATRIOT_Act

شنود غیر قانونی شهروندان آمریكائی توسط دولت بوش، كه برای اولین بار توسط نیویورك تایمز در دسامبر دوهزاروپنج میلادی عمومی شد، كه توضیح میداد چگونه اداره امنیت ملی آمریكا تحت مسئولیت دولت بوش از دوهزارودو میلادی بطور غیر قانونی تمامی مكالمات شهروندان آمریكائی را شنود میكرده است، قانونی است كه از ژوئن دوهزار میلادی بطور قانون ابلاغ گشته بوده است، در حالیكه مخالفان این قانون معتقدند این قانون ضد اصل آزادیهای اجتماعی و فردی مندرج در قانون اساسی ایالات متحده آمریكاست

متمم قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، كه در دهم جولای دوهزاروهشت میلادی به تصویب كنگره ایالات متحده آمریكا رسید، به قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی وسعت عمل بیشتری میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/FISA_Amendments_Act_of_2008

با توجه به مجموعه بالا و اینكه رئیس جمهور ایالات متحده آمریكا در هیچیك از اختیارات قانونی خود نیز قادر به عملكرد مستقل نمیباشد

اوبایا مك كین، چه فرقی میكند

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 22:3  توسط حسین مختار زیبائی 
 

ترجمه از متن اصلی در سایت انگلیسی نویسنده

حسین مختار زیبائی

بیست ودوم سپتامبر دوهزاروهشت میلادی

مردم اجازه ندهید این شارلاتان ها شما را فریب دهند

این نوشته در خصوص حقایق پشت پرده مسائل اخیر مربوط به اعضاء ارتش آزادیبخش ملی ایران است كه در كمپ اشرف در عراق میباشند. این نوشته بر اساس یك جلسه كه من شخصا در آن حضور داشته و شاهد بودم، نگاشته شده است

من همیشه گفته ام و اینبار نیز تكرار میكنم كه مجاهدین ایران نه تنها تروریست نیستند، بلكه مردم ایران برای مجاهدین احترام بسیار ویژه ای قائلند. ولی اینها كه در صحنه خود را مجاهد معرفی میكنند، نه تنها مجاهد نیستند، بلكه از نام نیك و تاریخ سراسر مبارزه و دلیری و رشادت مجاهدین واقعی ایران بنفع خود سوء استفاده میكنند. واقعیت این استكه رژیم ایران همه مجاهدین واقعی را كشت و دیگر مجاهدی باقی نمانده است

در تاریخ بیست و چهارم اكتبر دوهزاروسه میلادی كنفرانسی به همت عفو بین الملل در دانشگاه جرج واشنگتن در شهر واشنگتن دی سی در گرامیداشت قتلعام زندانیان سیاسی ایران برگزارشد.من بعنوان بازمانده و شاهد آن قتلعام در این كنفرانس سخنرانی كردم

 

DC Flyer

 

پس از كنفرانس طی جلسه ای تعدادی از اعضاء باصطلاح شورای ملی مقاومت ایران بخوانید شوربای ضد مقاومت ملت ایران، گفتند كه ما مجبور هستیم كه اعضاء رده بالا و كیفی ارتش آزادیبخش ملی ایران را جدا كرده و بقیه افراد كمی را به ایران بفرستیم

من سئوال كردم كه، بنابراین شما میخواهید ایرانیان عضو ارتش آزادیبخش ملی ایران را به رژیم ایران تسلیم كنید تا همه را بكشد

ایشان پاسخ دادند، نه، رژیم ایران قول داده این افراد را نخواهد كشت، این تعهد رژیم ایران به سیاستگذاران آمریكائیست

من پرسیدم، آیا شما به سیاستگذاران آمریكائی و تعهدات رژیم ایران به سیاستگذاران آمریكائی اعتماد میكنید

پاسخ دادند كه، چاره دیگری نداریم، بله ما اعتماد میكنیم

من گفتم كه، پس شما به رژیم ایران اعتماد میكنید و همزمان این رژیم را دشمن خود میدانید

پاسخ دادند كه، ما به سیاستگذاران آمریكائی اعتماد میكنیم، نه رژیم ایران

من گفتم كه، آیا نمیدانید كه رژیم ایران نتیجه سیاستهای سیاستسازان و سیاستگذاران  آمریكائی از هزارونهصدو پنجاه و سه میلادی تا كنون میباشد

من افزودم كه، من یك عضو شورا نیستم، بنابراین مجبور به تمكین از تصمیمات سیاستگذاران آمریكائی و توافقات ایشان با رژیم ایران نیستم، نه به سیاستگذاران آمریكائی اعتماد میكنم و نه به قولها و تعهدات رژیم ایران به سیاستگذاران آمریكائی، من یك انقلابی مستقل هستم و از سیاستهائی تبعیت میكنم كه منافع جنگ انقلابی مردم ایران در برابر رژیم جمهوری دستنشانده اسلامی حاكم بر ایران را كاملا تامین و تضمین میكند

آنها پاسخ دادند كه، اگر نخواهی از سیاستها تمكین كنی، با مشكلات بسیاری مواجه خواهی شد، ما اعتبار ترا در جامعه كلا از بین خواهیم برد، برایت بسیار مشكلات ایجاد خواهد شد، ما از همه ابزار موجود اعم از تلویزیون، رادیو، نشریه، و وبسایتها بهره خواهیم جست تا تورا كاملا خراب كنیم، ترا یك شورشی ضد آمریكائی به مسئولان دولت آمریكا معرفی خواهیم كرد، مهمتر از همه اینكه میدانی كه نیروهای ما همه جا هستند پس بهتر استكه از سیاستهای اتخاذی تبعیت كنی

من پاسخ دادم، تهدید نكنید، هر كاری ازتان ساخته است كنید، رژیم ایران خیلی بیشتر از شما داشت ولی نتوانست من را متوقف كند، ظرف تمامی این سالها شما حقایق پشت پرده سلاحهای هسته ای رژیم و نقش دولتهای آمریكائی در تسلیح رژیم به این سلاحها را از مردم و افكار عمومی پنهان كرده اید، شما دارید ایران یك تصمیم جدید را مو بمو در ایران بمورد اجرا میگذارید، اعلام رفراندم كرده اید، و حالا میخواهید یك مشت بی گناه عضو ارتش آزادیبخش را دستی دستی به ایران بفرستید تا رژیم آنها را سلاخی كند،من یكی نه از شما و نه از سیاستگذاران آمریكائی تبعیت نخواهم كرد، بزودی این شما هستید كه اعتبارتان را در افكار عمومی مردم ایران از دست داده و درست هنگامی كه سیاستگذاران آمریكائی شما را تنها خواهند گذاشت، ملت ایران در كنار جنایتكاران حاكم بر ایران شما را نیز به محاكمه خواهند كشید

از هزارونهصد و هشتادوشش میلادی جوانان ایرانی را به حضور در ارتش آزادیبخش ملی ایران تشویق كردید، و حالا بر اساس سیاستهای سیاستگذاران آمریكائی میخواهید این بی گناهان را به ایران بفرستید تا رژیم آنها را سلاخی كند. اشتباه نكنید من این را بموقع افشاء خواهم كرد، هر چه میخواهید كنید، اعتبار من را هم خراب كنید اصلا برایم مهم نیست، من را به اربابان آمریكائیتان هر چه میخواهید معرفی كنید،از اربابان آمریكائیتان بخواهید من را زندانی كنند و یا حتی بكشند، من بموقع این خیانت را افشاء خواهم كرد سیاست شما مبنی بر تسلیم اعضاء ارتش آزادیبخش ملی ایران به رژیم یك خیانت كاملا آشكار به انقلاب ملت ایران و به ملت ایران است، و بزودی بخواهید یا نخواهید تاریخ شما را به عنوان خائنان قضاوت خواهد كرد، حال بروید هر غلطی میخواهید كنید

توجه به این نكته ضروری استكه، جنگ انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی دستنشانده حاكم بر ایران همیشه از غده سرطانی مثلث شوم سیاستسازان آمریكائی، رژیم ایران و خائنان شامل باصطلاح مجاهدین، باصطلاح ضد مجاهدین و سلطنت طلبان در عذاب بوده است

از دوهزاروسه تاكنون ائتلاف سرویسهای امنیتی آمریكا، رژیم ایران و خائنان بارها تلاش كرده اند تا به اشكال مختلف مشكلات عمده ای را برای من ایجاد كنند

این خائنان همچنین یك تیم باصطلاح ضد مجاهدین ساخته اند كه در ظاهر مخالف مجاهدین هستند و ادعا میكنند كه از مجاهدین جدا شده اند، در حالیكه هر دو طرف در خدمت كمیته سیاستگذاری ایران بوده و در راستای اجرای ایران یك تصمیم جدید به سیاستسازان آمریكائی خدمت میكنند

چند روز پیش خبری را در سایتهای ایرانی مبنی بر اینكه تعداد سیصد تن از عضاء رده بالا ارتش آزادیبخش از بقیه جدا شده اند را دیدم، معنایش این استكه بزودی بقیه افراد باقی مانده به رژیم ایران تحویل خواهند شد

هر طوری هست ما باید جلو این توطئه را بگیریم و اجازه ندهیم تا این افراد بی گناه به رژیم ایران تحویل شوند

اجازه ندهید شارلاتانها شما را فریب دهند، آنچه كه در مورد شهر اشراف جریان دارد بر اساس سیاستهای از پیش تعیین شده ای استكه من شاهد بوده ام كه توسط سیاستگذاران آمریكائی، رژیم ایران و خائنان معروف به اعضاء شورای ملی مقاومت از سالها قبل اتخاذ شده اند، برای همین استكه من این شورا را شوربای ضد مقاومت ملت ایران مینامم

  نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 18:53  توسط حسین مختار زیبائی 
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده

حسین مختار زیبائی

هشتم سپتامبر دوهزاروهشت میلادی

قبل از هفدهم شهریور هزاروسیصد و پنجاه و هفت، من معنای جرم علیه بشریت و بی عدالتی را میدانستم ولی در آن جمعه سیاه من جزو آندسته ای بودم كه این معانی را تجربه كرده و آموختم

جمعه سیاه روزی بود كه برای اولین بار من صدها كشته را بر آسفالت خیابان و در بیمارستان دیدم

روزی بود كه من شاهد بودم چه آسان سربازان شاه مردم بی گناه ایران را كشتند. سربازانیكه مسلح به سلاحهای آمریكائی بودند كه ایالات متحده از هزارونهصد و پنجاه وسه میلادی كه شاه با عملیات سی آی ای معروف به آژاكس به ایران بازگشت در ازای نفت ایران به شاه اعطاء كرده بودند

نمیدانم من و پدرم چگونه از آن قتلعام جان سالم بدر بردیم، ولی ما توانستیم تعداد بسیاری از مجروحان را به بیمارستانها برسانیم، و در نهایت همراه دیگر مردم مجبور شدیم با سربازان حكومت نظامی در گیر شویم تا بتوانیم از حلقه محاصره خارج گردیم

همان روز پدرم مجبور شد برود، زیرا بعنوان یك افسر نیروی هوائی شاه جان او در خطر بود

اگرچه تا ماهها بعد پدرم را ندیدم، اما هم ضد اطلاعات نیروی هوائی شاه و هم ساواك بدنبالش بودند، من میدانستم كه او در دادگاههای نظامی شاه غیابا محكوم به اعدام شده است

سه سال بعد در بیست و ششم شهریور سال هزاروسیصدوشصت جمهوری دستنشانده اسلامی پدرم را در زندان اوین با تیرباران بقتل رسانید

در هزاروسیصدوشصت و پنج در زندان اوین به بازجویان رژیم اسلامی گفتم كه، حكم اعدام پدر من را شاه صادر كرد و شما آن حكم شاه را اجرا كردید

در آن جمعه سیاه من بعنوان یك نوجوان پانزده ساله، همچنین آموختم كه دفاع از خود، حق بشر میباشد و ضرورت زنده ماندن

بعدها من آموختم وتجربه كردم، كه پیروز همیشگی كسی استكه، سریعتر ماشه را میچكاند

آن جمعه سیاه، روزی بود كه، من خودم را بعنوان یك جنگجوی پانزده ساله جنگ انقلابی مردم ایران در میدان نبرد یافتم، نبردی كه هنوز هم ادامه دارد

جهت دیدن فیلم مستند جمعه سیاه لطفا لینك زیر را كلیك كنید

http://www.youtube.com/watch?v=qjg5CcXOgCM&eurl=

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:50  توسط حسین مختار زیبائی 
  درخواست اقدام عاجل از شورای امنیت سازمان ملل متحد و جامعه بشری

این متن به زبان اصلی انگلیسی به شورای سازمان ملل متحد، سازمانها و ادارات تابعه دولت ایالات متحده و سازمانهای حقوق بشری جهانی و مطبوعات بین المللی ارسال گردیده است

 

حسین مختار زیبائی

یكشنبه هفدهم آگوست دوهزاروهشت میلادی

بر اساس گزارشات دریافتی از منابع موثق

 

اخیرا مغزهای كج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریكائی اسلامی حاكم بر ایران، و دولت آمریكا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریكائی در حال كار بر پروژ ه ای هستند كه چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی  كشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی كنند

 

این جنایتكاران همچنین در حال كار بر پروژه آدمربائی و كشتن آمریكائیهائی هستند كه تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میكنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و كشتار آمریكائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریكا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریكائی حاكم بر ایران را فراهم كنند

 

 بر اساس خبر منتشره توسط ایرنا خبر گزاری رسمی جمهوری دستنشانده اسلامی حاكم بر ایران، رئیس جمهور الجزایر آقای عبدالعزیز بوتفلیقه در راس یك هیئت عالی رتبه اقتصادی و سیاسی روز دهم آگوست دوهزاروهشت میلادی به تهران وارد شد لینك به خبر ورود ایشان به تهران ضمیمه است

 

بر اساس گزارشات رسیده از منابع موثق، جلسات جاری مابین هیئت الجزایر و سران جنایتكار جمهوری اسلامی دستنشانده حاكم بر ایران بویژه رهبری این رژیم، در خصوص روابط آینده رژیمهای جمهوری اسلامی دستنشانده و آمریكا و  بازگشائی سفارت آمریكا در تهران میباشد

بازگشائی سفارت آمریكا در تهران بر اساس ایران یك تصمیم جدید كه لینك به آن ضمیمه است صورت خواهد گرفت

 

ایران یك تصمیم جدید در واقع مدرك غیر قابل انكاری استكه همكاری سرویسهای مخفی و امنیتی ایران و آمریكا را اثبات میكند

 

ایران یک تصمیم جدید  سیاست باصطلاح جدید ایالات متحده در قبال ایران میباشد که توسط سناتور جان کیل، سناتور جوزف لیبرمن ، سناتور جورج پی شولتز،و آقای آر جمیس ولسی مدیر سابق سیا در صحنه و تعدادی بسیاری دیگر پشت صحنه مثل سناتور ریموند تنتر، ریچارد پرل و بسیاری دیگر که همگی آنها از افسران سابق سیا، پنتاگون، و مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده هستند اتخاذ شده و اینان در کمیته سیاستگذاری ایران وابسته به کمیته تشخیص خطر موجود و حاضر که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی یعنی ان جی او میباشد فعالند

 

اگر چه ایران یك تصمیم جدید در دسامبر سال دوهزاروچهار میلادی عمومی گردید، و تمامی سیاستها در ارتباط با ایران بر اساس ایران یک تصمیم جدید هستند که ظاهرا کمیته سیاست گذاری ایران مسئول اجرای آنهاست. کمیته سیاستگذاری ایران در فوریه دوهزاروپنج میلادی پایه گذاری شده است، ولی تحقیقات و مطالعات ثابت میکنند که ایران یک تصمیم جدید از دهه هشتاد میلادی آغاز گشته است و تداوم عملیات آژاکس هزارونهصد وپنجاه وسه میلادی سی آی ای میباشد. بر اساس همین تحقیقات و مطالعات سرهنگ  ایالات متحده اولیور نورث در ایران بوده تا بر اساس ایران یک تصمیم جدید به رژیم ایران در دستیابی به تکنولژی هسته ای کمک کند.کمیته سیاستگذاری ایران مجموعه ای از سیاستمداران و افسران سابق کاخ سفید، وزارتخارجه، پنتاگون، سرویسهای امنیتی شامل سی آی ای و ارتش آمریکا میباشد.علاوه بر نخبگان فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا و جهان، از دیگر اعضاء کمیته سیاستگذاری ایران میتوان به آر بروس مک کولم، ژنرال دو ستاره بازنشته توماس مک اینرنی از نیروی هوائی آمریکا، کاپیتان بازنشسته چارلز تی چوک از نیروی دریائی آمریکا، ژنرال دو ستاره بازنشسته ادوارد  روونی از نیروی هوائی آمریکا، و ژنرال بازنشسته چهارستاره پاول ای والری از ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا اشاره کرد

 

طی سی سال گذشته سیاستسازان و دولتهای آمریكائی و سیا با ایجاد و تعمیق و گسترش توهم مخالفت و جنگ با جمهوری اسلامی، تلاش كرده اند تا تمایل خود به حفظ جمهوری اسلامی در ایران را با ایران یك تصمیم جدید را مخفی نگه دارند. ایران یك تصمیم جدید در امتداد عملیات آژاكس سیا در دهه پنجاه میلادی میباشد. دولتها و سیاستسازان آمریكائی به جمهوری اسلامی بعنوان یك شیعه اتمی برای پیروزی در برخورد تمدنها نیاز دارند تا با پیروزی در برخورد تمدنها پروژه جهانی سازی سرمایه را تكمیل كنند

 

مادامیكه بازگشائی سفارت آمریكا در تهران بر اساس ایران یك تصمیم جدید میباشد، اما هر دو رژیمهای ایران و آمریكا باید تعهدات قانونی خود در قرارداد الجزایر را مد نظر قرار دهند

 

قرارداد الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارو نهصد و هشتاد ویک میلادی، برای اولین بار توسط دولت الجزایر عمومی شد، قراردادی است فی مابین دولتهای ایالات متحده و ایران برای حل مناقشه گروگانگیری که با گروگانگیری شهروندان آمریکائی در سفارت آمریکا در تهران آغاز گردید، که با این قرارداد شهروندان آمریکائی آزاد گردیدند

 

برخی از مفاد این معاهده
ایران متعهد به آزادسازی بلادرنگ گروگان‌های آمریکایی می‌شود
آمریکا تعهد می کند که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد 
هر دو کشور تعهد می کنند که به دعوای قضیی مابین , در ارتباط با ادعای دادگاه ایران – آمریکا پایان دهند .
آمریکا می بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین , مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد شد 
قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت خواهد شد
واررن کریستوفر معاون امور خارجه نماینده دولت آمریکا در امضاء این قرار داد میباشد

 

در اینجا باید توجه داشت كه یكی از دلائلی كه دادگاههای آمریكا شكایات ایرانیان بازمانده از شكنجه و جنایات رژیم ایران رد میكند نیز به بند اول قرارداد الجزایر باز میگردد كه آمریكا تعهد كرده تا در خصوص مسائل داخلی ایران دخالت نكند


در پنجم آگوست دوهزاروهشت میلادی طی مقاله ای تحت عنوان قرار داد الجزایرسر آغاز جنایت علیه بشریت توسط آمریکا و ایران، افشاء كردم كه بحران گروگانگیری چیزی نبود جز یك بازی انحرافی در جهت مخفی كردن روابط پنهان رژیمهای ایران و آمریكا از هزارونهصد و هفادوهشت میلادی تاكنون،ضمنا در همان مقاله نوشتم كه بطور خلاصه معنا و ترجمان قرارداد الجزایر این استکه

هر چقدر میتوانید بکشید و نابود کنید، ما شما را هر اندازه که بخواهید حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد
لینك به آن مقاله نیز ضمیمه است

 

  بنابراین برای نهادینه كردن پایه های قانونی بازگشائی سفارت آمریكا در تهران، كه باید بر اساس تعهدات قانونی رژیمهای ایران و آمریكا مندرج در قرار داد الجزایر باشد، رئیس جمهور الجزایر در تهران استكه در خصوص مسائل مرتبط با قرار داد الجزایر و چگونگی اجرای تعهدات طرفین در بازگشائی سفارت آمریكا در تهران با مقامات رسمی جمهوری اسلامی دستنشانده مذاكره و گفتگو كند

 

در شانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی طی یك مقاله تحت عنوان اقدام فوری كه لینك به آن هم ضمیمه است، افشاء كردم كه

 

از سوم  تا سیزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی تعداد بسیاری جلسه بمدت دهها ساعت بین هیئت ایرانی و دولت آمریکائی در سوئیس بطور کاملا مخفیانه برگزار گردیده است. سرپرست هیئت ایرانی معاونت سابق امنیتی وزارتخارجه رژیم ایران آقای علاالدین بروجردی که در حال حاضر رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وزارتخارجه جمهوری اسلامی میباشد بوده است. محور عمده این جلسات دستگیری و تحویل هفتصدوپنجاه تن از مخالفان جمهوری اسلامی از آمریکا به ایران، و همچنین حدود یکهزارو پانصد تن از مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان بویژه اروپا که مهوری اسلامی خواستار دستگیری و تحویل آنها به ایران میباشد. روزنامه نگاران، نویسندگان، فعالین حقوق بشری و زنان، عکاسان، آزادیخواهان، و زندانیان سابق سیاسی ایران در بین این لیست دوهزارودویست و پنجاه نفره هستند که ستاد مشترک  نیروهای مخصوص عملیات ویژه آمریکا مطالعه بر چگونگی اجراء این طرح گسترده در آمریکا، اروپا و جهان را آغاز نموده است. این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار بود با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در آمریکا، اروپا، ایران و سراسر جهان بقتل برسند

 

و حالابعد از گذشت یكماه از نامه هشدار آمیز من در تاریخ شانزدهم جولای

 

اخیرا مغزهای كج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریكائی اسلامی حاكم بر ایران، و دولت آمریكا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریكائی در حال كار بر پروژ ه ای هستند كه چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی كشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی كنند

 

این جنایتكاران همچنین در حال كار بر پروژه آدمربائی و كشتن آمریكائیهائی هستند كه تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میكنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و كشتار آمریكائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریكا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریكائی حاكم بر ایران را فراهم كنند

 

همانطور كه در مقاله شانزدهم جولای افشاء كرده ام، این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد كه قرار است در ایالات متحده، سراسر جهان بویژه در اروپا توسط جوخه های مرگ جمهوری اسلامی دستنشانده حاكم بر ایران با چراغ سبز سیاستسازان آمریكائی بقتل برسند

 

در اینجا بدینوسیله من تقاضای توجه ویژه و اقدام عاجل از سوی سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل متحد،كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری جهانی همچون عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر، ملت آمریكا و جامعه جهانی به اطلاعات افشاء شده در بالا را دارم

 

آگاهی مسئولیت آور است. بنا بر این با توجه به آگاهیتان نسبت به توطئه های جاری علیه ملتهای ایران و آمریكا و دیگر ملل جهان توسط رژیمهای آمریكا و ایران، مسئولیت دارید تا اقدامات مورد نیاز را جهت توقف این توطئه ها انجام دهید

 

با احترام

حسین مختار زیبائی
شهروند ایالات متحده آمریكا
پناهنده برسمیت شناخته شده كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
زندانی سابق سیاسی و بازمانده ازقتل عام زندانیان سیاسی و قربانی شكنجه هنوز تحت مداوای پزشكی
رژیم جنایتكار ایران در سال هزارونهصد و هشتادو یك میلادی پدرم آقای علی مختار زیبائی كه افسر نیروی هوائی بود را در سن چهل سالگی شان كشت

 با توجه به افشاگریهائی كه میكنم، و همچنین چون یك حقیقت نویس هستم،ا نام من در لیست سیاه دولت آمریكا قرار دارد
نام من در شرائطی در لیست سیاه دولت آمریكا قرار دارد كه من یك شهروند ایالات متحده آمریكا هستم

 

لینك به خبر سفر رئیس جمهور الجزایر به ایران

http://www2.irna.ir/en/news/view/line-203/0808104740155340.htm

لینك به ایران یك تصمیم جدید

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37

لینك به قرارداد الجزایر سر آغاز جنایات ضد بشری آمریكا و ایران

http://lvnv.blogfa.com/post-21.aspx

لینك به اقدام فوری

http://lvnv.blogfa.com/post-22.aspx

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:34  توسط حسین مختار زیبائی 

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/

هشدار فوری هشدار فوری هشدار فوری

ترجمه شده از متن اصلی سایت انگلیسی نویسنده که به زبان انگلیسی، فارسی، عربی و اسپانیائی به تمامی نهادهای دولتی و سازمانهای غیر دولتی و مطبوعات بین المللی ارسال گردیده است

حسین مختار زیبائی

پانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی

به
 عفو بین الملل، کمیسوین حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری کشورهای جهان، بعلاوه ملتهای آمریکا اعم از فعالین حقوق بشر، صلح، زنان و روزنامه نگاران و نویسندگان آمریکائی و سراسر جهان، اما نه سازمانهای آمریکائی غیر دولتی سی آی ای معروف به ان جی او

موضوع
تعدادی از روزنامه نگاران، نویسندگان، معلمین ایرانی در زندانهای ایران محکوم به اعدام شده و تعدادی دیگر نیز بزودی محکوم به اعدام خواهند شد

معلمین و فعالین حقوق بشری کرد ایرانی آقایان فرزاد کمانگر و انور حسین پور محکوم به اعدام شده اند
قبل از آقایان نامبرده در بالا معلمین، روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشری دیگر کرد ایرانی نیز همچون آقایان عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار هم به اعدام محکوم گردیده اند

از ماه ژوئن سال جاری میلادی تا به امروز تعداد بیشتری دانشجو، نویسنده، روزنامه نگار، فعال حقوق بشری و حقوق زنان توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف ایران دستگیر گردیده اند از جمله آقایان و خانم، افشین شمس قهفرخی کاریکاتوریست ایرانی در اصفهان، هانا عبدی دانشجو نویسنده و فعال حقوق زنان کردستان سنندج ایران، صدیق مینائی روزنامه نگار کرد ایرانی در سنندج ایران که به پنج سال محکوم شده، سجاد ربیعی دانشجو مشهد ایران، محمد میزبان دانشجو مشهد ایران
توحید دولتشناس دانشجو مشهد ایران، محمد زراعتی دانشجو مشهد ایران، فرزاد حسن زاده دانشجو مشهد ایران، مهدی خدائی دانشجو تهران ایران، اصغر اکبرزاده دانشجو اردبیل ایران، حسین حسینی دانشجو اردبیل ایران

اگر چه افراد نامبرده در زیر قبلا دستگیر و آزاد شده اند ولی با توجه به شرائط جدید امکان دستگیری مجدد آنها توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی بشدت وجود دارد، زیرا رژیم ضد بشری حاکم بر ایران در حال توطئه چینی برای دستگیری همگی دانشجویان، معلمین، روزنامه نگاران، فعالین حقوق بشری و حقوق زنان که ظرف پنج سال گذشته تاکنون دستگیر و آزاد گردیده اند میباشد

برخی از آنها عبارتند از آقایان و خانمها، انوشه آذرفر دانشجو تهران ایران، محمد پور عبدالله دانشجو تهران ایران، نسیم سلطان بیگی دانشجو تهران ایران، بیژن صباغ دانشجو تهران ایران

آقای عابد توانچه همچنان زندانی میباشد برای هشت ماه
آقای منصور اسانلو همچنان در زندان میباشد

بر اساس  اطلاعیه خبرنگاران بدون مرز در دوم جولای دوهزاروهشت میلادی مجلس رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی حاکم بر ایران طرح جدید برای کشتار نویسندگان ایرانی بتصویب رسانیده است
لایحه طرح تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی جامعه در مجلس رژیم مورد بررسی قرار گرفت
لینک به خبرنگاران بدون مرز ضمیمه میباشد

با توجه به لایحه مصوبه مشروحه در بالا توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، و موافقتنامه کاملا سری بین دولت و سیاستسازان آمریکائی و رژیم ایران و اخبار رسیده از داخل ایران رژیم ایران در حال بررسی طرح دستگیری مجدد نویسندگان، دانشجویان، معلمین،فعالین حقوق بشری و زنان که ظرف پنج سال گذشته تاکنون دستگیر و آزاد شده اند میباشد، براساس اخبار جسته و گریخته از داخل ایران، رژیم ضد بشری دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران در حال سازماندهی یک قتل عام شبیه به قتل عام زندانیان سیاسی در هزارونهصدوهشتادوهشت میلادی میباشد

همانطور که در نامه سر گشاده به آقای سیمور هرش در هشتم جولای دوهزاروهشت میلادی نوشتم

اگر چه عملیات مرگبار دفاعی و عملیات شکار اهداف ارزشمند هر دو بخشهای مختلفی از یک سیاست و یا عملیات مشترک هستند، اما همانطور که نوشتم عملیات مرگبار دفاعی مختص از بین بردن از بخش از افسران و فرماندهان رده بالای ارتش و سرویسهای امنیتی رژیم ایران میباشد، در حالیکه عملیات شکار اهداف ارزشمند مختص از بین بردن نیروهای رده پائین امنیتی و همچنین حقیقت نویسان، حقیقت گویان و حقیقت جویان، ایرانی که به جزئیات روابط پنهان بین دولتهای آمریکائی، سیا و سیاستسازان آمریکائی با رژیم ایران دسترسی داشته و یا دارند میباشد، کوتاه خن اینکه عملیاتهای مرگبار دفاعی و شکار اهداف ارزشمند هر دو برای نابودی آنهائیست که به جزئیات روابط بین دولتها و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم ایران دسترسی داشته و دارند، زیرا طبق سیاست پشت پرده این عملیاتها  این افراد باید همگی نابود شوند

شما باید توجه داشته باشید که عملیاتهای ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه هنوز ادامه دارد و تمام نشده، من در نامه خود به کاخ سفید بوش تحت عنوان آقای بوش کافیه دیگه بسه، توضیح داده ام که عملیات جوخه های مرگ جمهوری اسلامی با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی برای کشتن حقیقت جویان و حقیقت نویسان ایرانی آغاز گشته و طی این عملیاتهای بسیاری از حقیقت نویسان ایرانی در داخل ایران و خارج از کشور و ایالات متحده کشته خواهند شد این در ادامه عملیات شکار اهداف ارزشمند میباشد. اخیرا نیز مجلس رژیم ایران قانون اعدام حقیت نویسان ایرانی را تحت عنوان کسانیکه سلامت روانی جامعه را بخطر میاندازند چهارروز پیش از این تصویب کرد که  در این خصوص به بیانیه خبرنگاران بدون مرز که لینک آن ضمیمه میباشد توجه کنید
لینک نامه من به آقای هرش ضمیمه میباشد

در دوم جولای دوهزاروهشت میلادی آقای عبدالله شهبازی از یک سوءقصد جان سالم بدربرد
آقای شهبازی یک تاریخ نگار ایرانی که قبلا در سیستمهای جمهوری اسلامی مشغول بوده به اسرار و اسناد بسیاری از جرائم رژیم ضد بشری دستنشانده ایران در خصوص قتل عام زندانیان سیاسی، قتلهای زنجیره ای همچون داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر، پوینده و مختاری، و قتل زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادائی و همچنین  قتلهای ماموران وزارت اطلاعات رژیم ایران  دسترسی دارد که جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران تلاش میکند با قتل او این اسرار را نیز از بین ببرد

طبق اخبار منتشره توسط خبرگزاریهای جهانی، اخیرا یکی از فرماندهان نیروی دریائی سپاه پاسداران سرهنگ ابولقاسم آمانگاه در تاریخ اول جولای دوهزاروهشت میلادی از یک سوءقصد جان سالم بدر برد، او همان فرماندهی میباشد که در روز جمعه بیست و سوم مارچ دوهزاروهفت میلادی پانزده سرباز نیروی دریائی انگلیسی را دستگیر کرد، طبق شرائط موجود و بر اساس تحلیلگران اطلاعاتی و امنیتی انقلابیون ایرانی، سوء قصد بجان او چیزی جز یک هشدار به او که در خصوص جزئیاتی که بدانها دسترسی داشته نمیباشد، زیرا این احتمال وجود داشت که سرهنگ آمانگاه ای اطلاعات را در اختیار افکار عمومی قرار دهد بنابراین تصمیم گرفتند تا با این وسیله به او هشدار بدهند که دهانش را بسته نگهدارد، در اینجا من فرصت را مغتنم شمرده و به دولتهای ایران، آمریکا و انگلیس رسما اعلام میکنم که جزئیات پشت پرده دستگیری پانزده ملوان انگلیسی قبلا از طریق اطلاعات انقلابیون ایرانی بدست ما در خارج رسیده است، بنا براین کشتن سرهنگ آمادگاه کمکی به دولتهای ایران، انگلیس و آمریکا نخواهد کرد

در نهم جولای دوهزاروهشت میلادی رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی تعداد ده موشک را آزمایش کرد که به خروج توتال نفتی فرانسه از منابع گاز ایران و ورود گاز پروم روسیه به این مراکز گردید ولی باید توجه داشت که گاز پروم روسیه از شرکای هالیبورتون آمریکائی و بریتیش پترولیوم انگلیس میباشد و حضور گاز پروم روسیه فقط پوششی میباشد برای مخفی کردن آمریکائیها و انگلیسیها در منابع گاز و نفت ایران. لینک به خروج توتال فرانسه از مناطق گاز ایران توسط سی ان ان ضمیمه میباشد

در همان حال بنا به خبر رادیو صدای آمریکا رایس وزیر خارجه ایالات متحده پشت درهای بسته با وزیر خارجه چک ملاقات و در خصوص استقرار موشکهای تدافعی آمریکا به بهانه آزمایش موشکی ایران مذاکره کرد لینک به خبر صدای آمریکا در اینخصوص ضمیمه میباشد

دستیابی جمهوری اسلامی به این تسلیحات و تکنولژی فرسوده این امکان را برای ایالات متحده فراهم آورده استکه به این بهانه سایتهاو پایگاههای موشکهای  تدافعی خود را در سراسر جهان بویژه در اروپا مستقر سازد. از هزارو نهصد وهفتادو هشت میلادی تا کنون نه تنها جمهوری اسلامی ایران به سلاحهای طبقه بندی شده سری ارتش و نیروی هوائی آمریکا دسترسی کامل داشته است، بلکه بخوبی اثبات شده که کارخانجات تسلیحات نظامی ارتش و نیروی هوائی ایالات متحده به کشورهای ثالث منتقل شده و تولیدات این کارخانجات از کشورهای ثالث به رژیمهائیکه توسط دولت آمریکا تحریم شده اند سرازیر میگرددند
لینک نامه من به رئیس جمهور بوش ضمیمه است

حال ببینیم موشکهای جمهوری اسلامی از کجا میایند؟ این موشکها ساخت چین بوده با رنگهای متفاوت از نوع چینی، سکوهای پرتاب موشک نیز چینی میباشند با رنگهای متفاوت از نوع چینی، و باید توجه داشته باشیم که صنایع نظامی چین متکی به سرمایه گذاریهای آمریکائی و دلارهای سرمایه داران و دولت آمریکا میباشد

سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی که رژیم دستنشانده ایران آنها را آزمایش کرد ساخت ایالات متحده آمریکا میباشد و همانهائی هستند که من در سخنرانی خود در بیست وچهارم اکتبر دوهزاروسه میلادی در دانشگاه جرج واشنگتن در واشنگتن دی سی طی کنفرانس عفو بین الملل در یادمان سالروز قتل عام زندانیان سیاسی ایران در پیامی به رئیس جمهور بوش از او خواستم که آنهائی را که سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی را به ایران فروخته اند را به مردم معرفی کند.
لینک به سخنرانی من ضمیمه است

اما نه تنها بوش مسئولان فروش سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی به ایران را معرفی نکرد بلکه در دوران ریاست جمهوری او صادرات ایالات متحده به ایران ده برابر شد.
لینک به خبر واشنگتن تایمز در این خصوص ضمیمه است

پس شعار محور شرارت چه شد؟ هیچ چون شعار محور شرارت بوش پیشنهادی بود توسط سیاستسازان آمریکائی و سی آی ای در راستای به انحراف کشانیدن افراد نادان و ناآگاه در خصوص روابط پنهانی دولتهای و سیاستسازان آمریکائی با رژیم دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران

در طول سی سال گذشته دولتها و سیاستسازان آمریکائی همیشه با ایجاد توهم دشمنی و جنگ علیه ایران تمایل باطنی خود به حفظ محتوی جمهوری اسلامی با ایجاد تغییرات صوری در آن بابهرهجوئی از ایران یک تصمیم جدید  را مخفی نگهداشته اند. ایران یک تصمیم جدید سیاستی متخذه توسط سی آی ای میباشد که در واقع تداوم عملیات آژاکس در هزارونهصدوپنجاه و سه میلادی میباشد

مردم ایران هیچ مشکلی با ملتهای آمریکا ندارند، علاوه اینکه مردم ایران میدانند که ملتهای آمریکا قربانیان تروریسم حکومتی ضد بشری هستند که بر آنها حکومت میکند و زندگی آنها را تحت الشعاع خود قرار داده است. در عین حال ملت ایران بخوبی میداند که رژیم ضد بشری تروریسم حکومتی دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران و قاتل عزیزان آنها نتیجه سیاست خارجی ایالات متحده از هزارونهصدو پنجاه سه تاکنون میباشد

اگر چه ملت ایران هیچ دشمنی با ملت آمریکا ندارد اما در عین حال آندسته از سازمانهای باصطلاح غیر دولتی وابسته به سی آی ای را که سیاستهای دولتها، سیاستسازان آمریکائی و سی آی ای را به اجرا میگذارند و با فرستادن هیئتهای باصطلاح صلح طلب به ایران با قاتلان ملت ایران دست میدهند را افشاء خواهند کرد و پته شان را روی آب خواهند انداخت، در طول سی سال گذشته هیچیک از این سازمانهای باصطلاح حقوق بشری و صلح طلب حتی یک اعلامیه در محکومیت جنایات رژیم ایران علیه ملت مظلوم و در بند ایران صادر نکرده اند. مردم ایران اینگونه سازمانهای غیر دولتی موصوم به ان جی او ها را ان جی او های سی آی ای مینامند

از سوم  تا سیزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی تعداد بسیاری جلسه بمدت دهها ساعت بین هیئت ایرانی و دولت آمریکائی در سوئیس بطور کاملا مخفیانه برگزار گردیده است. سرپرست هیئت ایرانی معاونت سابق امنیتی وزارتخارجه رژیم ایران آقای علاالدین بروجردی که در حال حاضر رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وزارتخارجه جمهوری اسلامی میباشد بوده است. محور عمده این جلسات دستگیری و تحویل هفتصدوپنجاه تن از مخالفان جمهوری اسلامی از آمریکا به ایران، و همچنین حدود یکهزارو پانصد تن از مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان بویژه اروپا که جمهوری اسلامی خواستار دستگیری و تحویل آنها به ایران میباشد. روزنامه نگاران، نویسندگان، فعالین حقوق بشری و زنان، عکاسان، آزادیخواهان، و زندانیان سابق سیاسی ایران در بین این لیست دوهزارودویست و پنجاه نفره هستند که ستاد مشترک  نیروهای مخصوص عملیات ویژه آمریکا مطالعه بر چگونگی اجراء این طرح گستده در آمریکا، اروپا و جهان را آغاز نموده است. این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار بود با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در آمریکا، اروپا، ایران و سراسر جهان بقتل برسند

بدنبال جلسات دولتهای ایران و آمریکا در سوئیس، دولت آلمان از هیئت امنیتی رژیم ایران دعوت بعمل آورده تا در این خصوص مذاکرات لازم را انجام دهند، سرپرستی هیئت ایرانی در سفر به آلمان را آقای عباس مهتدی معاونت امنیتی وزارت کشور رژیم به عهده دارد، و این جلسات امنیتی بین رژیم ایران و دولت آلمان که با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در جریان است از روز پانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی آغاز گشته است

دولتها و سیاستسازان آمریکائی به رژیم دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران بعنوان ژندارم منطقه نیازمند هستند تا با یک شیعه اتمی  پیروزی در برخورد تمدنها که لازمه جهانی سازی میباشد را تضمین کنند. در سالهای دهه هشتاد میلادی در طول عملیات ایران کنترا دولتهای آمریکائی کمک به دستیابی رژیم ایران به تکنولژی و سلاحها و کلاهکهای هسته ای را آغاز کردند. ایران کنترا که در سال هزارونهصد هشتادوشش میلادی توسط سید مهدی هاشمی افشاء شد، نتیجه دکتری ریگان بود٫ ایران کنترا در هزارونهصد هشتادوهشت میلادی به قتل عام سیهزار زندانی سیاسی ایران انجامید
سید مهدی هاشمی و افراد گروه او در هزارونهصد هشتادو هفت میلادی توسط رژیم ایران اعدام شدند

ایران یک تصمیم جدید  سیاست باصطلاح جدید ایالات متحده در قبال ایران میباشد که توسط سناتور جان کیل، سناتور جوزف لیبرمن ، سناتور جورج پی شولتز،و آقای آر جمیس ولسی مدیر سابق سیا در صحنه و تعدادی بسیاری دیگر پشت صحنه مثل سناتور ریموند تنتر، ریچارد پرل و بسیاری دیگر که همگی آنها از افسران سابق سیا، پنتاگون، و مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده هستند اتخاذ شده و اینان در کمیته سیاستگذاری ایران وابسته به کمیته تشخیص خطر موجود و حاضر که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی یعنی ان جی او میباشد فعالند

تمامی سیاستها در ارتباط با ایران بر اساس ایران یک تصمیم جدید هستند که ظاهرا کمیته سیاست گذاری ایران مسئول اجرای آنهاست. کمیته سیاستگذاری ایران در فوریه دوهزاروپنج میلادی پایه گذاری شده است، ولی تحقیقات و مطالعات ثابت میکنند که ایران یک تصمیم جدید از دهه هشتاد میلادی آغاز گشته است و تداوم عملیات آژاکس هزارونهصد وپنجاه وسه میلادی سی آی ای میباشد. بر اساس همین تحقیقات و مطالعات سرهنگ  ایالات متحده اولیور نورث در ایران بوده تا بر اساس ایران یک تصمیم جدید به رژیم ایران در دستیابی به تکنولژی هسته ای کمک کند.کمیته سیاستگذاری ایران مجموعه ای از سیاستمداران و افسران سابق کاخ سفید، وزارتخارجه، پنتاگون، سرویسهای امنیتی شامل سی آی ای و ارتش آمریکا میباشد.علاوه بر نخبگان فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا و جهان، از دیگر اعضاء کمیته سیاستگذاری ایران میتوان به آر بروس مک کولم، ژنرال دو ستاره بازنشته توماس مک اینرنی از نیروی هوائی آمریکا، کاپیتان بازنشسته چارلز تی چوک از نیروی دریائی آمریکا، ژنرال دو ستاره بازنشسته ادوارد  روونی از نیروی هوائی آمریکا، و ژنرال بازنشسته چهارستاره پاول ای والری از ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا اشاره کرد

سازمانهای به اصطلاح غیر دولتی سی آی ای با فرستادن اعضاء خود به ایران تحت پوشش هیئتهای باصطلاح صلح طلب و ملاقات و دست دادن با قاتلان ملت مظلوم ایران در واقع ایران یک تصمیم جدید سی آی ای را به اجرا گذاشته اند

امید است که سازمانها، فعالین حقوق بشری و زنان، فعالین صلح واقعی آمریکائی کمیته ستاستگذاری ایران را تحت فشار قرار دهند تا دست از حمایتهای رژیم ایران برداشته و با اینکار خود ملت ایران را در دستیابی به آزادی و دمکراسی واقعی در کشور خود بطور مستقل و بدون دخالت بیگانگان یاری کنند

امید است عفو بین الملل و دیگر سازمانهای حقوق بشری جهانی با اتخاذ تصمیمات جدیتر خود رژیم ضد بشری تروریسم حکومتی جمهوری دستنشانده آمریکائی اسلامی حاکم بر ایران را از ارتکاب جنایات بیشتر علیه ملت ایران باز دارند

اگر چه نام من در لیست آن دسته از حقیقت نویسان ایرانی میباشد که باید در ایالات متحده با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی بقل برسد میباشد، ولی جالب اینکه اسم من در لیست آندسته از کسانیکه آنها را از دولت آمریکا خواسته اند هم هست، بلاخره من نفهمیدم که میخواهند من را در ایالات متدحده بکشند یا به ایران تسلیمم کنند تا همکاران ایرانیشان بکشند

اما از سه هفته پیش سرویسهای امنیتی آمریکا با ایجاد مشکلات برای مسکن من تلاش میکنند من را از نوشتن حقایق باز دارند، ولی فرقی نمیکند، من تازه زنده هستم همین است که هست، پس بگرد تا بگردیم

لینک به اخطار خبرنگاران بدون مرز

http://www.rsf.org/print.php3?id_article=27759

لینک به نامه من به آقای سیمور هرش

http://lvnv.blogfa.com/8704.aspx

لینک خبر خروج توتال از حوزههای گاز ایران 

 http://www.cnn.com/2008/WORLD/meast/07/10/iran.total.ap/index.html?section=cnn_latest

لینک به صدای آمریکا در ارتباط با ملاقات رایس و وزیر خارجه چک

http://www.voanews.com/english/2008-07-07-voa17.cfm

لینک به نامه من به بوش

http://lvnv.blogfa.com/8703.aspx

لینک به سخنرانی من در دوهزاروسه میلادی 

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/3  

لینک به واشنگتن تایمز در ارتباط ده برابر شدن صادرات به ایران در دوران بوش

http://washingtontimes.com/news/2008/jul/09/us-exports-to-iran-grew-tenfold-under-bush/

لینک به سایت کمیته سیاستگذاری ایران

http://iranpolicy.org/ 

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:26  توسط حسین مختار زیبائی 

قرار داد الجزایرسر آغاز جنایت علیه بشریت توسط آمریکا و ایران

 

ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده

حسین مختار زیبائی

پنجم آگوست دوهزار وهشت میلادی

بر اساس مدارک مستند تاریخی، در اثر عملیات آژاکس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سی آی ای در هزارونهصد و پنجاه و سه میلادی علیه دکتر محمد مصدق نخست وزیر فقید ایران، و بر اساس نتیجه کنفرانس گوادالپ در هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، با کمک سی آی ای، خمینی توانست جمهوری اسلامی در ایران را بنیانگذاری کرده و خیمه شب بازی گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران را آغاز کند، پروژ ای که درنهایت به شکست دمکراتها و پیروزی جمهوریخواهان توسط رونالد ریگان در انتخابات ریاست جمهوری انجامید. 

خیمه شب بازی گروگانگیری پوششی بود برای مخفی نگهداشتن روابط پنهان دولتها و سیاستسازان آمریکائی با جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران، و جمهوری اسلامی وابسته حاکم بر ایران بر اساس اسناد و مدارک غیر قابل انکار تاریخی ظرف سی سال گذشته همیشه به پیشرفته ترین سلاحهای نظامی آمریکائی دسترسی کامل داشته است، بعلاوه اینکه، سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی و آمریکا همیشه در حال تبادل اطلاعاتی بوده اند. در خصوص همکاریهای اطلاعاتی سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی و آمریکابه ایران یک تصمیم جدید مراجعه کنید که لینک آن ضمیمه میباشد

بر اساس مدارک تاریخی، شکی برای ملت ایران باقی نمانده که جمهوری  اسلامی دستنشانده که بر کشور آنها حاکم است و عزیزان آنها را بقتل میرساند همیشه از حمایت کامل دولتها و سیاستسازان آمریکائی بر خوردار بوده

یکی از این اسناد بسیار مهم تاریخی، قرارداد الجزایر میباشد که متن آن از نظر ملت ایران، چراغ سبز دولتهاو سیاستسازان آمریکائی به جمهوری  اسلامی دستنشانده که تا آنجا که میتواند و میخواهد دستش برای جنایات علیه ملت ایران و کشتار آنها و نابودی کامل ایران زمین باز است، در آنجا که این قرارداد تاکید میکند که ایالات متحده بهیچ عنوان در مسائل داخلی ایران دخالت نخواهد کرد

 بطور خلاصه معنا و ترجمان قرارداد الجزایر این استکه

هر چقدر میتوانید بکشید و نابود کنید، ما شما را هر اندازه که بخواهید حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد

 بر اساس قرارداد الجزایر و تجربه سی ساله گذشته خود، ملت ایران قویا به این اعتقاد استکه خود و عزیزانش قربانیان سیاستهای ضد بشری دولتها و سیاستسازان آمریکا در ارتباط با ایران و ایرانیان میباشند، مضافابر اینکه، ایران و ایرانیان، قربانیان سودهای کلان باد آورده، شرکتهای نفتی آمریکائی که ظرف سی سال گذشته بطور مخفیانه درحوزههای منابع نفتی و گاز ایران فعال بوده اند و همچنین قربانیان شرکتها و کارخانجات صنایع نظامی آمریکائی که همیشه پیشرفته ترین سلاحهای نظامی را در اختیار جمهوری اسلامی دستنشانده تقدیم کرده اند

ظرف سی سال گذشته، با ایجاد و گسترش و تعمیق توهم جنگ علیه ایران، و همچنین دامن زدن به توهم تعویض و سرنگونی رژیم در ایران، سیاستسازان و دولتهای آمریکائی، تمایل خود به حفظ جمهوری اسلامی دستنشانده در ایران را کتمان کرده اند

چند ماهی بعد از قرارداد الجزایر بود که جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران، کشتار جمعی مدون و سیستماتیک ایرانیان را آغاز کرد که تا کنون نیز ادامه دارد

علی رغم ظواهر قضایا و بازیهای عوامفریبانه جهت به انحراف کشانیدن نادانان، مدارک و تجربیات سی ساله گذشته کاملا اثبات میکند که دولتها وسیاستسازان آمریکائی، همیشه به مفاد قرارداد الجزایر احترام گذاشته اند

فعالیتهای هالیبورتون در ایران
تقدیم قطعات اف چهارده، اف چهار، اف پنج، سی یکصد وسی، سیستمهای الکترونیکی هدایت موشکی سیستمهای رادار هاوک، هلیکوپتر های بل دویست و چهارده، جت رنجر، صنایع و تکنولژی اتمی،و اخیرا تقدیم ای اف شانزده نیروی هوائی آمریکا که توسط صنایع نظامی چین، روسیه، مالزی، اندونزی، و تایوان تحت نام جی ده و بیشمار امکانات دیگر که ظرف سی سال گذشته که تحت قراردادهای نظامی شاه سابق ایران با دولتهای آمریکائی از دهه پنجاه میلادی در اختیار جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران قرار گرفته است 

 
 قرارداد الجزایر

قرارداد الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارو نهصد و هشتاد ویک میلادی، برای اولین بار توسط دولت الجزایر عمومی شد، قراردادی است فی مابین دولتهای ایالات متحده و ایران برای حل مناقشه گروگانگیری که با گروگانگیری شهروندان آمریکائی در سفارت آمریکا در تهران آغاز گردید، که با این قرارداد شهروندان آمریکائی آزاد گردیدند

برخی از مفاد این معاهده
ایران متعهد به آزادسازی بلادرنگ گروگان‌های آمریکایی می‌شود
آمریکا تعهد می کند که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد 
هر دو کشور تعهد می کنند که به دعوای قضایی مابین , در ارتباط با ادعای دادگاه ایران – آمریکا پایان دهند .
آمریکا می بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین , مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد شد 
قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت خواهد شد
واررن کریستوفر معاون امور خارجه نماینده دولت آمریکا در امضاء این قرار داد میباشد

لینک به متن اصلی قرارداد الجزایر

http://en.wikipedia.org/wiki/Algiers_Accords

لینک به ایران یک تصمیم جدید

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:31  توسط حسین مختار زیبائی 
پاسخ به نظر خواهی گزارشگران

حسین مختار زیبائی
بیستم جولای دوهزاروهشت میلادی

با تشكر اززحمات بی شائبه شبانه روزی مسئولان سایت وزین گزارشگران و فرصتی كه بمن داده اید تا پاسخگوی دو سئوال اساسی و كلیدی شما در خصوص مسائل جاری ایران بویژه احكام اعدام فعالین كرد باشم

چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در شرائطی كه افكار عمومی ووجدانهای بیدار در سطح بین المللی نقد عملكردهای ضد بشری جمهوری اسلامی را سالهاست در پیش گرفته اند كدامند

شما با یك سئوال بظاهر ساده، در واقع امر، از مخاطبین خود خواسته اید تا اجمالا تاریخ، سابقه قضادر ایران جمهوری اسلامی، تاریخچه مقاومت ملت ایران و كردستان و الی آخر، از ب بسم الله تا نون والظالین را برایتان بنویسند

اگرچه باتوجه به عمق حساسیت و اهمیت سئوالات مطرح شده، این نوشته به درازا میكشد ولی تلاش میكنم ضمن پاسخ به سئوالات مطرح شده، ثابت گردد چگونه مشتی دستنشانده، منافق، ملحد، یاغی و محارب از خدا بیخبر با سوءاستفاده و تفسیر به رای احكام و شریعت مقدس اسلام ملتی را در بند كرده و كشوری را به ورطه كامل نابودی كشند

امیدوارم كه در داخل ایران، حداقل تعدادی ولو محدود به این سری سئوالات و پاسخهای ارائه شده دسترسی داشته باشند، زیرا همانطور كه میدانیم، كارگران، معلمین، كارمندان، ودانشجویانی كه به نان شب خود محتاج مانده اند، مسلما به كامپیوتر مشكلتر از نان شب دسترسی خواهند داشت، بویژه كه جمهوری اسلامی و حامیان جهانخوار آن همه تلاش خود را برای قطع ارتباط داخل و خارج كشور بكار بسته اند، از جمله قطع برق سراسری و خاموشیهای كاذب تهران و دیگر شهرهای ایران

ولی از شما و خوانندگان گرامی استدعا دارم  یاری كنند تا این متن با توجه به حساسیتهای حقوقی قضائی كه تا حدودی برا ساس شریعت اسلامی، تنظیم شده در اختیار خانوادههای معظم شهیده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب و همچنین شهیده بانو زهرا كاظمی خبر نگار ایرانی كانادائی، كه هر دو در اثر شكنجه های ناجوانمردانه آدمكشان رژیم ضد جمهور و ضد اسلامی حاكم بر ایران جان باختند، برسد، ضمنا علاوه بر خانوادههای معظم بانوان مذكوره، در اختیار  وكلای محترم دعاوی ایشان بویژه سركار خانم شیرین عبادی، قرار گیرد، زیرا باتوجه به مطالب عنوان شده میتوان با بهرهجوئی از احكام مذكور در این متن پروندههای بانوان زهرا كاظمی، و زهرا بنی یعقوب را مجددا بازگشائی، از قاضی فعلی پرونده بدلیل عدم اشراف در تشخیص نقض صریح احكام اسلامی رد صلاحیت كرده و پروندهها به مقامات بالاتر قضائی رژیم جمهوری اسلامی ارجاع گردند، و منع پیگرد متهمین پروندها كن لم یكن گردد و این جانیان از خدا بیخبر به مجازات برسند. ضمنا انتظار دارم كه به حساسیت پرونده بانوان یاد شده و پیروزی آنها كاملا واقف باشید، زیرا پیروزی در پرونده بانوان یاد شده در بالا اثبات خواهد كرد كه همگی بانوان ایرانی كه از ابتداء حكومت ننگین باصطلاح جمهوری اسلامی در ایران به اشكال مختلف بقتل رسیده اند، بی گناه بوده و طبق احكام واقعی و شریعت مقدس اسلامی، تمامی افراد اعم از بازجویان، بازپرسان، قضات و مجریان احكام قتلها باید به سزای اعمال ننگین ضد اسلامی خود برسند 
 
اجازه میخواهم قبل از پرداختن به سئوالات مطروحه به چند نكته اشاره كنم تابدینوسیله درك مطلب پاسخهایم آسانتر گردد. بهمین منظور با یك پیشگفتارنه چندان كوتاه آغاز میكنم تا به اصل سئوالات، پاسخ اجمالا درخور توجه داده باشم

پیشگفتار

همانطور كه میدانیم، باتوجه به نزدیكی تعاریف واژههای سیاسی بیكدیگر، همچون اكثر موارد ما دچار سردرگمیهای تعریف موقعیت خود دروقایع جاری در ایران هستیم، بعبارت دیگر تصویر درستی از خود در كنار و یا حاشیه مبارزات ملت ایران نداریم. این از آنجا ناشی میشود كه ما هنوز تعریف و یا تصویر درستی از خود به خودمان ارائه نكرده ایم، یا نمیتوانیم و یا نمیخواهیم، ما ضمن اینكه خود را نیروی سرنگونی طلب میدانیم در عین حال خود را اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران نیزمیخوانیم. عدم اشراف كامل ما به تعاریف وهمچنین عدم تشخیص بموقع  مااز مرزبندیهای كتمان ناپذیربسیار نزدیك تعاریف واژگان سیاسی، عامل اصلی این سردرگمیهاست.حال تصور كنید كه بر فرض محال به این نتیجه فرضی برسیم كه   ما اپوزیسیون جمهوری اسلامی حاكم بر ایران هستیم. همه ما بخوبی واقف هستیم كه حتی اگر بر اپوزیسیون بودن خود نیز اصرار ورزیم، از منظر جمهوری اسلامی حاكم بر ایران، بر اساس تجربیات موجود حكم ما اعدام و یا شكلی از اشكال حذف فیزیكی میباشد، و دقیقا به همین علت هم است كه ما این رژیم را ضد بشر مینامیم.از آغازین روزهای حاكمیت خود بر ایران، حتی پیش از رفراندوم دوازدهم فروردین هزاروسیصد وپنجاه و هشت خورشیدی همان رفراندوم كذائی آری یا نه به جمهوری اسلامی رژیم جمهوری اسلامی، با زبان سرخ و داغ سرب مذاب با همه برخورد كرد، از این سری برخوردها اعدامهای ناجوانمردانه بظاهر سلطنت طلبان، و نیروهای باصطلاح ساواك میتوان نام برد، كه در ادامه به سركوبهای وحشیانه گنبد، قتل عامهای كردستان، و در نهایت به نسل كشیهای ایرانیان با اعدامهای دهه شصت خورشیدی انجامید كه هنوز هم بلاانقطاع ادامه دارد.در بسیار موارد نیز شواهد كتمان ناپذیر موجود اثبات میكند كه رژیم حتی نیروهای خودی اش را هم كه میرفتند تا به یك اپوزیسیون واقعی تبدیل شوند راهم تاب تحمل نیآورد،  پس میبینیم كه طبق شواهد موجود و تجریبات مبرهن تاریخی، رژیم هر تنابنده ای را نه اپوزیسیون بلكه دشمن خود میداند. همه آنهائیكه تجربیات زندانهای سیاسی اواخر دهه پنجاه به بعد بویژه دهه شصت خورشیدی را دارند، بخوبی میدانند كه مسئولان زندانها بلا استثناء همیشه از اصطلاح یا با ما هستید یا بر ما بوضوح استفاده میجستند، یعنی اینكه راه سومی كه همان اپوزیسیون بودن باشد موجود نبود، نتیجتا حتی آنها كه امروزه با شخصیت سازیهای رژیم به خارج اعزام میشوند كه نقش اپوزیسیون رژیم را بازی كنند، در واقع همانها هستند كه دانسته یا ندانسته، خواسته یا نا خواسته، با رژیمند، زیرا اگر نبودند اصولا فرصت نمی یافتند كه بتوانند اپوزیسیون باشند، كه این در معنا بخشی از همان پروژه صدور انقلاب به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران میباشد، لطفا به تاكید بر بخشی از پروژه صدور انقلاب اسلامی به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و نه مرزهای ایران توجه فرمائید.

جالب اینجاست كه عدم اشراف ما به تعاریف واژگان سیاسی و همچنین تعاریف قضائی این واژگان، به جمهوری اسلامی این فرصت را داد تاهمه كشتارهای دهه شصت خورشیدی در زندانها را با بهرهجوئی از واژه هائی همچون متهم و اتهام انجام دهد، حتی آنها كه جان سالم از زندانهای رژیم بدر بردند، در ورقه آزادی خود با سئوال مبنی بر نوع اتهام مواجه میشدند، نه نوع جرم. همانطور كه میدانیم، اتهام در واقع تهمت و افتراعی میباشد كه هنوز محرز نشده، و متهم شخص حقیقی میباشد كه مورد اتهام، تهمت و افتراء قرار گرفته كه چون هنوزاتهام او محرز نشده فعلا متهم است، و اگر اتهام بر شخص مذكورو مذكوره وارد و یا محرز گردد در آنصورت مجرم و یا مجرمه است كه در قضاء این شخص حقیقی یعنی متهم یا متهمه پس از محرز شدن اتهام وارده، به شخصیت حقوقی مجرم یا مجرمه تبدیل میگردد. مسلما همه ما هم میدانیم كه حقوق و تعهدات قضائی شخصیت حقیقی بسیار متفاوت از حقوق و تعهدات یك شخصیت حقوقی میباشد كه متاسفانه با عدم اشراف  ویابی تفاوتی عمدی زندانیان و خانوادههای آنان به این مقوله، و عدم دسترسی به وكیل در زندانهای جمهوری اسلامی در آن سالیان، بهترین امكان سوءاستفاده جمهوری اسلامی از این مسئله را فراهم كرد كه عزیزان ملت ایران را تنها بصرف اتهام و با نام متهم و متهمه بكشد یعنی علاوه بر اینكه حقوق انسانی آنها را لگد مال كرد، حقوق ایشان را كه بنا به شخصیت حقوقی مجرمیت بدیشان تعلق میگرفت را هم نادیده گرفت..  برخی را هم كه نكشت تا آخرین لحظه های حضور در زندان، به صرف متهم و متهمه بودن نگاهداشت و بدینوسیله تمامی حقوقی  را كه بواسطه شخصیت حقوقی مجرمیت زندانیان بدانها تعلق میگرفت را عمدا با برنامه ریزی قبلی  و وارونه نمائیها انكار و پایمال كرد. باز هم تاكید میكنم كه عدم اشراف كامل و یا جدی نگرفتن این حقوق از سوی قربانیان،زندانیان و خانواده آنها در شرائطی كه دسترسی به وكیل نیز غیر ممكن بود مضافا بر بی تفاوتی جامعه، بهترین بستر سوء استفاده توسط جمهوری اسلامی در ارتكاب به جنایاتش را فراهم آورد. كه هنوز هم ادامه دارد٫ یعنی یك جنایت كاملا آگاهانه، مدون وسیستماتیك

كسانیكه از دانشكدههای زبان فارسی در زمان جمهوری اسلامی فارغ التحصیل شده اند و یا آنها كه در اثر تحصیل در دانشكدههای حقوق قضائی جمهوری اسلامی مجبور بوده اند برخی دروس را در حوزههای علمیه گرفته، و یا بطور بسیار نادر، حضور مدرسین حوزههای علمیه را در كلاسهای درس خود شاهد باشند، بخوبی میدانند كه توجه به  مبحث یاد شده در بالا نه تنها درتغییر شرائط زندانها و بعضا احكام میتواند تا حدی ولو بسیار ناچیز موثر باشد بلكه اشراف كامل به آنها میتواند جمهوری اسلامی را با چالشهای بسیار تكاندهنده مواجه كند. اما لطفا توجه داشته باشیم كه، صرفا چالشهای تكاندهنده، نه سرنگون ساز

اصولا علاوه بر قضات دادگاههای مختلف مدنی، جزائی، تعزیرات حكومتی و ویژه روحانیت،جمهوری اسلامی دارای یكدسته از قضات بسیار ویژه است، بنام قضات دادگاههای انقلاب، كه این دسته از قضات دارای مطالعات بسیار متفاوت از دیگر انواع قضات در جمهوری اسلامی میباشند، و حتی طول مدت دوره تحصیلی آنان نیز بسیار متفاوت از دیگران میباشد. مانند خلخالی، قدوسی،موسوی تبریزی، موسوی اردبیلی،صانعی، گیلانی،نیری، رئیسی، رازینی، شاهرودی وغیره. آیا تصور میكنید كه اینان بیكباره بعد از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران سر از بته در آوردند؟خیر! مسلما اینان در طول سالیان قبل از بقدرت رسیدن مشغول تحصیل علوم و حقوق بودند تا بعد از بقدرت رسیدن براحتی آب خوردن طوریكه بلحاظ حقوقی حتی یك مو هم لای درز كارشان نرود با توجه به آشنائیشاب به اصل احكام اسلامی و با وارونه نمائیهای ماهرانه، عزیزان ملت ایران را بخاك و خون بكشند، تا حدیكه حتی مشكل بتوان جرائم ضد بشری ایشان را حتی در محاكم داخلی كه كاملا با سیستم قضاوت آنها آشنا هستند مطرح كرد، در محافل و محاكم قضائی غیر ایرانی كه با سیستم قضائی ایشان اصولا كمترین آشنائی را هم ندارند حتی مشكل بتوان حرفی از جنایات ایشان بمیان آورد. عجله نكنید، دو مورد مثال زنده یكی خارجی و دیگری داخلی كه بزودی در زیر آورده خواهد شد این ادعا را اثبات خواهد كرد

آیا میدانستید كه ما میتوانیم بگوئیم قوانین جمهوری اسلامی را نمیپسندیم، نمیخواهیم، از نظر ما مشروعیت ندارد، و حتی بگوئیم كه جمهوری اسلامی قوانینش را بگذارد در كوزه آبش را بخورد كه البته هر یك از اینها بحثهای ویژه خود را داراست. ولی درد آور اینجاست كه نمیتوانیم بگوئیم كه جمهوری اسلامی عزیزان ما را بی قانون كشت. زیرا طبق تعاریف پذیرفته شده عرف جهانی درست یا غلط، ما بخواهیم یا نخواهیم، تعریف عدالت، اجرای قانون بطور یكسان در حق همه شهروندان یك كشور میباشد
از سوی دیگر نیز همین عرف به درست یا به غلط پذیرفته شده، تاكید میكند كه شهروندان هر كشوری موظف به احترام به قوانین كشور خود كه توسط قوه مقننه به قوه قضائیه و از قوه قضائیه به قوه مجریه ابلاغ میگردد هستند. به همین خشكی

در بالا گفتیم كه قضات دادگاههای انقلاب جمهوری اسلامی از قبل آماده میشدند برای جنایات علیه ملت ایران طبق قوانین خودشان، ولی آیا تصور میكنید كه جمهوری اسلامی بدون آتیه نگری فكری برای آینده دادگاههای انقلاب خود نكرده است؟ اگر چنین تصوری داریم كاملا در اشتباه هستیم، زیرا جمهوری اسلامی به اندازه طول مدت سی سال زمان داشته است تا نه تنها سری جدید قضات دادگاههای خود را وارد عرصه قضاوت كند، بلكه حتی مدرسین خود را نیز تربیت كرده تا سیستم باز تولیدش دچار وقفه نگردد
بهمین دلیل هم هست كه من چپ وراست دول غربی بویژه سیاستسازان آمریكائی را شریك جرم جنایات جمهوری اسلامی علیه ملت ایران مینامم زیرا اگرنبود كودتای بست و هشت مرداد سال سی و دو خورشیدی، محتملا ما امروزه مجبور به تحمل پدیده شوم دادگاههای باصطلاح انقلاب  نبودیم، البته تضمینی هم وجود نداشت كه دچار معظلاتی همچون دادگاههای نظامی مانند دادستانی ارتش دوران شاهنشاهی نمیشدیم. این خود نیز فقط یك اشاره بود و بس و جای خود را برای بحث دارد

  همانطور كه میدانیم،همیشه، شناخت، اصل اول میباشد. اگر شناخت لازمه نسبت به یك پدیده موجود نباشد هر گونه اقدام برله ویا علیه آن پدیده اگر خوش شانس باشیم، و اقدام ما به ضد خود تبدیل نشود، با شكست كامل مواجه میشود.در بالا اشاره به دو مثال داخلی و خارجی كردم، كه اولی یك تجربه ایرانی خارجی بوده و میرود تا ادعای من در خصوص اینكه ما حتی مشكل بتوانیم در محافل و محاكم قضائی و حتی حقوق بشری خارجی كه باسیستم قضائی جمهوری اسلامی آشنائی لازمه را ندارند، حرفی از نوع جنایات جمهوری اسلامی حاكم بر ایران بمیان آوریم، ثابت كند

سه سال پیش بود كه از اروپا ایمیلی دریافت كردم و بعد یك تلفن، كه شخصی میگفت آقای زیبائی چرا بیكار نشسته اید كه عنقریب استكه یك جوان ایرانی را بجرم شرب خمر اعدام كنند. بلافاصله پس از دریافت خبر محكومیت آن جوان به اعدام در اثر شرب خمر مصرف نوشیدنیهای الكلی، باروابطم دركمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین با روابطم درعفو بین الملل تماس گرفته و مسئله را گزارش كردم. یكی دوروز پس از آن نیز ترتیب ملاقات دوستان آن جوان ایرانی را كه از اروپا تماس گرفته بودند با برخی از اعضاء عفو بین الملل دادم، آنها به ملاقات مسئولان عفو بین الملل رفته و مداركی را هم كه گویای حكم اعدام آن جوان ایرانی بود را به مسئولان عفو بین الملل ارائه كردند.پس از آن ملاقات روابط من از عفو بین الملل و كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تماس گرفته و گفتند كه برای ایشان غیر قابل قبول استكه فردی در هر كجای جهان كه باشد صرف مصرف الكل به اعدام محكوم شود. زیرا در هیچ كجای جهان صرف نوشیدن الكل و حتی مستی. دلیل بر بازداشت فرد نمیباشد، مگر اینكه فرد در حال مستی، مرتكب یك عمل جنحه شده باشد كه در آنصورت نیز بجز مورد ارتكاب به قتل، نمیتوان حكم اعدام صادر كرد، و ارتكاب به عمل جنحه نیز در حالت مستی حتی اگر ارتكاب بقتل باشد، ارتكاب به قتل غیر عمد است چون در حالت مستی واقع شده پس در اینمورد نیز دست قاضی برای عدم صدور حكم اعدام باز است، ولی چطور میشود كه اینفرد مست بوده، دستگیر شده،و به اعدام محكوم شده است؟ این باورش بسیار مشكل است، بهرحال اگر شما تائید میكنید ما موضعگیری خواهیم كرد. ولی پس از آن نیاز به مدارك بیشتر جهت تماس با مقامات قضائی جمهوری اسلامی داریم. البته بلافاصله هم اعلام  و هم موضعگیری كردند
 
من كه میدانستم روابط من در كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و همچنین عفو بین الملل مشكلشان عدم شناخت لازمه از سیستم قضائی جمهوری اسلامی میباشد، بتكاپو افتاده و با تماس با جامعه مسلمانان اروپا، آمریكا كانادا، استرالیا، و همچنین روابطم در الازهر مصر، ایشان را نسبت به تاثیر منفی اجرای این حكم، ولو بر اساس شریعت مقدس اسلامی هم صادر شده و تشخیص قاضی هم صحت داشته باشد را متذكر شدم. به ایشان یادآور شدم كه تاثیر منفی اجرای این حكم در شرائط حاضر جهانی جز تخریب كامل اذهان عمومی ملتهای جهان در خصوص اسلام و شریعت اسلامی نتیجه دیگری نخواهد داشت، و اضافه كردم كه این شما و این جمهوری اسلامی حاكم بر ایران و این حكم اعدام یك جوان ایرانی شراب خوارو این اسلام و شریعت مقدس اسلام، هر گلی بزنید بسر شریعت مقدس اسلامی زده اید

در تماس تلفنی كه چند روز پس از آن با دیوان عالی كشور رژیم داشتم، معلومم شد كه مسلمانان كشور های یاد شده بویژه الازهر، با تماسهای مكرر خود مسئولان جمهوری اسلامی را كلافه كرده اند

در عین حال كه پیگیر تاثیر گذاری واكنش مسلمانان جهان بر مسئولان قضائی رژیم بودم، تلاش میكردم تا اطلاعات بیشتری از پرونده جوان ایرانی محكوم به اعدام بدست آورم، ضمنا یك آموزش هر چند مقطعی از نحوه قضاوت در سیستم قضائی جمهوری اسلامی را در اختیار سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی قرار دهم.

طبق شریعت اسلامی،فردی كه برای باراول بدلیل مصرف الكل دستگیر شود به شلاق، بار دوم به شلاق و زندان، بار سوم علاوه بر شلاق و زندان دست قاضی باز است تا او را بعنوان مفسد فی الارض به اعدام محكوم نماید. تاكید میكنم كه صدور حكم اعدام توسط قاضی در صورتی میسر میباشد كه قاضی بدرستی مقوله مفسد فی الارض را در خصوص فرد خاطی كه از سلامت كامل جسمی، عقلی وفكری برخوردار باشد تشخیص دهد

در خصوص پرونده جوان  ایرانی علی رغم اینكه ایشان سه بار دستگیر و محكوم شده بود، ولی در اثر تحقیقات انجام شده دریافتم كه نه تنها ایشان از سلامت كامل عقلی برخوردار نمیباشد، بلكه درمرتبه اول دستگیری نیزعلی رغم اینكه ایشان مصرف الكل را انكار كرده ولی قاضی پرونده صرف شهادت شهود علیه ایشان حكم به تعزیر یعنی شلاق را صادر و اجرا كرده است

در حالیكه حكم شرع بظاهر است وشهادت شهود میتوانسته تلقینی باشد، كه در آنصورت حكم مرتبه اول دستگیری جوان ایرانی نقض صریح شریعت مقدس اسلامی بوده و نتیجتا مرتبه سوم دستگیری و محكومیت ایشان نه بار سوم بلكه باردوم محسوب میگشت، و طبق احكام شرعی قاضی حق صدور حكم اعدام در مرتبه دوم را نداشته است، بویژه كه حكم اعدام در اثر تشخیص مفسد فی الارض  بودن فرد  محكوم  نافذ نبوده زیرا جوان  ایرانی از سلامت كامل عقلانی برخوردار نبود، پس بخودی خود احكام شلاق و زندان هم اینجا مصداق نداشته و جوان  ایرانی میبایست بجای تحمل زندان به مراكز درمانی اعزام و تحت مداوای پزشكی قرار میگرفت

با توجه به مجموعه بالا، و توجیه قضائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی، و فشار جامعه مسلمانان اروپا و امریكا، كانادا و استرالیا و همچنین برخی از علماء الازهر، و بحثهای مستقیم تلفنی من با مراجع قضائی رژیم در دایوان عالی كشور و استدلال در خصوص شبه آمیز بودن محكومیت در مرتبه اول دستگیری، شبه آمیز بودن شهادت شهود در مرتبه اول دستگیری، كه میتوانسته بنا بهر دلیلی تلقینی بوده باشد،و همچنین مشكوك بودن سلامت عقلانی، در نهایت جوان ایرانی پس از حدود دو ماه از زندان آزاد و به آغوش خانواده بازگشت

و اما مورد داخلی

عدم اشراف كامل وكیل محترم خانواده بانو دكتر زهرا بنی یعقوب كه در بازداشتگاهی در همدان بقتل رسید، به موازین و احكام اسلامی، توانست این امكان را به متهمین پرونده و همچنین قاضی ناعادل بدهد كه قرار عدم پیگرد قانونی را صادر نماید

در حالیكه اگر سر كار خانم شیرین عبادی به موازین شرعی كاملا اشراف داشتند، میتوانستند از قاضی نا عادل پرونده مذكور خلع ید كرده و در مرجعی بالاتر پرونده را به پیروزی برسانند.

بطور اجمال، شاه كلید این پرونده در آنجا بوده كه اصولا چرا مسئولان بازداشتگاه در شهر همدان، یك بانوی ولو متهمه را در مكانی نگهدار میكرده اند كه فاقد باز جو، بازپرس و نگهبان نسوان بوده است. طبق موازین اسلامی و احكام شرعی اصولا نگهداری بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آن بازداشتگاه نقض صریح موازین شرعی بوده است، و بهمین جهت ولو اینكه بر فرض محال مرگ بانو دكتر زهرا بنی یعقوب خودكشی بوده باشد، باز هم این اقدام بخود كشی میتوانسته از ترس مورد تعرض قرار گرفتن نامحرمانی كه ایشان را احاطه كرده بودندصورت گرفته، نتیجتا مسئولیت  خود كشی ایشان هم با مسئولان بازداشتگاه مذكور بوده و آنان باید طبق موازین شرعی، بدلیل نقض صریح احكام اسلامی در خصوص بازداشت یك زن مسلمه در محل احاطه شده توسط نامحرمان، و همچنین زیر پا گذاشتن قوانین و شرع مقدس اسلام محاكمه، محكوم و حكم صادره بلادرنگ در خصوص افراد خاطی كه شامل همه مسئولان آن بازداشتگاه در طول مدت بازداشت بانو دكتر زهرا بنی یعقوب در آنمحل حضور داشته اند اجرا گردد

طبق احكام شریعت مقدس اسلامی بدون شك احكام این خاطیان سنگسار میباشد. زیرا انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه، و حتی غیر مسلمان، كه منجر به قتل او گردد، ولو این قتل فرضا خود كشی هم باشد، بمثابه تجاوز به عنف این زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان است كه در آنصورت حكم صادره در خصوص همه مسئولان این جنایت چیزی جز سنگسار نیست

حتی اگر مسئله بانو دكتر زهرا بنی یعقوب به مرگ ایشان هم منجر نمیشد، باز هم خاطیان پرونده محكوم به سنگسار بودند، زیرا باز با تاكید میگویم كه انكار عمدی حقوق شرعی یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان و نگهداری او در محلی كه فاقد نگهبانان نسوان بوده،  مصداق تجاوز جمعی به عنف میباشد

در اینجا از نحوه برخورد مولا علی )ع( در به سفر فرستادن عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام بهره میگیرم كه مولا علی )ع( ایشان را در معیت سواران زن با پوشش مردان به سفر روانه كردند، زیرا از یك طرف ایشان نمیتوانستند یك زن مسلمه را ولو اینكه در توطئه منافقان و محاربان شركت جسته بوده، در جمع مردان نامحرم به سفر روانه كنند، واز سوی دیگر برای حفظ سلامت  وامنیت كاروان از شر راهزنان احتمالی مجبور بودند زنان همراه ایشان را به لباس مردان ملبس كنند

پس میبینیم كه طبق شرع مقدس اسلام نمیتوان یك زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان را در جمع مردان نا محرم زندانی كرد، اگر چنین شود به مثابه انكار عمدی حقوق شرعی زن مسلمه و یا حتی غیر مسلمان بوده و تجاوز به عنف محسوب میگردد ولو اینكه عملا تجاوز جنسی صورت نپذیرفته باشد. پس حكم صادره سنگسار است. از این جهت اصرار میكنم زیرا مسئولان بازداشتگاه بانو دكتر زهرا بنی یعقوب عالم به احكام شریعت اسلامی بوده و عمدا و عملا این احكام و حقوق یك زن مسلمه را انكار كرده اند، پس جرم ایشان محرز است

همین مسئله در خصوص پرونده بانو زهرا كاظمی خبرنگار ایرانی كانادائی نافذ است، و همچنین در خصوص تمامی بانوانیكه در طول سی سال حكومت منافقان محارب با خدا و پیغمبر بر ایران قربانی رژیم ضد اسلامی شده اند

خب در كشوری كه مسئولان آن با علم بر احكام اسلامی، عمدا شریعت مقدس اسلامی را با وارونه نمائی و تفسیر به رای عملا انكار میكنند، كه به مثابه نفاق و محاربه عامدانه با خدا و پیامبر میباشد، ملت راهی جز جهاد ندارند، زیرا جهاد تنها راه حفاظت در برابر اینچنین حكومت ضد خدا و ضد اسلام و ضد پیامبر میباشد، در اینجاست كه علما وظیفه دارند كه برای حفظ كیان اسلام، حكم جهاد را صادر كنند، لطفا توجه داشته باشید كه جهاد اصولا دفاع مقدس میباشد نه حمله و یا جنگ مقدس. هیچكدام از نبردهای پیامبر گرامی اسلام حمله نبودند، بلكه دفاع از خود و كیان اسلام بود. پیامبر گرامی اسلام ده جنگ داشتند، كه اصلطاحا به آنها جنگ میگوئیم ولی در واقع معروف به غزوات پیامبر هستند و همه آنها در دفاع از خود مسلمانان و دفاع از كیان اسلامی بوده است، یعنی جهاد

پس تا به اینجا تا حدود زیادی اشراف داریم كه چگونه منافقان و محاربان، ملحدان و از خدا بیخبران، با سوء استفاده از عدم آشنائی مردم عامه نسبت به احكام و شریعت واقعی مقدس اسلام، امیال و نقشه های ضد اسلامی و انسانی خود را در قالب یك جمهوری اسلامی به مرحله اجراء گذاشته اند

همچنین میدانیم كه عدم آشنائی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی به تاریخ و احكام و شریعت واقعی اسلامی ، آنها را از درك حقیقت آنچه كه در ایران میگذرد بازداشته است، تا حدیكه حتی مشكل بتوان برخی از احكام صادره توسط قضات رژیم را با آنها مطرح كرد، كه در این ارتباط به حكم اعدام جوان كرد ایرانی اشاره میكنم. نتیجتا این سازمانها صرفا به انتقاد از احكام صادره توسط رژیم بسنده میكنند، كه این انتقادات هم فاقد ضمانت اجرائی لازمه است، و این مهم نیز ازدید ناكسان حاكم بر ایران پوشیده نیست  

در پیشگفتار بالا شما پاسخ به دو سئوال خود را دارید. ولی حالا اجازه دهید تا به سئوال اصلی بپردازم

چرائی صدور حكم اعدام برای فعالین كرد

ما نمیتوانیم و نباید كه  پتانسیلهای جهادی و یا جنگ انقلابی موجود در كردستان را نادیده بگیریم

در اینجا من با یك سئوال پاسخ شما را میدهم، و آن اینكه چرا نه صدور حكم اعدام برای فعالین كرد در كردستان

مگر نه اینست كه جامعه امروز در حال انفجار بوده و همانطور كه در بالا نیز اشاره كردم موقع اعلام جهاد توسط علما رسیده است، تا كیان اسلام و ایران را از شر حاكمان ضد خدا و پیامبر برهاند
مگر نه اینكه بعد از گنبد، كردستان پهناورترین عرصه جنگ انقلابی و یا همان جهاد علیه حاكمان ضد خدا وپیامبر بود
مگر نه اینكه هنوز هم از خون مجاهدان واقعی و پیشمرگان كرد در دشتهای پهناورو كوههای سر به فلك كشیده كردستان قهرمان، آلاله میروید
مگر نه اینكه جوانان كرد ایرانی علی رغم همه تلاشهای رژیم ضد بشری حاكم بر ایران در ابتلاء این جوانان به الكل و مواد مخدر، در هوائی استنشاق میكنند كه از عطر دل انگیز بوی خون بنا حق ریخته شده مجاهدان واقعی  و پیشمرگان قهرمان كرد انباشته شده است
مگر نه اینكه اگر روزی مجددا جهادی صورت پذیرد اینبار نیز این كردستان قهرمان ایران استكه پایگاه اصلی جنگ انقلابی ملت ایران علیه حاكمان ضد بشر ایران خواهد بود
پس رژیم مجبور بود كه دور جدید سركوبهای خود را با صدور احكام وحشت اعدام برای فعالین قهرمان كرد آغاز كند و همانطور كه شاهد بودیم پس از صدور احكام اعدام فعالین كرد بود كه رژیم ابتدا اقدام به انحلال اتحادیه نویسندگان كرد، و سپس قانون صدور حكم اعدام برای نویسندگان تحت پوشش مخلان امنیت روانی جامعه را بتصویب رسانید
و باید توجه داشت كه، همانطور كه قبلا هم در نامه هایم به مردم و مقامات آمریكائی و اروپائی نوشته ام این دور جدید ترور و وحشت توسط رژیم با چراغ سبز اربابان آمریكائی رژیم صورت میگیرد

باتوجه به اینكه طی هفته های اخیر برای مردم ایران تردیدی باقی نمانده كه رژیم ضد بشری، ضد جمهوری و ضد اسلامی حاكم بر ایران، نتیجه تصمیمات متخذه در كنفرانس گوادالپ و دستنشانده امپریالیسم آمریكا میباشد، رژیمی كه سی سال تمام بهترین فرزندان و عزیزان ما ایرانیان را تحت نام مبارزه با آمریكا و یا تحت نام جاسوسان آمریكائی كشت، حالا در كمال وقاحت بر سر میز مذاكرات علنی با آمریكا مینشیند، مسلم استكه از خشم بازماندگان آنانی كه طی سی سال اخیر تحت نام مبارزه با آمریكا به كشتن داده بهراس افتاده و این امكان را كه مجددا كردستان ایران تبدیل به یك رزمگاه این بار بسیار مهلكتر از قبل گردد را بدهد، و دقیقا به دلیل همین هراس استكه دور جدید سركوبها را باید از كردستان آغاز میكرد

رژیم دستنشانده آمریكائی ضد بشری حاكم بر ایران، و حامیان امپریالیست آن بویژه آمریكای جهانخوار با ایجاد و دامن زدن به توهم جنگ با آمریكا، ظرف سی سال گذشته همه جنایاتش علیه بشریت را توجیه كرده و حال نیز با ظاهر عوامفریب حفظ ایران و ایرنیان با علنی كردن روابط پنهان خود با امپریالیسم آمریكا تلاش در حفظ جانیان خدمتگذارش از خشم ملت ایران را دارد
 
ما نمیتوانم منكر شویم كه روی سازمانهای حقوق بشری غیر ایرانی بطور خیلی محدود میشود حساب باز كرد، ضمنا باید كه آنها را هم با سیستم قضائی رژیم، احكام شرع، و همچنین مغایرت كامل احكام صادره دادگاههای رژیم با حقایق احكام اسلامی آشنا كنیم، كه این نیز مستلزم وقت و بودجه هنگفت است، در حالیكه ملت ایران در شرائط اضطرار میباشد 

روی دولتهای خارجی هم نمیتوانیم حساب باز كنیم، زیرا آنان جز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند و حتی به ملتهای خود نیز رحم نمیكنند،. بنابراین یك راه بیشتر موجود نیست و آن آغاز جهاد، یا همان دفاع مقدس از كیان اسلام و ایران، یا همان جنگ انقلابی بطور گسترده كه كردستان ایران میتواند پایگاه اصلی آن باشد. فقط بدینوسیله استكه میتوان احكام ضد بشری رژیم حاكم بر ایران علیه ملت مظلوم خود را متوقف كنیم

چگونه میتوان سدی مستحكم در برابر اجرا این احكام قرون وسطائی ایجاد نمود؟ پیشنهاد شما چیست


میتوانیم و باید كه با بهره جوئی از قانون خلقها، عدالت رابا جهاد و دفاع از خود برقرارو با گسترش تفكر جهادی، و جنگ انقلابی در میان ملت، هم رژیم و هم جامعه جهانی را غافلگیر نموده و حق دفاع مقدس از خود، و كیان ایران واسلام را به آنها تحمیل كنیم

البته در این میان، باید كار فرهنگی گسترده ای نیز روی ملتهای دیگر را آغاز كرده و آنها را مطلع كنیم كه ما راهی جز دفاع از خود نداریم

و باید توجه داشته باشیم كه اینبار ما تنها نیستیم زیرا همانها كه تا كنون به تصور ضد آمریكائی بودن رژیم ما را تنها گذاشته بودند نیز با ما خواهند بود، بخصوص بازماندگان قربانیان رژیم، چه آنهائی كه رژیم در جبهه های جنگ به كشتن داد، و چه آنها كه تحت نام جاسوسان آمریكائی در زندانها كشت

این را هم ناگفته نگذارم كه جهاد و دفاع مقدس از خود صرفا برای مسلمانان نیست، بلكه جهاد و دفاع از خود حق هر موجود زند ه ای میباشد، با رژیم ضد بشری ایران راهی جز از پاسخهای آتشین باقی نمانده است. رفراندوم و نافرمانی مدنی هم در برابر گلوله كشك سائیدن است، گلوله پاسخ گلوله است و بس
این یعنی عین قانون خلقها، یعنی عدالت

بقول صمد بهرنگی كه میگفت، همه اش كه نباید فكر كرد، راه كه بیافتیم ترسمان میریزد

در زیردو لینك موجود است، اولی  به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی، و دومی به تصاویری از رزمندگان پیشمرگه كرد، كه تصور میكنم روئیت آنها  بسیار سودمند و تاحدی درك مطلب را آسانتر خواهد كرد

لینك به دفاعیات شهید خسرو گلسرخی

http://uk.youtube.com/watch?v=buTlBLGdUfo&feature=related

لینك به تصاویر پیشمرگان كرد

 

http://uk.youtube.com/watch?v=wycb8jgxKTQ&feature=related
با احترام
حسین مختار زیبائی

 

  نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:5  توسط حسین مختار زیبائی 
 

ترجمه شده از متن اصلی که از طریق سایت انگلیسی نویسنده در اختیار نیویورکر، آقای سیمور هرش و دیگر مطبوعات و مقامات آمریکائی و بین المللی قرار داده شده است

حسین مختار زیبائی

ششم جولای دوهزاروهشت میلادی

زنان و مردان دلاور و دریا دل ایران، حقیقت جویان و حقیقت نویسان انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی  بطور شبانه روزی تلاش میکنند تا با دستیابی به جزئیات حقایق روابط پنهان بین جمهوری اسلامی و دولتهای جهانی دستیافته و با افشاء آن، مردم جهان را در خصوص حقایق موجود ایران مطلع کنند

جناب آقای سیمور هرش

 شکل گیری حکومت های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بین و حقیرو ترسو ممکن نیست. این گونه روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند.هانا آرنت اندیشمند آلمانی ضد نازی

من مقاله اخیر شما  در نیویورکر را که تحت نام آماده سازی میدان جنگ  در تاریخ اول ژولای دوهزاروهشت میلادی چاپ شده را خواندم که بسیار شبیه به نامه من به کاخ سفید بوش تحت نام آقای بوش کافیه دیگه بسه چاپ در تاریخ دهم ژوئن دوهزاروهشت میلادی میباشد
لینک به هر دوی مقاله شما و نامه من ضمیمه میباشد

شما باید توجه داشته باشید که عملیاتهای ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه هنوز ادامه دارد و تمام نشده، من در نامه خود به کاخ سفید بوش تحت عنوان آقای بوش کافیه دیگه بسه، توضیح داده ام که عملیات جوخه های مرگ جمهوری اسلامی با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی برای کشتن حقیقت جویان و حقیقت نویسان ایرانی آغاز گشته و طی این عملیاتهای بسیاری از حقیقت نویسان ایرانی در داخل ایران و خارج از کشور و ایالات متحده کشته خواهند شد این در ادامه عملیات شکار اهداف ارزشمند میباشد. اخیرا نیز مجلس رژیم ایران قانون اعدام حقیقت نویسان ایرانی را تحت عنوان کسانیکه سلامت روانی جامعه را بخطر میاندازند چهارروز پیش از این تصویب کرد که  در این خصوص به بیانیه خبرنگاران بدون مرز که لینک آن ضمیمه میباشد توجه کنید

همانطور که میدانید نویسندگان سوزن بان هستند، و نوشته های آنان ریلهای قطار که خوانندگان را به مقصد میرسانند. اگر یک سوزن بان بموقع و یا بدرستی سوزن ریل قطار را تعویض نکند، قطار به مسیر نادرستی هدایت خواهد شد، حقیقت نویسان با نوشته های خود مردم را به مسیر صحیح هدایت میکنند
بعنوان یک نویسنده شما معمولا بموقع و در مسیر صحیح سوزن قطار را تعویض نمیکنید، بنا براین علی رغم اینکه برخی مردم آمریکا در مورد نوشته های شما چه باوری دارند، شما یک حقیقت نویس نیستید

آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند یک تبهکار است.برتولت برشت

معمولا در مقالاتتان شما همیشه به عملیات آژاکس سیا در هزارونهصدو پنجاه سه میلادی علیه دکتر محمد مصدق نخست وزیر فقید ایران اشاره میکنید، ولی هیچگاه نمینویسید که جمهوری اسلامی ایران بیز تداوم همان عملیات آژاکس سیا میباشد. شما همیشه به تاسیسات هسته ای رژیم ایران اشاره میکنید ولی از نوشتن حقایق در خصوص اینکه این تاسیاست هسته ای توسط دولتها و شرکتهای آمریکائی از زمان ایران کنترا توسط سرهنگ اولیور نورث آمریکائی در جمهوری اسلامی مجددا آغاز شد هیچ اشاره ای نمیکنید

  در مقاله اخیرتان شما در خصوص همکاریهای کمیته ستاستگذاری ایران با به اصطلاح مجاهدین خلق ایران نوشته اید، اما شما ننوشته اید که این افراد در واقع نه تنها مجاهد نیستند بلکه از نام و تاریخ نیک مجاهدان واقعی ایران سوء استفاده میکنند، بعلاوه اینکه، شما هیچ اشاره ای نکرده اید که خانم مریم رجوی در اثر تعهداتش به ایران یک تصمیم جدید بود که اعلام رفراندوم در ایران کرد

مثل همه سیاستسازان آمریکائی شما هم تلاش میکنید تا با ایجاد توهم حمله نظامی به ایران، علاقه دولتمردان و سیاستسازان آمریکائی به حفظ  محتوی جمهوری اسلامی ایران با ایجاد تغییرات ظاهری در شکل آن توسط ایران یک تصمیم جدید که در واقع یک طرح سیا میباشد هیچ اشاره ای نمیکنید، ایران یک تصمیم جدید طرح سیا میباشد که در واقع امتدا آژاکس میباشد

در مصاحبه تان با ورلد نیوز شرکت خبر رسانی بریتانیائی بی بی سی، شما مدعی شده اید که ستاد مشترک عملیاتهای ویژه نیروهای مخصوص دولت آمریکا معروف به جی اس او سی، از ریاست جمهور ایالات متحده دستور دارد تا در عملیات مخفیانه خود در ایران، دانشمندان هسته ای رژیم ایران را بکشد، آیا در زمان مصاحبه تان  نمیدانستید که دانشمندان هسته ای رژیم ایران همگی فارغ التحصیلان دانشگاههای آمریکائی هستند؟ آیا نمیدانستید که دانشمندان هسته ای ایران تعطیلات خود را در فلوریدا، کالیفرنیا، سیاتل، نیویورک، واشنگتن دی سی، و لاس وگاس تحت تدابیر امنیتی شدید سرویسهای امنیتی آمریکا میگذرانند؟ آیا نمیدانستید که چه مدت زمان و برای چه پدر اتمی رژیم ایران پروفسور غلامحسین صناعتی با سازمان انرژی اتمی آمریکا و ناسا مرتبط  بوده و برای چه؟ آیا نمیدانستید که چند بار و برای چه آقای غلامحسین صناعتی پدر اتمی رژیم ایران با پروفسور عبدالقادر خان پدر اتمی پاکستان در ایالات متحده و دیگر نقاط جهان از جمله ایران   تحت نظر مستقیم مقامات ناسا و سازمان انرژی اتمی آمریکاملاقات داشته است؟ آیا نمیدانستید که چه تعداد از دانشمندان اتمی ایران در مراکز اتمی ایالات متحده بویژه در سایت اتمی نوادا علاوه بر سایتهای اتمی روسیه و پاکستان دوره کار آموزی گذرانده اند

در مقاله تان شما به عملیات مرگبار دفاعی اشاره کرده اید ولی از آنجا که میدانم شما با این یکی آنگونه که باید و شاید آشنائی کامل ندارید، جهت اطلاعتان میگویم که این عملیات در اصل با حمله دانشجویان ایرانی به سفارت آمریکا در تهران آغاز شد که به خیمه شب بازی اختلافات موجود بین دولتهای آمریکا و رژیم ایران بیشتر دامن بزند. در طول سالهای دهه هشتاد میلادی همه آنها که به نوعی به جزئیات روابط پشت پرده و پنهان دولتهای آمریکائی و رژیم ایران دسترسی داشتند به عناوین مختلف منجمله جاسوسی برای آمریکا به جوخه های اعدام سپرده شدند مانند پدر من که افسر نیروی هوائی بود، سید مهدی هاشمی و صد ها تن دیگر، و یا با قتلهای مشکوک همچون سقوط هواپیمایشان و دیگر تصادفات و روشها از بین رفتند. مانند تیمسار علی فکوری فرمانده نیروی هوائی ایران از هفتادونه تا هشتاد و یک میلادی که بهمراه عده ای دیگری از فرماندهان ارتش ایران در سقوط سی یکصد وسی نیروی هوائی ایران در اطراف تهران کشته شدند، تیمسار علی فکوری از خلبانان ایرانی بود که در دهه هفتاد میلادی از پایگاه هوائی لک لند در سن آنتونیو تگزاس آمریکا فارغ التحصیل شده بود

آقای سید مهدی هاشمی داماد آیت الله منتظری بود که ملاقات سرهنگ اولیور نورث با مقامات جمهوری اسلامی  در ماجرای ایران کنترا را افشاء کرد که بلافاصله توسط جمهوری اسلامی بهمراه افراد شبکه خود تیرباران شد

در هزارونهصد و نودوچهار تیمسار سرتیپ ستاری فرمانده نیروی هوائی رژیم ایران که دورههای خلبانی خود را درپایگاه هوائی لک لند شهر سن آنتونیو در ایالت تگزاس در دهه هفتاد میلادی بپایان رسانیده بود  بهمراه سی و دو تن دیگر از فرماندهان نیروی هوائی جانهای خودرا در سانحه سقوط هواپیمای سی یکصدو سی نیروی هوائی باختند زیرا آنها نیز از همان دهه نود میلادی با ایران یک تصمیم جدید مخالف بودند

در روز سه شنبه ششم دسامبر دوهزار و پنج میلادی یکصد و هشت تن از خبرنگاران، روزنامه نگاران و فیلم برداران ایرانی جانهای خودرا در سانحه سقوط هواپیمای سی یکصدوسی نیروی هوائی ایران در تهران باختند زیرا رهسپار گزارش یک مانور نظامی در آبهای خلیج فارس بودند که با هماهنگی پنتاگون و ارتش ایران اجرا شد و نیازی به این خبرنگاران و فیلمبرداران در آن مانور نبود که نحوه همکاری ارتش و نیروی دریائی آمریکا و ایران را گزارش کنند بنا برا این براحتی از صفحه روزگار پاک شدند

طی قتلهای زنجیره ای که بسیاری از حقیقت نویسان، حقیقت گویان، و ماموران وزارت اطلاعات ایران جانهایشان را باختند و من با خیلی از آنها از نزدیک آشنا بودم و همگی آنها با طرح سیا ایران یک تصمیم جدید مخالف بودند و این مخالفت را علنا اعلام میکردند، افرادی همچون مختاری، پوینده، داریوش فروهر و همسرش، که همگی با ایران یک تصمیم جدید مخالفت کرده بودند و به جزئیات روابط پشت پرده بین دولتهای آمریکائی و رژیم ایران دسترسی داشتند

من در ترکیه بودم که اخبار چگونگی قتل عام آنها را در روزنامه های ترک خواندم و جالب اینجاست که مغز متفکر وزارت اطلاعات رژیم ایران که قبلا شهروند ایالات متحده بوده و بنیانگزاروزارت اطلاعات رژیم ایران بود یعنی سعید امامی هم مخالفت خود را با ایران یک تصمیم جدید اعلام کرده بود که آنگونه کشته شدند

در دوهزاروهفت میلادی کنگره آمریکا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تروریست اعلام کرد، مادامیکه آقای محسن سازگارا بنیانگذار و مغز متفکر سپاه پاسداران در دانشگاه هاروارد در امنیت کامل دکتری افتخاری حقوق بشری دریافت میکند زیرا او ایران یک تصمیم جدید را پذیرفته بنابراین از امنیت کامل برخوردار است اما دیگرانیکه با ایران یک تصمیم جدید مخالف بودند جان خود را در سقوط هواپیماها از دست دادند

در دوهزارویک میلادی سی و دو نفر از افسران و فرماندهان رده بالای سپاه پاسداران در فرودگاه مشهد در سانحه سقوط هواپیما جان خودرا اختند

در فوریه دوهزار و سه میلادی سیصد و دو تن از فرماندهان و افسران رده بالای سپاه پاسداران جان خود را در سقوط هواپیمای ایولیشن در کرمان باختند

در روز دوشنبه نهم ژانویه دوهزاروشش میلادی یازده تن از فرماندهان وافسران رده بالای سپاه پاسداران جان خود را در سانحه سقوط هواپیمای جت فالکون در شمال غربی ایران ارومیه باختند
بنابراین همانطور که میبینید آنهائیکه با ایران یک تصمیم جدید موافق نبودند جانهای خود را در سقوط هواپیماهای سپاه پاسداران باختند

بر اساس ایران یک تصمیم جدید پاراگراف چهارم در صفحه چهار نسخه انگلیسی که میگوید
امر مهم در این همکاری جا انداختن این واقعیت استکه آنهائیکه با ما همکاری میکنند امنیت خواهند داشت ولی نافرمانان از دستورات ما، مستحق مجازات بوده و مجازات خواهند شد همچنانکه دیگرانیکه در دیگر دیکتاتوریها با ما همکاری داشتند مصون ماندند و آنها که همکاری نکردند مجازات شدند. همچنین آنانیکه در سرکوبی ملت ایران پافشاری نمایند به مجازات خواهند رسید

همانطور که میبینید همه آنها که به جزئیات روابط بین دولتهای آمریکائی و رژیم ایران دسترسی داشتند جانهایشان را باختند و بزودی خیلیهای دیگر نیز به آنها خواهند پیوست، زیرا در چهارم ژولای دوهزاروهشت میلادی یعنی دو روز پیش رژیم ایران قانون اعدام حقیقت نویسان ایرانی را تصویب کرد

علاوه بر اینها رژیم ایران یکصد و بیست و پنجهزار ایرانی آزادیخواه را تحت نام جاسوسان آمریکائی اعدام کرده است، همگی آنها بخوبی میدانستند که جمهوری اسلامی حاکم بر ایران چیزی جز یک حکومت دستنشانده  آمریکا ئی نیست

اگر چه عملیات مرگبار دفاعی و عملیات شکار اهداف ارزشمند هر دو بخشهای مختلفی از یک سیاست و یا عملیات مشترک هستند، اما همانطور که نوشتم عملیات مرگبار دفاعی مختص از بین بردن از بخش از افسران و فرماندهان رده بالای ارتش و سرویسهای امنیتی رژیم ایران میباشد، در حالیکه عملیات شکار اهداف ارزشمند مختص از بین بردن نیروهای رده پائین امنیتی و همچنین حقیقت نویسان، حقیقت گویان و حقیقت جویان، ایرانی که به جزئیات روابط پنهان بین دولتهای آمریکائی، سیا و سیاستسازان آمریکائی با رژیم ایران دسترسی داشته و یا دارند میباشد، کوتاه سخن اینکه عملیاتهای مرگبار دفاعی و شکار اهداف ارزشمند هر دو برای نابودی آنهائیست که به جزئیات روابط بین دولتها و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم ایران دسترسی داشته و دارند، زیرا طبق سیاست پشت پرده این عملیاتها  این افراد باید همگی نابود شوند

طبق اخبار منتشره توسط خبرگزاریهای جهانی، اخیرا یکی از فرماندهان نیروی دریائی سپاه پاسداران سرهنگ ابولقاسم آمادگاه در تاریخ اول جولای دوهزاروهشت میلادی از یک سوءقصد جان سالم بدر برد، او همان فرماندهی میباشد که در روز جمعه بیست و سوم مارچ دوهزاروهفت میلادی پانزده سرباز نیروی دریائی انگلیسی را دستگیر کرد، طبق شرائط موجود و بر اساس تحلیلگران اطلاعاتی و امنیتی انقلابیون ایرانی، سوء قصد بجان او چیزی جز یک هشدار به او که در خصوص جزئیاتی که بدانها دسترسی داشته نمیباشد، زیرا این احتمال وجود داشت که سرهنگ آمادگاه این اطلاعات را در اختیار افکار عمومی قرار دهد بنابراین تصمیم گرفتند تا با این وسیله به او هشدار بدهند که دهانش را بسته نگهدارد، در اینجا من فرصت را مغتنم شمرده و به دولتهای ایران، آمریکا و انگلیس رسما اعلام میکنم که جزئیات پشت پرده دستگیری پانزده ملوان انگلیسی قبلا از طریق اطلاعات انقلابیون ایرانی بدست ما در خارج رسیده است، بنا براین کشتن سرهنگ آمادگاه کمکی به دولتهای ایران، انگلیس و آمریکا نخواهد کرد

دولتهای ایران، انگلیس و آمریکا علاوه بر دولتهای جهانی باید بدانند که
زنان و مردان دلاور و دریا دل ایران، حقیقت جویان و حقیقت نویسان انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی بطور شبانه روزی تلاش میکنند تا با دستیابی به جزئیات حقایق روابط پنهان بین جمهوری اسلامی و دولتهای جهانی دستیافته و با افشاء آن، مردم جهان را در خصوص حقایق موجود ایران مطلع کنند    

در مقاله تان شما به همکاری باصطلاح مجاهدین با ستاد مشترک نیروهای مخصوص ویژه عملیات اشاره کرده اید، که حقیقت ندارد، زیرا همانگونه که بارها نوشته ام مجددا تاکید میکنم که این افراد آنهائی هستند که از طریق عضویت در شورای باصطلاح مقاومت ملی به مجاهدین نفوذ کرده و طی دهه های گذشته قادر بوده اند با کودتای خزنده کنترل امور را در اختیار بگیرند، این اعضاء شورا آنهائی هستند که از سی وپنج سال پیش اکثرا در خارج از ایران بوده اند. در هفدهم ژوئن دوهزاروسه میلادی خانم مریم رجوی و یکصد شصت تن از اعضاء رده بالای آنها در پاریس فرانسه دستگیر شدند تا بعدا تحت فشار طبق ایران یک تصمیم جدید که یک طرح سیا میباشد اعلام رفراندوم در ایران کنند، در واقع دیگر مجاهدی باقی نمانده زیرا رژیم ایران آنها کشت و اینهائی که در صحنه هستند از نام نیک و تاریخ ماندگار مجاهدین واقعی سوء استفاده میکنند. شما با ارتباط دادن مجاهدین به دولت آمریکا، سیا و سیاستسازان آمریکائی به عزیزان ایرانی توهین بزرگی کرده اید

علاوه بر این، شما نهضت مقاومت بلوچهای ایرانی را یک نهضت وابسته به سیا و دولت آمریکا خطاب کرده اید که اصلا درست نیست، زیرا ایرانیان بلوچ و سنیهای ایران هیچ راهی جز مقاومت مسلحانه در برابر بی عدالتی و نسل کشیهای جمهوری اسلامی ندارند و نهضت مقاومت بلوچستان و سنی های ایران مورد حمایت اکثریت ایرانیان، انقلابیون واقعی و آزادیخواهان واقعی ایرانی قرار دارد، شما اهانت بزرگی به ایرانیان  بلوچ کرده اید، اخیرا نیز پرویز مشرف پاکستانی برادر رهبر بلوچهای ایرانی آقای عبدالمالک ریگی را به جمهوری اسلامی تحویل داده است

شما باید توجه داشته باشید که عملیاتهای ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه هنوز ادامه دارد و تمام نشده، من در نامه خود به کاخ سفید بوش تحت عنوان آقای بوش کافیه دیگه بسه، توضیح داده ام که عملیات جوخه های مرگ جمهوری اسلامی با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی برای کشتن حقیقت جویان و حقیقت نویسان ایرانی آغاز گشته و طی این عملیاتهای بسیاری از حقیقت نویسان ایرانی در داخل ایران و خارج از کشور و ایالات متحده کشته خواهند شد این در ادامه عملیات شکار اهداف ارزشمند میباشد. اخیرا نیز مجلس رژیم ایران قانون اعدام حقیقت نویسان ایرانی را تحت عنوان کسانیکه سلامت روانی جامعه را بخطر میاندازند چهارروز پیش از این تصویب کرد که  در این خصوص به بیانیه خبرنگاران بدون مرز که لینک آن ضمیمه میباشد توجه کنید

امیدوارم از دهم ماه ژوئن دوهزاروهشت که این مسئله را افشاء کردم تاکنون فرصت کافی وجود داشته که حقیقت نویسان ایرانی در ایران و سراسر جهان و ایالات متحده با جابجائیهای لازمه از دسترس جوخه های مرگ جمهوری اسلامی خارج شده باشند. البته اگر چه در طول دهه های اخیر تعداد بسیاری از حقیقت نویسان ایرانی توسط جوخه های مرگ جمهوری اسلامی در سراسر جهان کشته شده اند ولی موج جدید کشتار حقیقت نویسان ایرانی در داخل ایران، آمریکا و سراسر جهان با هماهنگی و موافقت کامل ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه دولت آمریکا انجام خواهد شد، زیرا همانطور که نوشتم همه کسانیکه به جزئیات روابط پنهان بین دولتهای ایران و آمریکا و سیا و سازمانهای امنیتی رژیم ایران و سیاستسازان آمریکائی دسترسی دارد باید کشته ونابود شوند

در دوهزاروسه میلادی جهت توقف حمله نظامی به ایران، من طرح توطئه قتل آقای پائول برمر اولین سفیر ایالات متحده در عراق را افشاء کردم. این یک طرح مشترک بین اشخاصی از حکومت تهران و بخشی از دولت آمریکا در واشنگتن بود تا بتوانند به بهانه قتل سفیر آمریکا در عراق توسط تک تیراندازان رژیم ایران حملات نظامی به ایران را آغاز کنند، رژیم ایران دو تن از تک تیراندازان را بقتل رسانید و یکی از آنها موفق شد خود را به آلمان رسانیده و خود را به کمیساریای عالی سازمان ملل متحد معرفی کند، چون در آن سالها من تحت معالجات پزشکی بودم متاسفانه نتوانستم آن دو تن دیگر را کمک کنم، رژیم ایران آن دوکشت تا سر نخها را از بین ببرد

من سلامتی کاملم را بدلیل پانزده شبانه روز شکنجه های طاقتفرسا توسط سرویسهای ضد جاسوسی و ضد اطلاعات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در آخرین دستگیر ی ام در هزارونهصد و نود و هفت از دست داده ام و هم اکنون با یک بدن تقریبا مصنوعی زندگی میکنم با صدها عمل جراحی و صد ها ساعت بیهوشی عمومی در حالیکه هفت سال قادر براه رفتن نبودم و مجبور به تحمل صندلی چرخدار الکتریکی بود ام بهمین دلیل معتقدم که همه حقایق باید در خصوص دستیابی رژیم ایران به تسلیحات و تکنولژی هسته ای و نقش دولتها و شرکتهای آمریکائی در این مورد گفته شود

در یازدهم دسامبر هزارونهصد و نود و هشت میلادی تمامی مدارک و شواهد را به نماینده سازمان ملل متحد ارائه کردم، مدارکی که بخوبی دلالت میکرد بر اینکه دولتها و شرکتهای آمریکائی نقش عمده ای در تسلیح رژیم ایران به سلاحها، تکنولژی و حتی کلاهکهای هسته ای فرسوده از زمان افتضاح ایران کنترا به بعد را ایفا نموده اند

اگر چه سرهنگ اولیور نورث از ارتش ایالات متحده نقش خود را بخوبی ایفا کرد ولی نتیجه تحقیقات و بررسیهای از هزارونهصد و نود و یک تا هزارونهصد و نودوهفت میلادی کاملا اثبات میکند که پولی توسط دولت آمریکائی وقت به کنتراها داده شده از محل فروش تسلیحات و تکنولژی فرسوده توسط ایالات متحده به رژیم ایران بوده است

ممکن است از دولت آمریکا بپرسید که چرا نام من در لیست سیاه است مادامیکه من یک شهروند آمریکائی هستم و لیست سیاه مختص افراد مقیم میباشد

ممکن است از دولت آمریکا بپرسید که ماموران رسمی مخفی سرویسهای امنیتی رژیم ایران در سازمانهای امنیتی دولت آمریکا چه میکنند، و چرا با همکاری یکدیگر حتی زندگی شخصی من را هم به خطر میاندازند

آیا میدانید چه تعداد از ماموران سرویسهای امنیتی رژیم ایران فارغ التحصیلان دانشگاههای آمریکائی هستند که در عین حال با سرویسهای امنیتی ایالات متحده نیز همکاری رسمی مشترک دارند
 
اگرچه در طول نزدیک به نه سال گذشته سرویسهای امنیتی ایالات متحده با همدستی همکاران ایرانی خود اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در شهر لاس وگاس بارها تلاش کردند که من را بهر کلک و حقه ای شده بزندان افکنند وعلی رغم فشارهائیکه توسط دولت آمریکا بر زندگی شخصی من وارد شده من هنوز در لاس وگاس هستم و آماده مردن. سرویسهای امنیتی آمریکا راهی ندارند یا من را بدلیل فعالیتهای روشنگرانه و سیاسی ام بزندان افکنند که خلاف حقوق شهروندی من بعنوان یک آمریکائی بهرهمند از قانون اساسی میباشد، یا اینکه به همکاران ایرانی خود اجازه دهند تا من را بقتل برسانند که در آنصورت دولت آمریکا از مسئول خواهد بود زیرا از شهروند خود حمایت بعمل نیاورده است. اما گذشته از اینکه چه اتفاقی برای من واقع شود سیاستسازان آمریکائی و جمهوری اسلامی مسئول قتل من خواهند بود. همانطور که در نامه ام به کاخ سفید بوش هم نوشتم دوست ندارم بیگناهان در هنگام قتل من آسیب ببینند

آقای سیمور هرش عزیز
جهت حفظ اعتبارتان پیشنهاد میکنم از این پس قبل از اینکه در مورد ایران بنویسید با آزادیخوهان واقعی و حقیقت نویسان و حقیقت جویان ایرانی مشورت کنید

آیا بهتر نیست که یک حقیقت نویس شوید و جهت ایجاددنیائی بهتر برای نسلهای آینده همه حقایق را بر ملا کنید

چرا نمیخواهید به حقیقت نویسان ایرانی ملحق شوید

 شکل گیری حکومت های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بین و حقیرو ترسو ممکن نیست. این گونه روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند
هانا آرنت اندیشمند آلمانی ضد نازی
  آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند یک تبهکار است
برتولت برشت

با تشکر و حترام

حسین مختارزیبائی

 شهروند ایالات متحده آمریکا
پناهنده سیاسی سازمان ملل متحد
زندانی سیاسی سابق در ایران
بازمانده از قتل عام و شکنجه
رژیم ایران پدرم علی مختار زیبائی افسر نیروی هوائی ایران را در هزارونهصدوهشتادویک میلادی بقتل رسانید زمانیکه ایشان چهل سالشان بود

 لینک به مقاله آقای سیمور هرش

http://www.newyorker.com/reporting/2008/07/07/080707fa_fact_hersh?currentPage=all

لینک به آقای بوش بسه دیگه کافیه

http://lvnv.blogfa.com/8703.aspx

لینک به هشدار خبرنگاران بدون مرز

http://www.rsf.org/print.php3?id_article=27759

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 15:22  توسط حسین مختار زیبائی 
 چگونه سیا از خائنان حمایت میكند

ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
حسین مختار زیبائی
بیست وهفتم ژوئن دوهزاروهشت میلادی

بر اساس خبر منتشره توسط سایت خبرگذاری لهستانی ویبوركزا گازیتا با تیترپاریس پارتی بهمراهی مجاهدین هزاران تن از دانشجویان لهستانی به پاریس خواهند رفت تا در تظاهراتی به حمایت از مجاهدین شركت كنند
بخشی از خبر مذبور كه به فارسی ترجمه در سایتهای فارسی زبان درج شده و همچنین لینك به اصل خبر بزبان انگلیسی در پایان ضمیمه است

A Trip To Paris With Mujahedin

 

اما این خبر از آن جهت قابل بررسی میباشد كه چگونه سرنوشت به اصطلاح مجاهدین به اینجا ختم شد و این مسئله چگونه با سازمان اطلاعات مركزی آمریكا سیا و پروژه ایران یك تصمیم جدید كه هدفش حفظ محتوی رژیم جمهوری اسلامی  است در ارتباط میباشد

سازمان باصطلاح مجاهدین خلق ایران كه شورای باصطلاح ملی مقاومت بال سیاسی و ارتش باصطلاح آزادیبخش ملی ایران شاخه نظامی آن میباشد. اگرچه نام همگی آنها در لیست باصطلاح سازمانهای تروریستی خارجی قرار دارد ولی مردم ایران معتقدند كه مجاهدین خلق ایران نه تنها تروریست نیستند بلكه مورد احترام ملت ایران نیز میباشند ولی در عین حال نیز معتقدند كه رهبران فعلی سازمان نه تنها مجاهد نیستند بلكه از خوشنامی و تاریخ روشن گذشته مجاهدین سوء استفاده میكنند تا با همكاری با سیاستمداران آمریكائی  تحت ایران یك تصمیم جدید به اجر گذاشته و ضمنامطامع خود را نیز به اجرا در آورند
برای اولین بار نماینده سازمان مجاهدین خلق آقای علیرضا جعفرزاده در مارچ دوهزارودو میلادی مسئله تاسیسات هسته ای رژیم ایران را در حضور نمایندگان رسانه ها افشاء كرد، ولی او هیچگاه به نقش دولتها و شركتهای آمریكائی در تسلیح رژیم ایران به تكنولژی هسته ای اشاره ای نكرد، من در یازدهم دسامبر هزارونهصد و نود و هشت میلادی تمامی مدارك و شواهد را به نماینده سازمان ملل متحد ارائه كردم مداركی كه بخوبی دلالت میكرد بر اینكه دولتها و شركتهای آمریكائی نقش عمده ای در تسلیح رژیم ایران به سلاحها، تكنولژی و حتی كلاهكهای هسته ای فرسوده از زمان افتضاح ایران كنترا به بعد را ایفا نموده اند بنا بر این در زمان مصاحبه مطبوعاتی آقای علی رضا جعفر زاده میدانستم كه او خیلی حقایق موجود را پنهان میكند

برای به اجرا در آوردن ایران یك تصمیم جدید كه در واقع پروژه سیا برای حفظ محتوی جمهوری اسلامی در ایران میباشد با ایجاد تغییراتی در شكل، در هفدهم ژوئن دوهزاروسه میلادی نیروهای امنیتی فرانسه خانم مریم رجوی و یكصد شصت تن از اعضاء رده بالای باصطلاح مجاهد را دستگیر كردند،در آنزمان مریم رجوی در فرانسه بود چون پایگاه نظامی آنها معروف به اشرف با حمله نظامی آمریكا به عراق دیگر محل امنی برای او و اعضاء رده بالای سازمان نبود.با بهرهجوئی از نفوذی های خود همچون جعفرزاده و دیگران، كمیته سیاستگذاری ایران، طرح دستگری مریم رجوی و اعضاء رده بالای باصطلاح مجاهدین را با همكاری نیروهای امنیتی فرانسه سازماندهی كرد و مریم رجوی و دیگر اعضاء رده بالای سازمان مجبور شدند تا طرح اعلام رفراندوم برای تغییر رژیم در ایران را بپذیرند و به این شرط آزاد شوند
دو هفته قبل از دستگیری مریم رجوی من پیامی به مركز آقای جعفرزاده فرستادم و طی آن پیام هشدار دادم كه او و دیگران باید هر چه زودتر محل زندگی خانم رجوی را تغییر دهند، همچنین شب قبل از دستگیری خانم رجوی نیز یك هشدار دیگر فرستادم، ولی بنظر میرسید كه آقای جعفرزاده و متحدینش علاقه ای به حفظ خانم مریم رجوی نداشتند،من و دیگرانیكه معتقد به سرنگونی رژیم ایران با جنگ انقلابی بودیم نمیخواستیم كه خانم رجوی دستگیر و مجبور به پذیرش طرح رفراندوم گردد، بویژه كه رفراندوم برخاسته از پروژه ایران یك تصمیم جدید توسط سیا بود

در نهایت با پذیرش طرح رفراندوم و تعهد همكاری به سیا، خانم مریم رجوی در سوم جولای دوهزاروسه میلادی از زندان پاریس آزاد شد، البته من میدانستم كه خانم رجوی با تعهد به پیروی از طرح رفراندوم برای تغییر رژیم ایران از زندان آزاد شده است و مدتی بعد نیز او اعلام رفراندوم كرد دقیقا طبق ایران یك تصمیم جدید و دقیقا طبق اعلام رسمی آقای ریچارد پرل

با اعلام رفراندوم سازمان به اصطلاح مجاهدین مورد تشویق مقامات سیا، پنتاگون و وزارت خارجه قرار گرفته و میلیونها دلار از بودجه سری سیا دریافت كرد، ضمن اینكه درهای سی ان ان، فاكس نیوز و همچنین كاخ سفید بوش بروی آنها باز شد، رادیو فردا و رادیو و تلویزیون صدای آمریكا شروع به مصاحبه های جهتدار با این خائنین كردند. رادیو فردا و صدای آمریكا هر دو بودجه خود را از سیا دریافت میكنند

بعد از اینكه مریم رجوی اعلام رفراندوم كرد، من و بسیاری دیگر از حقیقت جویان و حقیقت نویسان ایرانی شروع به افشاء طرح رفراندوم كردیم، و در نهایت در دسامبر دوهزاروسه میلادی من با اعلامیه رسمی مریم رجوی را خائن به انقلاب ملت ایران معرفی كردم

چند روزی پس از اطلاعیه رسمی من علیه مریم رجوی و طرح رفراندوم در ایران، یكی از اعضاء باند آقای علیرضا جعفر زاده بنام ایرج مصداقی در یك مصاحبه مخدوش تلاش مذبوحانه ای در جهت خدشه وارد كردن به وجه سیاسی من كرد، ولی حقیقت نویسان ایرانی، انقلابیون واقعی، و بخشی از زندانیان سیاسی سابق ایران در برابر او ایستادند، در نهایت در سال دوهزاروهفت میلادی در مصاحبه خود با تلویزیون صدای آمریكا، آقای ایرج مصداقی اعتراف كرد كه برای آزادی از زندان توبه نامه امضاء كرده و فرم تعهد نامه وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی ایران را امضاء كرده است. اشاره به سوابق آقای ایرج مصداقی بخوبی نشان میدهد كه چه كسانی با چه سوابقی با طرحهای سیا، رادیو و تلویزیونهای سیا و سیاستسازان آمریكائی همكاری میكنند، دقیقا طبق قاعده بازی كه ماموران سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی با سرویسهای امنیتی آمریكا مشغول همكاری هستند

بمحض اینكه دربهای سیا، پنتاگون، كاخ سفید بوش، وزارتخارجه آمریكا، سی ان ان، فالس نیوز، رادیو فردا و صدای آمریكا بروی خائنانی كه از نیكنامی مجاهدین واقعی سوء استفاده میكنند باز شد، دروازههای قلبهای ملت ایران بروی این خائنین كاملا بسته شد، اما از آنجا كه سیا و سیاستسازان آمریكائی نمیخواهند همپیمانان خود را تنها بگذارند، این امكان را برایشان فراهم آورده اند تا با باز كردن درهای لهستان دانشجویان لهستانی برایشان تظاهرات پر جمعیتی را در پاریس رقم بزنند

طبق ایران یك تصمیم جدیدپاراگراف سه صفحه دو در متن اصلی انگلیسی آن كه میگوید،
ما با یک سفارت و کوله باری از همبستگی در لهستان بودیم که این همبستگی نقش اساسی را بر مرحله گذر با رعایت اقدامات بدوراز خشونت داشت، به دمکراسی دست یافتیم
لینك به ایران یك تصمیم جدید ضمیمه است

بنابراین برای كمك به همپیمانان تنها مانده خود، سیا، پنتاگون و سیاستسازان آمریكائی صد ها هزار دلار آمریكائی را هزینه كردند تا هزاران دانشجوی لهستانی را به پاریس منتقل كنند تا برای باصطلاح مجاهدین و در جهت اجرای ایران یك تصمیم جدید تظاهرات كنند

مادامیكه یك سازمان به مرحله خیانتكاری به آرمانهای ملتش میرسد راهی برایش باقی نمیماند مگر مهره سیا و پنتاگون همچون یك اسب مرده برای سیاستسازان آمریكائی شدن وبجای حمایتهای ملت ایران دانشجویان لهستانی باید برایش سیاهی لشكر شوند

خبر را در زیر بخوانید و لینك به خبر اصلی نیز ضمیمه میباشد

پاریس پارتی همراه مجاهدین


 سازمان مجاهدین خلق که در صدد برپایی تظاهراتی در کنار فرودگاه شارل دوگل پاریس در روز شنبه آینده است به دانشجویان لهستانی اعلام کرده است که با پرداخت تنها ۶ یورو  آنها را در روزهای جمعه تا یک شنبه به پاریس می بردو برمی گرداند و هزینه غذا و مسکن آنها را نیز می پردازد! در عکس العمل به این دعوت هزاران دانشجوی لهستانی از شهرهای مختلف اکنون عازم پاریس هستند. شرط پوشش هزینه ها هم حضور در تظاهرات روز شنبه است و در آنجا حضور و غیاب انجام خواهد شد. سازمان دهنده این طرح انجمن ایرانی برلین ا ست. تنها از یک شهر لهستان بنام پوزنان ۲۵ اتوبوس امروز عازم پاریس شدند

لینك به اصل خبر

http://wyborcza.pl/1,86871,5401830,A_Paris_Party_With_the_Mujahideen.html#more


لینك به ایران یك تصمیم جدید

http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37

  نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 20:25  توسط حسین مختار زیبائی 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM